جهان معرفی و نقد كتاب

خلاصه کتاب هنر اغواگری اثر رابرت گرین

The Art of Seduction (2001) دومین کتاب نویسنده آمریکایی رابرت گرین است. این کتاب قدرت اجتماعی را از دریچه اغواگری بررسی می کند و یکی از پرفروش ترین کتاب های بین المللی بود.

این کتاب نه نوع اغواگر (با نمایه اضافی برای “ضد اغواگر”) و هجده نوع قربانی را معرفی می کند. گرین از نمونه هایی از شخصیت های تاریخی مانند کلئوپاترا، جاکومو کازانووا، دوک الینگتون و جان اف کندی برای حمایت از روانشناسی پشت اغواگری استفاده می کند. این کتاب شامل ۲۴ تکنیک اغواگری است.گرین «هنر اغواگری» را دنباله‌ای منطقی برای «۴۸ قانون قدرت» می‌دانست، زیرا اغواگری «به همان اندازه که در مورد عشق و عاشقی است، در مورد قدرت و دستکاری روان‌شناختی(مهندسی افکار عمومی به انگلیسی: manipulation نوعی از تأثیر اجتماعی است که هدف آن تغییر رفتار یا ادراک دیگران به‌ویژه عوام از طریق تاکتیک‌های غیرمستقیم، فریبکارانه یا ناشایست است. با پیشبرد منافع دستگیرنده، غالباً با هزینه دیگری، چنین روش‌هایی می‌تواند سوء استفاده و شیطنت تلقی شود.) است، در مورد اینکه چگونه کسی را تحت الشعاع خود قرار دهید».

۹ نوع اغواگر
آژیر
آژیر فردی است که نشان دهنده ماجراجویی و تغییر است. آنها شخصیت و جذابیت خود را با این فرض توسعه می دهند که شریک زندگی آنها همیشه به دنبال تجربیات متنوع است و آن تجربیات را به شریک خود ارائه می دهند. جذابیت Siren در یک تجربه بصری تقریباً نمایشی و حسی است که آنها از طریق لباس های استادانه و هوای فریبنده ایجاد می کنند. آژیر انرژی زنانه را مهار می کند، اغلب خجالتی، پر زرق و برق، سلطنتی است و به سمت یک زندگی فراغت و راحتی می کشد. آنها به دلیل جذابیت جنسی ذاتی خود که در رفتار آرام، بدون عجله و ظاهر خیره کننده آنها نهفته است، تأثیر فوری بر شریک زندگی خود می گذارند. آژیرها کیفیت تقریبا خطرناکی دارند. آنها شرکای خود را وادار می کنند که آنها را تعقیب کنند و تمایل دارند کمی دور از دسترس بمانند. گرین از کلئوپاترا و مرلین مونرو به عنوان نمونه های اصلی خود استفاده می کند.

نماد: آب آواز سیرن مایع و فریبنده است و خود آژیر سیال و غیر قابل درک است. مانند دریا، Siren شما را با وعده ماجراجویی و لذت بی نهایت فریب می دهد. مردها با فراموش کردن گذشته و آینده، او را تا دریا دنبال می کنند و در آنجا غرق می شوند.

راک
The Rake یک اغواگر است که با تعقیب بی وقفه هدف خود، او را جذب می کند. درست همانطور که آژیر به دلیل حضور فیزیکی روی مردان تأثیر می گذارد، چنگک نیز به دلیل توانایی او در نشان دادن ارادت شدید به او بر زنان تأثیر می گذارد. او جذب او می شود زیرا به نظر می رسد دیوانه وار عاشق او شده است. او هیچ تردید یا اکراهی نشان نمی دهد و بی شرمانه ضعف خود را در حضور او اعتراف می کند و از این رو رویای هر زنی را محقق می کند. او در استفاده از کلمات و زبان برای نشان دادن ارادت خود متخصص است. Rake نیز مانند Siren، بخشی از شخصیت خود را پنهان نگه می دارد و احساس خطر و هیجان را ایجاد می کند. او همچنین به یک مرد خانم و بی پروا در عشق شهرت دارد، اما هرگز بدنامی خود را کم اهمیت نمی داند و پنهان نمی کند. در عوض او از آن به نفع خود برای ایجاد علاقه در میان زنان استفاده می کند. گرین از فرانساک، دوک دی ریشلیو[نیاز به ابهام‌زدایی] و گابریل دانونزیو به عنوان نمونه‌هایی از راکس استفاده می‌کند.

نماد: آتش. Rake با آرزویی می سوزد که زنی را که او اغوا می کند شعله ور می کند. افراطی، غیرقابل کنترل و خطرناک است. Rake ممکن است به جهنم ختم شود، اما شعله های آتش اطراف او اغلب باعث می شود که او برای زنان بسیار خواستنی تر به نظر برسد.

عاشق ایده آل
معشوق ایده آل، همانطور که از نامش پیداست، معشوق فانتزی را نشان می دهد که باعث می شود معشوق احساس بلندی و بزرگی کند. گرین از مثال های کازانووا و مادام دو پومپادور برای توصیف یک عاشق ایده آل استفاده می کند. به گفته گرین، کازانووا از نظر تاریخی موفق ترین اغواگر محسوب می شود. او با دادن چیزی که در زندگی آنها گم شده بود، خود را برای زنان غیرقابل مقاومت کرد. او از مشاهدات دقیق برای تعیین نیازهای یک زن استفاده کرد و خود را مظهر خواسته زن معرفی کرد. مادام دو پومپادور با شاه لوئی پانزدهم که نیاز به تغییر و ماجراجویی در زندگی خود داشت، از همین استراتژی استفاده کرد. مادام دو پومپادور به ماجرایی تبدیل شد که او خیلی آرزو داشت. او از طریق لباس‌ها، فعالیت‌های نوآورانه و پروژه‌هایش قلب او را به دست آورد و قدرت زیادی به دست آورد.

نماد: نقاش پرتره. زیر چشم او، تمام عیوب بدنی شما ناپدید می شوند. او صفات والایی را در شما به نمایش می گذارد، شما را در قالب یک اسطوره قرار می دهد، شما را خداگونه می کند، شما را جاودانه می کند. به دلیل توانایی او در ایجاد چنین فانتزی هایی، او با قدرت زیادی پاداش می گیرد. -اسمریتی

شیک پوش
شیک پوش از آن دسته اغواگری است که آزادی ممنوعه ای را ارائه می دهد که اکثر مردم فقط می توانند رویای آن را داشته باشند اما هرگز امیدی به دستیابی به آن ندارند. شیک پوش اساساً یک رادیکال است که با سنت مطابقت ندارد و اغلب برای جذب جنس مخالف به گستاخی تکیه می کند. دندی ها هم می توانند نر و هم ماده باشند. یک شیک پوش مرد یک اغواگر مرد تهاجمی نیست، بلکه یک مرد پیچیده و برازنده است. جایی که یک مرد شیک پوش با جذابیت تقریباً زنانه و توجه به جزئیات لباس می پوشد، یک زن شیک پوش دارای ویژگی های مردانه در ظاهر و پوشش خود است. گرین از نمونه‌هایی از رودلف والنتینو، مارلن دیتریش و لو فون سالومه به عنوان نمونه‌های اولیه از شیک پوشان مرد و زن استفاده می‌کند. رودلف والنتینو یک رقصنده و هنرپیشه مرد بود که حرکات بدنی برازنده، بدنی آراسته و ظاهری تمیز و زیبا داشت. او شخصیتی مردانه داشت، اما جواهرات و لباس های تنگ می پوشید تا هاله ای از پیچیدگی ایجاد کند. او همچنین در فیلم‌هایش با صحنه‌های برهنه کردن و درآوردن لباس‌هایش، قدرت بدنی‌اش را تقویت کرد. مارلن دیتریش و لو فون سالومه زن شیک پوش هر دو در لباس و نگرش خود ناسازگار بودند. مارلین در حالی که سالومه مسلط و محاسبه می‌کرد، مثل یک مرد لباس می‌پوشید. همه این شخصیت های تاریخی به دلیل توانایی آنها در شکستن قراردادها و نشان دادن آزادی تقریباً ممنوع، تعداد زیادی از مردم را اغوا کردند.

نماد: ارکیده. شکل و رنگ آن به طرز عجیبی نشان دهنده هر دو جنس است، بوی آن شیرین و منحط است – این یک گل استوایی شیطانی است. ظریف و بسیار پرورش یافته، به دلیل کمیاب بودن آن ارزشمند است. شبیه هیچ گل دیگری نیست.

طبیعی
بسیاری از مردم دوران کودکی را به عنوان دوران طلایی در نظر می گیرند، به این دلیل که احساس می کنند آن زمان از حافظه بی فکر را از دست داده اند و اجازه می دهد تا خود ارزشمندتر و مطلوب تر باقی بماند. اغواگر طبیعی کسی است که به نوعی ویژگی های دوران کودکی خود را حفظ کرده است. آنها ویژگی بی گناهی در مورد خود دارند که آنها را غیرقابل مقاومت می کند. آنها مانند یک کودک بد اخلاق، آسیب پذیر و بی دفاع، باز و خودجوش هستند. آن‌ها باعث می‌شوند مخاطبانشان گارد خود را پایین بیاورند، زیرا آنها بسیار بی‌خداق و سرحال به نظر می‌رسند. مردم جذب آنها می شوند زیرا آنها تجربه ای با طراوت را در مقابل جدیت روزانه زندگی بزرگسالان نشان می دهند. اگرچه طبیعی ها کیفیتی شبیه به کودک ارائه می دهند، اما خرد بزرگسالی را نیز به ارمغان می آورند و این دو را با هم ترکیب می کنند تا جذابیتی مقاومت ناپذیر ایجاد کنند. گرین از مثال چارلی چاپلین برای شخصیت دادن به ایده طبیعی استفاده می کند.

نماد: بره. خیلی نرم و دوست داشتنی در دو روزگی، بره می تواند به زیبایی قمار کند. در عرض یک هفته “پیرو رهبر” را پخش می کند. ضعف آن بخشی از جذابیت آن است. بره معصومیت محض است، بنابراین ما می خواهیم آن را در اختیار بگیریم، حتی آن را ببلعیم.

عشوه گری
عشوه گری از آن دسته اغواگری است که بدون ارائه رضایت فوری، شخص را به پیش می برد. روش کار آنها این است که رضایت را به طور متناوب بین گرمی و سردی غیرقابل توضیح به تأخیر بیندازند تا قربانی در حالت انتظار باقی بماند و نداند که چه چیزی در راه است. آنها با روانشناسی انسان بازی می کنند زیرا می دانند که هر چیزی که به راحتی در دسترس انسان باشد لزوماً ارزش ندارد. از این رو، شخصیتی از در دسترس نبودن ایجاد می کنند و این باعث ایجاد هیجان در مخاطبان آنها می شود. کوکت ها نیز تا حدودی خودشیفته هستند و هیچ ابایی ندارند که قربانیان خود را بی وقفه به دنبال آن ها بگذارند. آنها در اهداف خود احساس ناامنی ایجاد می کنند و وقتی به لبه پرتگاه می رسند آنها را با نشان دادن گرما و توجه به عقب می کشند. آنها در درون خود احساسات مجموعه ای بی خاصیت را بازی می کنند که بین عشق و نفرت در نوسان است. گرین از ملکه جوزفین بناپارت و اندی وارهول به عنوان نمونه استفاده می کند.

نماد: سایه. نمی توان آن را درک کرد. سایه خود را تعقیب کنید و فرار خواهد کرد. پشت خود را به آن و آن را به دنبال شما. این همچنین جنبه تاریک یک شخص است، چیزی که آنها را مرموز می کند. بعد از اینکه آنها ما را خوشحال کردند، سایه کناره گیری آنها ما را در آرزوی بازگشت آنها می کند، همانطور که ابرها ما را به آرزوی خورشید می کشانند.

افسونگر
افسونگران کسانی هستند که با قرار دادن اهداف خود در مرکز توجه اغوا می کنند. آنها خودشان را برجسته نمی کنند، بلکه تمام تمرکز آنها بر آوردن راحتی و لذت به اهدافشان است. آنها از انواع درگیری ها اجتناب می کنند و با وادار کردن آنها به صحبت در مورد خود، به غرور افراد متوسل می شوند. آنها تماشا و مشاهده می کنند که اجازه می دهند اهدافشان کاملاً باز شوند. هنگامی که نقاط ضعف خود را می شناسند، از این اطلاعات برای ارائه آنچه می خواهند استفاده می کنند. این به آنها اجازه می دهد تا اهداف خود را کاملاً حفظ کنند. گرین رابطه بنجامین دیزرائیلی و ملکه ویکتوریا را مثال می زند. دیزرائیلی می دانست که ملکه ویکتوریا مشتاق توجه یک مرد است و از این بینش برای جلب اعتماد و نزدیکی خود در دادگاه استفاده کرد.

نماد: آینه. روح شما آینه ای برای دیگران نگه می دارد. وقتی شما را می بینند خودشان را می بینند: ارزش ها، سلیقه ها، حتی معایبشان. رابطه عاشقانه مادام العمر آنها با تصویر خودشان راحت و هیپنوتیزم کننده است. بنابراین آن را تغذیه کنید هیچ کس چیزی را که پشت آینه است نمی بیند.

کاریزماتیک
اغواگران کاریزماتیک ذاتاً هیجان‌انگیز هستند، زیرا به عنوان خودکفا و خود رانده شناخته می‌شوند. آنها نمایانگر شخصیتی هستند که بیشتر مردم می خواهند خود را آن گونه ببینند. آنها ممکن است سخنوران بزرگ، چهره های عمومی، رویاپردازان یا رهبران بزرگ باشند. مردم ممکن است برای کاهش رنج و یا نجات آنها به آنها نگاه کنند. آنها از شخصیت قدرتمند و روش خود با کلمات استفاده می کنند تا احساسات را تحت تأثیر قرار دهند و تغییرات را تحریک کنند. برخی از شخصیت های کاریزماتیک می توانند با ایجاد تضاد در شخصیت خود اغوا کنند. ظلم و مهربانی، قدرت و آسیب پذیری و غیره. گرین از اوا پرون، الویس پریسلی، جوآن آو آرک، گریگوری راسپوتین، مالکوم ایکس، چارلز دوگل و جیدو کریشنامورتی به عنوان مثال استفاده می کند.

نماد: لامپ. جریانی که برای چشم نامرئی است، از سیمی در یک ظرف شیشه‌ای عبور می‌کند و گرمایی ایجاد می‌کند که تبدیل به شعله می‌شود. تنها چیزی که می بینیم درخشش است. در تاریکی غالب، چراغ راه را روشن می کند.

ستاره
ستاره حضور پر زرق و برق و دراماتیکی دارد و خود را به عنوان ابژه ای جذاب معرفی می کنند. به عنوان مثال، کندی ستاره ای بود که با کیفیت ستاره ای و فصاحت خود بر حریفان خود پیروز شد. ستاره ها ضمیر ناخودآگاه را با توسل به شیفتگی انسان به چیزهای عجیب و غریب و اسطوره ای فریب می دهند. آنها شخصیتی بزرگتر از زندگی ایجاد می کنند و سپس آن را با ویژگی های انسانی بازی می کنند که آنها را در برابر اهداف آماده می کند. مردم به ستاره جذب می شوند زیرا مجذوب ستاره هستند و می توانند در همان زمان با آنها ارتباط برقرار کنند.

نماد: بت. قطعه سنگی که به شکل خدا تراشیده شده است که شاید با طلا و جواهرات می درخشد. چشمان نمازگزاران سنگ را پر از زندگی می کند و تصور می کند که دارای قدرت واقعی است. شکل آن به آنها اجازه می دهد آنچه را که می خواهند ببینند – یک خدا – اما در واقع فقط یک تکه سنگ است. خدا در تصورات آنها زندگی می کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *