مقاله

مقاله ی “آیات و واقعیت: آنچه قرآن واقعاً در مورد یهودیان می گوید”

اسرائیل شرنزل، تحلیلگر ارشد سابق بخش عربی بخش تحقیقات آژانس امنیت اسرائیل است. او در حال حاضر در دانشگاه تل آویو در گروه مطالعات عربی و اسلامی تدریس می کند. تحقیقات او تفکر مدرن اسلامی (به ویژه مدرنیسم اسلامی و اخوان المسلمین)، اسلام باستان و روابط یهودی و مسلمانان در قرون وسطی را در بر می گیرد. شرنزل همچنین درباره مفهوم جهاد جهانی و مظاهر آن در دهه های اخیر تحقیق کرد.

معرفی
مسئله نگرش قرآن به یهودیان صرفاً یک موضوع نظری-آکادمیک نیست. به دلیل محوریت قرآن در زندگی مسلمانان و جوامع مسلمان در گذشته و حال، این پرسش تأثیری اساسی در شکل‌گیری نگرش نسبت به یهودیان داشته و هنوز هم دارد. درست است، این تنها عامل نیست و موارد روزمره بیشتری نیز وارد بازی می شوند. اما موضوع همچنان موضوع مهمی برای مطالعه و آشنایی با آن است.

این مقاله با تاریخچه فصل اول – و بسیار مشکل ساز – در روابط مسلمانان با گروه های یهودی در عربستان، به ویژه در شهر مدینه آغاز می شود. سپس آیات منتخبی از نوع – که اکثریت آنها هستند – ارائه می کند که نگرش منفی و خصمانه را نسبت به یهودیان مطرح می کند، همراه با آیاتی – فقط تعداد کمی – که می توان از آنها نگرش مدارا گرفت. در نهایت، من پتانسیل یک تفسیر مدرن خلاقانه را نشان خواهم داد که نگرش مدارا را تقویت می کند، تفسیری که اکنون در حال احیای خاصی در پس زمینه مبارزات بین افراط گرایان و میانه روها در جهان اسلام است.

تصویر تاریخی
یهودیان در مدینه قبل از هجرت
در سال ۶۲۲ محمد با چند مؤمن خود به مدینه نقل مکان کرد. بیش از ۱۰ سال موعظه برای ساکنان شهر خود، مکه، به بن بست رسیده بود و او به شدت مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود. اطلاعات موثقی در مورد روابط محمد با یهودیان قبل از هجرت در دست نیست، اما او ممکن است در سفرهای خود به عنوان تاجر که پیشه او بود تا زمانی که در سن ۴۰ سالگی به پیشگویی پرداخته بود، با یهودیان روبرو شده باشد. اما واضح است که رضایت چند نفر و قبیله برای پذیرایی از او در مدینه ناشی از قرار گرفتن این افراد در معرض نفوذ یهود-توحید بود. حضور قابل توجه یهودیان در شهر و اطراف آن وجود داشت.

سه قبیله برجسته یهودی در زمان هجرت در شهر بودند: قینوقه، نادر و قریظه. آخرین تحقیقات نشان می دهد که وزن آنها در شهر قابل توجه بوده است. آنها بر تجارت، زمین های کشاورزی، قلعه ها و سلاح ها تسلط داشتند. آنها متحدان (نه بخشداران) دو قبیله غالب عرب، اوس و خزرج بودند.

قبایل یک پروسه طولانی اعراب سازی را پشت سر گذاشته بودند (که در نام ها، آداب و رسوم و شیوه های زندگی آنها منعکس شده است). شواهد روشنی مبنی بر تمایلات مذهبی-روحانی آنها وجود ندارد، اما معمولاً تصور می شود که آنها یهودیان خاخام-تلمودی از نوع آشنا بودند که احکام را رعایت می کردند و به خدای خود وفادار بودند. نمونه‌ای از آن بیت میدراش در شهر است، نوعی «چدر» برای فرزندان یهودیان که پسران نخبگان مسلمان نیز در آن مطالعه می‌کردند و احتمالاً نگرش توحیدی را به خود جذب می‌کردند. جای تعجب نیست که ۷ نفر از ۱۲ رهبر محلی مدینه در «چدر» شاگرد بودند.

تلاش برای متقاعدسازی: آزار و اذیت و کشتن
محمد در اولین دوره اقامت خود در مدینه تلاش زیادی کرد تا یهودیان را متقاعد کند که او را به عنوان پیامبر بشناسند و به اردوگاه او بپیوندند. برای این منظور، او آماده بود تا به مؤمنان خود دستور دهد که در جهت اورشلیم دعا کنند و یوم کیپور را به عنوان روز روزه بگیرند. اما تلاش های او کاملاً رد شد. یهودیان (به جز چند استثنا) به این قاعده پایبند بودند که نبوت قبلاً در آغاز روزهای معبد دوم باطل شده بود، و حداکثر موافقت کردند که ممکن است محمد فرستاده شده باشد تا پیام توحیدی را فقط به اعراب برساند. روایات و آیات قرآن نشان می‌دهد که پاسخ به گستاخی یهودیان، تشدید شدید مجادلات علیه آنان بود، با محوریت اتهام تحریف کتاب‌های خود که به ادعای مسلمانان، وحی محمدی را پیش‌بینی می‌کند. این تشدید جدلی منجر به روندی مرحله‌ای برای حذف یهودیان شد که برخی از آنها تبعید و برخی دیگر کشته شدند. این روند با پیوستن تدریجی و در عین حال سریع ساکنان غیریهودی مدینه به صفوف محمد تقویت شد. وضعیت یهودیان بدتر شد و آنها دیگر نمی توانستند به پیمان های دفاعی قدیمی با قبایل عرب، که رهبران آنها به آنها توضیح می دادند که “قلب ها تغییر کرده است” تکیه کنند.

قبلاً در سال ۶۲۴، حدود دو سال پس از هجرت، محمد سنگرهای قبیله یهودی قینوقع را محاصره کرد و آنها را به سوریه تبعید کرد. آنها تمام اسلحه و تمام دارایی خود را پشت سر گذاشتند. حدود یک سال بعد، اعضای نادر نیز پس از قطع باغات خرما توسط نیروهای محمد، که منبع امرار معاش آنها بود، تبعید شدند. خانه و اموال آنها نیز توسط جامعه مسلمانان مصادره شد. دراماتیک ترین وقایع در سال ۶۲۷ رخ داد، زمانی که مردان قبیله قریظه قتل عام شدند و زنان و کودکان به بردگی فروخته شدند. سنت سعی می کند با متهم کردن آنها به نقض قراردادها، مسئولیت محمد در قتل صدها یهودی را پنهان کند، اما این اتهام فاقد هر گونه مبنای تاریخی محکم است. کارزار ضد یهودی با فتح واحه خیبر در شمال مدینه در سال ۶۲۸، تبعید برخی از ساکنان آن و تبدیل برخی دیگر به کشاورزان مستاجر به پایان رسید. شعاری که تا امروز (حداقل در راهپیمایی های حماس) شنیده می شود این است: «خیبر، خیبر، یا یهود، جیش محمد س یاود!» (خیبر، خیبر، ای یهودیان! لشکر محمدی برمی گردند!). تنها شش سال پس از هجرت به نمادی از انقیاد یهودیان در عربستان تبدیل شده است.

دو پدیده دیگر قابل توجه است. نخست، در کنار مبارزه فیزیکی با یهودیان، محمد عناصر یهودی را از دین جدید خود حذف کرد: جهت نماز به جای اورشلیم به مکه بازگشت. ماه رمضان جایگزین یوم کیپور به عنوان زمان روزه داری شد. و اقدامات دیگری برای تأکید بر جایگاه مستقل و والای اسلام انجام شد. ثانیاً، جالب است که هیچ نشانه‌ای از همکاری چشمگیر قبایل یهودی در مقاومت در برابر محمد وجود ندارد. در حال حاضر یافتن دلیل این امر دشوار است.

برخی از آیات «یهودی» قرآن
هنگامی که قرآن به صراحت به یهودیان اشاره می کند، از سه اصطلاح مختلف استفاده می کند: بنی اسرائیل، «بنو اسرائیل». یهودیان، «الیهود»؛ و «اهل الکتاب»، اصطلاحی که به یهودیان و مسیحیان یکسان اطلاق می شود. دسته اول مربوط به اسرائیلیان کتاب مقدس است و تقریباً همیشه داستان کتاب مقدس را منعکس می کند، در بسیاری از موارد مطالبی از ادبیات عظیم یهود از تفاسیر و افسانه ها اضافه می شود که در کتاب مقدس وجود ندارد، بیشتر از میدراش.

اکثریت قریب به اتفاق آیات کاملاً تحقیر آمیز هستند و به راحتی می توان فهمید که چرا و چگونه برای توجیه نگرش های یهودی ستیزانه مسلمانان در گذشته و حال استفاده شده است. در دسته اول، داستان‌ها بر گناهان کبیره بنی‌اسرائیل، عمدتاً نافرمانی آنها از خدا و پیامبرانشان، و مجازات‌های سختی که در طول تاریخ طولانی رنج‌هایشان سهم آنها بود، تأکید می‌کنند. برخی از عذاب ها بر اساس برخی از آیات برای همیشه دامنگیر آنها خواهد شد. داستان ها به گونه ای شکل گرفته اند که بین سرنوشت انبیای کتاب مقدس و وضعیت محمد در برابر اعراب بت پرست و یهودیانی که او را رد کرده اند، شباهت داشته باشد. این موقعیت، محمد را در موقعیتی برابر با موسی و عیسی قرار می دهد، برای مثال، و همچنین به او وعده الهی می دهد که با وجود همه موانع، سرانجام راه و پیام او پیروز خواهد شد.

در دسته دوم و سوم، اتهامات تند علیه یهودیانی است که به مقابله با محمد پرداختند و از پیوستن به دین جدید او خودداری کردند. اینها اساساً آیاتی از مجادله تلخ علیه عقاید و اعمال آن یهودیان است.

به عنوان یک قاعده، قرآن هیچ اشاره ای به زمینه خاص وحی ندارد. با این وجود، آیات «یهودی» معمولاً با توالی تاریخی اساسی که در سنت مسلمانان وضع شده و امروزه به طور گسترده توسط دانشمندان غربی پذیرفته شده است، مطابقت دارد. بنابراین، به طور تقریبی، ما چند آیه تساهل‌آمیز پیدا می‌کنیم که احتمالاً مربوط به دوره‌ای است که محمد هنوز امیدوار بود حمایت یهودیان را به دست آورد و/یا قدرتی نداشت که مستقیماً علیه آنها با استفاده از ابزارهای خشونت‌آمیز عمل کند. این آیات همچنین مربوط به دورانی است که او می‌خواست قبیله مکه خود را متقاعد کند که رسول خداست. حتی در آن زمان و همچنین در مراحل بعدی، آیات منفی درباره بنی اسرائیل نیز وارد شده است.

در ادامه منتخبی کوچک از آیات مرتبط آورده شده است که هر کدام با جمع بندی کوتاهی همراه است.

آیات ضد یهود
نمونه ای از گناه کبیره بنی اسرائیل باستان.

… قوم موسی پس از او از زیور آلات خود گوساله ای را که بدنی ساده پایین آورده بود، برای خود گرفتند. آیا ندیدند که با آنها صحبت نکرد و آنها را به هیچ راهی هدایت نکردند؟ با این حال آنها آن را نزد خود بردند و بدکار بودند. (۷:۱۴۵-۱۴۶)

یهودیان متهم به بی ایمانی و کشتن پیامبران خود هستند.

پس به خاطر شکستن پیمان و کفر به آیات خدا و کشتن پیامبران به ناحق و به خاطر این که گفتند: «قلوب ما ختنه نشده است»، بلکه خداوند بر کفرشان مهر زد، پس ایمان نمی آورند. به جز تعداد کمی.… (۴:۱۵۴-۱۵۵)

اشاره ای روشن به تخریب دو معبد و هشداری برای آینده.

و برای بنی اسرائیل در این کتاب مقرر کردیم: «در زمین دو مرتبه فساد کنید…»

پس چون وعده اولین آنها فرا رسید، بندگان خود را بر تو فرستادیم که مردانی نیرومند بودند و در خانه ها رفتند و آن وعده وفا شد.

سپس به تو بازگردانیدیم تا بر آنان چیره شوی…

سپس چون وعده دومی فرا رسید، بندگان خود را بر تو فرستادیم تا از تو بیزار باشند و به معبد وارد شوند، همان گونه که بار اول وارد شدند. (۱۷:۴-۷)

ادعای اصلی جعل، که در قرآن بسیار تکرار شده است.

ای اهل کتاب، اکنون پیامبر ما به سوی شما آمد که بسیاری از چیزها را که کتاب را کتمان می کردید برای شما بیان می کند و بسیاری از چیزها را محو می کند… (۵:۱۹).

بخشی از گناه یهودیان پایبندی آنها به حکمای خود است و نه مستقیماً به تورات.

یهودیان می گویند: «عزرا پسر خداست». مسیحیان می گویند: “مسیح پسر خداست.”

… خدا به آنها حمله کند! چقدر منحرف هستند!

آنها خاخام ها و راهبان خود را به غیر از خدا به عنوان پروردگار انتخاب کرده اند. (۹:۳۰-۳۱)

یهودیان با مسلمانان دشمنی دارند:

یقیناً دشمن ترین مردم به مؤمنان را یهودیان و مشرکان خواهی یافت. (۵:۸۵)

یکی از تندترین آیات، توصیف یهودیان به عنوان میمون و خوک.

بگو: ای اهل کتاب، آیا ما را به دلیل دیگری سرزنش می کنید جز اینکه ما به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه پیش از این نازل شده است ایمان آورده ایم و بیشتر شما فاسق هستید؟

هر کس را که خداوند لعنت کرده و بر آنها خشم گرفته و برخی از آنها را بوزینه و خوک و بت پرست قرار داده است، حالشان بدتر است و از راه راست بیشتر گمراه شده اند. (۵:۶۴-۶۵)

نشانی از جنگ با یهودیان، و مجوز الهی برای کشتن آنها.

و کسانى از اهل کتاب را که آنان را پشتیبانى کردند از دژهایشان فرود آورد و در دلهایشان وحشت افکند. برخی را کشتید، برخی را اسیر کردید. و زمین‌ها و مسکن‌ها و دارایی‌هایشان و سرزمینی که هرگز پایمال نکرده‌اید، به شما واگذار کرد. خداوند بر هر چیزی تواناست. (۳۳:۲۶)

آیات مدارا
اگر خدا می خواست، شما را امت واحدی قرار می داد. بلکه تا شما را در آنچه به شما رسیده بیازماید. پس در کارهای نیک رو به جلو باشید. به سوی خدا باز خواهی گشت… (۵:۵۴)

هیچ اجباری در دین نیست. درستی از خطا روشن شده است. پس هر کس به بت ها کافر شود و به خدا ایمان آورد، به محکم ترین دستگیره و ناگسستنی چنگ زده است. (۲:۲۵۷)

در برابر جریان اصلی: قرائت محمد عبده از س ۱: ۷
عبده و تفسیر المنار
محقق مصری محمد عبده (۱۸۴۹-۱۹۰۵) چهره ای شناخته شده در محافل مسلمانان و فراتر از آن است. ذکر این نکته کافی است که او را بنیانگذار مدرنیسم اسلامی می‌دانند، مکتبی که خواستار اصلاح عمیق نگرش‌های مسلط مسلمانان بود تا شکاف بین ارزش‌های اسلامی و تفکر غربی را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. عبده آماده بود تا عقاید و اعمالی را از غرب به عاریت بگیرد، مانند دموکراسی، حکومت قانون، اصلاحات آموزشی، اندیشه و تحقیق آزاد، وضعیت بهبود یافته برای زنان، و روابط با مؤمنان دیگر ادیان.

وی فارغ التحصیل دانشگاه الازهر و سپس مربی ارشد آن مؤسسه و در سالهای پایانی نیز مفتی مصر بود. یکی از ارکان مهم پروژه او این بود که ثابت کند همه این تغییرات توسط منابع اسلامی – قرآن، حدیث، و اشکال رفتاری که سلف ها، پدران باستانی اسلام، تقریباً سه مورد اول، نمونه بودند، مجاز و حتی مجبور شده بودند. نسل های بعد از پیامبر این منابع باید تحت یک فرآیند اجتهاد یا تفسیر مجدد قرار می گرفتند. آنها در این صورت کاملاً برای مقابله با چالش‌های پیش روی مسلمانان در عصر مدرن صلاحیت خواهند داشت.

ابزار اصلی عبده برای انتشار نظراتش، نشریه المنار، “فانوس دریایی” بود که توسط شاگردش رشید رضا در سال ۱۸۹۸ تأسیس شد. پس از مرگ عبده، المنار تا زمان مرگ رضا در سال ۱۹۳۵ انتشار منظم خود را ادامه داد. رضا به یک محقق بسیار مهم تبدیل شد. در حق خودش

المنار نیز گهگاه سخنرانی های عبده را در مورد چهار سوره اول قرآن منتشر می کرد. او تقریباً هر هفته آنها را به‌صورت شفاهی به گروهی از شاگردانش ارائه می‌کرد و رضا برای نسخه‌ای نوشتاری اقتباس می‌کرد که در برخی موارد سخنان خود را اضافه می‌کرد که به وضوح از سخنان عبده متمایز بود. پس از مرگ عبده، رضا به تفسیر (تفسیر) ادامه داد و کار او اکنون از طریق سوره ۱۲ به تفسیر المنار در ۱۲ قسم معروف است.

در پیشگفتار عبده بر تفسیر، در راستای پروژه مادام العمر خود، می‌گوید: «این تنها تفسیری است که سنت و اندیشه عقلانی را در هم می‌آمیزد… که روشن می‌کند که قرآن راهنمای بشریت در همه زمان‌ها است و وضعیت مسلمانان را در حال ارزیابی می‌کند. زمان‌ها، از جمله انحراف آنها از هدایت صحیح قرآن». ۴

عقاید عبده حتی برای کسانی که او را مرشد خود می‌دانستند یا می‌خواستند او را چنین جلوه دهند کاملاً پذیرفته نشد. دو گرایش را می توان در میان آنها ردیابی کرد: یکی رویکردی بسیار غربگرا و حتی سکولار اتخاذ کرد. یکی دیگر از برجسته ترین حامیانش که خود رضا و اخوان المسلمین بودند، نگرش بسیار مشکوکی نسبت به ارزش های غربی اتخاذ کردند، آنچه را که آنها «تهاجم فرهنگی غرب» می دانستند را رد کرد و جهاد علیه استعمار و صهیونیسم را بر اصلاحات و تغییرات داخلی اولویت داد. در سال‌های اخیر، در پس‌زمینه آشفتگی‌های بزرگ ایدئولوژیک و سیاسی در جهان عرب و اسلام، و بیش از صد سال پس از مرگ عبده، دیدگاه او تا حدودی در حال تجدید حیات است. اکنون، همانطور که خواهیم دید، آمادگی فزاینده ای برای تجدید نظر در ایده های معتدل او وجود دارد.

سوره فاتحه: ویژگی های اصلی
افتتاحیه

بسم الله الرحمن الرحیم
حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار همه موجودات است
۳ الرحمن الرحیم
۴ استاد روز قیامت
۵ فقط تو را می‌پرستیم و تنها برای تو دعا می‌کنیم
۶ ما را به راه راست هدایت کن
۷ راه کسانى که بر آنان خشمگین هستى و نه راه گمراهان.
قرن ها تحلیل اعم از اسلامی و غیراسلامی به ویژگی های منحصر به فرد این سوره اشاره کرده است. سوره‌ها عمدتاً از طولانی‌ترین به کوتاه‌ترین، با برخی استثنائات جزئی سازمان‌دهی شده‌اند. اما فاتحه، هر چند کوتاه، اولی است. این در واقع دعایی به درگاه خداوند است، حتی اگر اعتقاد به اینکه کل قرآن کلام خداست، ستون اساسی آموزه اسلامی است. از این رو، تبیین واجب مسلمانان این است که این سوره منعکس کننده دستور خداوند به مسلمانان در مورد چگونگی دعا کردن با او به شیوه صحیح است. از آنجایی که مسلمانان کتاب دعایی مانند سیدور یا محزور در یهودیت ندارند، فاتحه جزء اصلی دعای روزانه مسلمانان است و همچنین در بسیاری از مناسبت‌های دیگر در زندگی فردی و اجتماعی از گهواره تا قبر خوانده می‌شود.

در مورد محتوای آن، شش آیه اول کاملاً روشن است. آنها سخنی مستقیم با خدا هستند و او را ستایش می کنند و از او در راه مستقیم کمک و راهنمایی می خواهند. همانطور که قبلاً توسط بسیاری ذکر شد، این سوره حاوی عباراتی است که شبیه عبارات کتاب مقدس است، هیچ اشاره ای به پیامبر نمی کند، و می تواند به راحتی در سیدور سنتی یهودی گنجانده شود، ایده ای که قبلاً توسط یهودیانی که در گفتگوی یهودی-مسلمان فعال هستند مطرح شده است. .

تکلیف اصلی تفسیری مربوط به آیه ۷ است: سه گروهی که در آنجا ذکر شده چه کسانی هستند؟ اکثر مفسران مسلمان، از تفسیر طبری در قرن دهم، معتبرترین در سنت مسلمانان، تا تفسیر کوتاه و بسیار محبوب الجلالین در قرن پانزدهم، این دسته بندی را اتخاذ می کنند: «مبارک ها» عبارتند از: مسلمانان، کسانی که مورد غضب خدا قرار گرفته اند یهودیان هستند و گمراهان مسیحیان. بر این اساس، هر مسلمانی از خدا می‌خواهد که از فیض او که مخصوصاً به مسلمانان اختصاص داده شده است، بهره مند شود و او را به شدت از گذشته و آینده تاریخ و سرنوشت یهودی و مسیحی متمایز کند. همانطور که اخیراً توسط محقق اسرائیلی آوی القیام در مقاله جامع خود در مورد الفاتحه ذکر شده است، این توضیح در میان دانشمندان مدرن نیز رایج است، به ویژه کسانی که به محافل بنیادگرا- رادیکال تعلق دارند. برجسته ترین آنها سید قطب (۱۹۰۶-۱۹۶۶) است که به طور گسترده به عنوان “پدر معنوی” همه جنبش های جهادی از جمله القاعده و دولت اسلامی شناخته می شود.

اگر از مسلمان معمولی معنای آیه را بپرسیم، احتمالاً به معنایی که ارائه شد استناد می کند. مسلماً، این درک از آیه با روح و محتوای اکثر نگرش‌های قرآنی، البته نه همه، نسبت به یهودیان، مطابقت دارد، همانطور که در «مخاطره» نشان داده خواهد شد. بدون شک این درک مشترک و تقریباً شهودی سهم خود را در یهودی ستیزی مسلمانان، قدیم و جدید، سهیم کرده است.

از سوی دیگر، القیام نیز نشان می‌دهد که در اسلام کلاسیک، تبیین غیر انحصاری و غیر خودستایی آیه، اگرچه توسط اقلیتی آشکار مورد حمایت قرار می‌گرفت، اما به کلی غایب بود. به ویژه در محافل صوفیانه، که در نوشته‌های ابوحامد غزالی (متوفی ۱۱۱۱) و ابن العربی (متوفی ۱۲۶۰) به خوبی نمونه‌ای از آن است، رویکرد جهانی و جهان‌شمول تری اتخاذ شد. به احتمال زیاد این علما و سایرین مانند آنها تأثیر بسزایی در نگرش عبده داشته اند.

تفسیر عبده بر ۱: ۷
عبده با ارائه شرح مشهور آیه آغاز می کند و سپس تصریح می کند که این سوره اولین نزول خداوند بر حضرت محمد(ص) بوده است. او این ادعا را بر اساس روایتی منسوب به علی، پسر عموی محمد و بعدها داماد او می‌داند. عبده البته می‌دانست که این دیدگاه رایج نیست، که معمولاً سوره ۹۶ را اول می‌داند، اما ادعای او برای استدلال او ضروری است: یعنی اینکه این سوره در اوایل توسعه اسلام نازل شده است، بنابراین محال است که نماز دستور داده شده باشد که از خدا بخواهد او را در راه اسلام هدایت کند. در آن زمان راه مسلمانان در حال برداشتن اولین گام های مردد بود و البته بسیار دور از انسجام بود. بعداً بعد از مکاشفه های بیشتر متبلور می شود.

عبده می‌گوید پس روشن است که سعادتمندان مسلمان نیستند. در عوض، آیه به «انبیا و صالحان و شهدای امت‌های پیشین اسلام» اشاره دارد. او خاطرنشان می کند که سه چهارم قرآن به داستان هایی اختصاص دارد که به این ملل مربوط می شود. از این رو مطالعه دقیق عقاید و بدعت های آنان به صراط مستقیم می انجامد. بنابراین، کسانی که مورد غضب خدا قرار گرفتند و کسانی که به بیراهه رفتند، باید با افرادی از “ملت های قبلی” شناخته می شدند، اما نه با گروه های جمعی بزرگ. به عبارت دیگر، آنها می توانند یهودی و مسیحی باشند، اما نه یهودیان و مسیحیان به عنوان موجودات متحد و جمعی.

در این مرحله عبده با ارائه یک قطعه «مدرنیستی» در رابطه با موضوع آموزشی که برای او بسیار عزیز بود، یعنی اهمیت یادگیری تاریخ، به تز اصلی خود مکث می کند. اشاره او به آن در تفسیر سوره اول نشان دهنده تلاش طولانی او برای گنجاندن تاریخ در برنامه درسی همه سطوح تحصیلی و به ویژه در دانشگاه الازهر است. همانطور که او اعلام کرد:

خجالت و سرگردانی سهم کسانی خواهد بود که می شنوند بسیاری از روحانیون ملتی که این کتاب است، با ادعاهای دینی مانع مطالعه تاریخ می شوند و به دروغ ادعا می کنند که نیازی به چنین مطالعه ای نیست. آنها این ادعاها را مطرح می کنند، در حالی که قرآن بیان می کند که آگاهی از وضعیت ملت ها از مهم ترین مسائلی است که این دین به آن نیاز دارد.

او سپس به اصل تفسیر خود باز می گردد و سؤالی اساسی را مطرح می کند: «چگونه ممکن است خداوند به ما دستور دهد که از راه پیشینیان پیروی کنیم، در حالی که ما اکنون احکام و رهنمودهای قانونی داریم که آنها نداشتند، بنابراین قوانین ما را باید کامل‌تر و مناسب‌تر از زمان ما دانست؟»

پاسخ او بسیار واضح است:

خود قرآن با بیان صریح این مسئله که دین خدا در همه امت ها یکی است و احکام شرعی از دینی به دین دیگر با توجه به تغییر زمان تنها به تفصیل تغییر می کند، به این مسئله اشاره می کند، اما تغییری در دین وجود ندارد. مبانی، در اصول اولیه – ایمان به خدا و پیامبران، نفی منکر و تلاش در راه بهترین فضایل در همه ادیان مشابه است.

و نتیجه به دست آمده روشن است:

خداوند به ما دستور داد که با دقت به تاریخ این قوم «مبارکین» بنگریم و طبق اصول نیکوکار از آنها تقلید کنیم. جزئیات احکام کلی آنها را باید از شریعت ما و از پیامبرمان آموخت.

شایان ذکر است که عبده کدام آیات را برای تأیید استدلال خود ارائه می کند. اولین دستور الهی است که مستقیماً به یهودیان و مسیحیان می گوید:

بگو ای اهل کتاب! اکنون به سخنی که میان ما و شما مشترک است بیایید که جز خدا را نپرستیم و شریک او نکنیم و برخی از ما برخی دیگر را غیر از خدا به خدایی نگیریم.» (۳:۵۶)

دومی حاوی مفصل ترین فهرست، در یک آیه، از شخصیت های کتاب مقدس است که قرآن آنها را پیامبر و فرستاده می داند:

همان گونه که به نوح و پیامبران پس از او وحی کردیم به تو وحی کردیم و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و قبیله ها و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی کردیم و به داود زبور دادیم. و رسولانی که قبلاً به تو گفته‌ایم و رسولانی که به تو نگفتیم.» (۴:۱۶۲)

انتخاب این دو آیه گویای خود است: نگرش بسیار مثبتی را نسبت به پیامبران پیشین ترکیب می‌کند، زیرا احتمالاً به گفته نویسنده، آنها «مبارک‌ها» هستند که در سوره ۱ ذکر شده است. و درخواست برای وجه مشترک با دیگر ادیان توحیدی، تصوری که عبده آن را به زمان خود نیز مرتبط می‌دانست.

میزان نوآوری در تفسیر عبده زمانی مشخص می شود که توجه داشته باشیم که رضا حدود ۳۰ صفحه بعد از سخنان عبده تصحیح کرده است. او در آن ادعا می کند که چندین حدیث معتبر وجود دارد که طبقه بندی سنتی را تأیید می کند.

نمونه های بیشتری از نگرش عبده
تحلیل کامل نگرش‌های «یهودی» عبده در تفسیر و سایر نوشته‌های او، کاری است که هنوز انجام نشده است. اما با این حال، نگاهی به حتی بخشی از مجموعه مکتوب او شباهت آشکاری را با ایده های او که در بالا ارائه شد، آشکار می کند.

نمونه بارز آن تفسیر عبده بر آیه است: «شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدید آمده، امر به معروف و نهی از منکر و ایمان به خدا» (۳:۱۰۶). او می‌کوشد تا عنوان معتبر «بهترین امت» را به پیامبر و پیروانش که در حضور او با او فعال بودند، محدود کند. در واقع او بر این نکته تأکید می کند که کسانی که در مراحل اولیه به اسلام گرویدند، اما شخصاً پیامبر را ملاقات نکردند، در آن گروه قرار نمی گیرند. این توضیح با تعریف بسیار جامع تری که تفسیر الجلالین اتخاذ کرده است، در تضاد است، که می گوید «امت محمد»، ظاهراً به طور کلی، شایسته این عنوان است. حتی رضا می گوید که مسلمانان به طور کلی شایسته این تعریف بودند، تا زمانی که خلافت اموی زمام امور را در دست گرفت و اختلاف و جنگ داخلی را در درون امّت کاشت.

یکی دیگر از ویژگی های تفسیر عبده، درک اصطلاح «اسلام» نه به عنوان دین ثابت، بلکه به معنای لغوی آن یعنی «تسلیم نفس و التزام عملی به دستورات خداوند» است. این از برداشت او از آیه ۳: ۱۷ که می گوید: «دین راستین نزد خدا اسلام است، روشن است».

عبده در یکی از مقالات معروف خود از «دوستی با کسانی که از نظر ایمانی متفاوتند» به عنوان یکی از اصول اساسی اسلام یاد می کند که او از پذیرش آن توسط هموطنان مسلمان خود دفاع می کند. او در آنجا به اجازه قانونی برای یک مسلمان برای ازدواج با یک زن یهودی یا مسیحی حتی اگر مسلمان نشده باشد اشاره می کند. ۱۴ در فتوای مشهور خود به نام فتوای ترنسوال، او به مسلمانان آفریقای جنوبی اجازه داد تا زمانی که منجر به بدعت نشود، کلاهی به سبک غربی بر سر بگذارند، و همچنین گوشت ذبح شده توسط یهودیان یا مسیحیان را بخورند، حتی زمانی که عبارت سنتی بسملا، معمولاً واجب تلقی می شد، در هنگام ذبح خوانده نمی شد.

حضور عبده در بحث دینی جاری در مصر
صدمین سالگرد مرگ عبده در سال ۲۰۰۵ تقریباً به طور کامل مورد توجه قرار نگرفت، حتی در سرزمین مادری او، مصر. اما او و افکارش پس از بهار عربی ۲۰۱۱ و به ویژه در مصر پس از به قدرت رسیدن سیسی در سال ۲۰۱۳ به عرصه عمومی بازگشتند. یکی از شعارها و فعالیت های سیسی پس از تحکیم قدرت خود، «تجدید گفتمان دینی» بود (تجدید). الهتاب الدینی). به عنوان بخشی از یک کارزار بسیار فشرده برای ریشه کن کردن اخوان المسلمین، که از سوی رژیم بسیار تحقیرآمیز تلقی می شد، سیسی و دستیارانش رویکرد معتدل عبده را به مسائل مختلف به عنوان یک الگوی جایگزین به کار گرفتند. ارزیابی موفقیت این تلاش‌های بی‌وقفه، نابهنگام و خارج از حوصله این مقاله است. به نظر می رسد که هیئت منصفه هنوز خارج است.

جالب اینجاست که موضوع تفسیر عبده بر سوره ۱ در سال ۲۰۱۷ در رسانه های مردمی مصر ظاهر شد. برخی از روزنامه نگاران برجسته خاطرنشان کردند که کتابچه هایی که به طور مرتب در مراسم ترحیم و مجالس عزاداری توزیع می شود حاوی فاتحه با تفسیر سنتی آیات مورد بحث در اینجا است. علاوه بر این، مقدمه تصریح می کند که الازهر این کتابچه ها را مجاز کرده است. این روزنامه نگاران نظرات تند خود را در مورد این کتابچه ها پنهان نکردند و همچنین از صدور مجوز الازهر انتقاد کردند و خاطرنشان کردند که حتی علما و روسای گذشته دانشگاه نیز نسبت به دیدگاه سنتی و انحصاری گرایانه نسبت به این آیات ابراز تردید کرده اند. آنها همچنین بر اتخاذ تفسیر عبده به عنوان صحیح و مناسب ترین تفسیر برای عصر جدید تاکید کردند. یعنی مردم بر اساس کیفیت اعمالشان مورد قضاوت قرار می گیرند نه بر اساس تعلقات مذهبی. مثلاً یکی از صاحب نظران پرسید که آیا بهتر نیست این آیه را به عنوان وعده‌دهنده درک کنیم که خشم خدا علیه مسلمانانی که کلیساها را آتش می‌زنند یا مشروب‌خواری و قمار می‌کنند متوجه می‌شود؟ “چرا ما ایده های روشنایی و باز بودن را به نفع ایده های افراطی و تاریک رد می کنیم؟” مقاله دیگری پرسید. ادعای زیر روح اعتراض را خلاصه می کند: “همه ادیان باید به هدفی که برای آن نازل شده اند منتهی شوند: ایجاد صلح، شفقت، همزیستی و پذیرش دیگری.”

نمونه دیگری از ظهور مجدد عبده در گفتمان مصری، ذکر مکرر او است که معمولاً با عکس او ترکیب می شود، در صفحات ماهنامه الهلال، یکی از مهم ترین ارگان های فکری مصر در ۱۲۵ سال گذشته. چندین مقاله در سال ۲۰۱۷ او را به عنوان نمونه اولیه یک عالم و روحانی معرفی کردند که باید در دوران ما تقلید شود، برخلاف اخوان المسلمین و سایر “افراطی ها” که به شدت محکوم می شوند – از جمله اتهام حسن البنا، بنیانگذار اخوان، خدای ناکرده اصالتا یهودی داشتند. روی جلد یک شماره، عبده به همراه چند نفر دیگر، همه آنها را “شوالیه اندیشه” یا آگاهی نامیده اند.

پایان: همه در دستان تفسیر
با توجه به اینکه بین مضمون و پیام دو دسته از آیات ـ دشمنان یهودیان و مدارا با آنان ـ تناقض وجود دارد، سؤال این است که امروزه علما و توده‌های مسلمان از کدام گروه برخوردارند. دیدگاه غالب تر به گروه اول پایبند است. این مبتنی بر این واقعیت است که سنت معتقد است، هر چند نه به اتفاق آرا، آیات متحمل‌تر (مانند آیات درباره جزئیات جهاد که محدودیت‌هایی برای اجرای آن ایجاد می‌کند) توسط مجاهدان نسخ شده است. بر اساس این دیدگاه، دو آیه زیر، هر دو از سوره ۹ که یکی از آخرین سوره ها به شمار می رود، بسیاری دیگر را نسخ کرده است:

پس چون ماههای حرام فرا رسید، مشرکان را هر جا که یافتید بکشید و بگیرید و در هر کمینی برایشان کمین کنید. (۹:۵، «آیه شمشیر»)

و:

با کسانی که به خدا و روز بازپسین ایمان ندارند و آنچه را که خدا و رسولش حرام کرده اند حرام نمی کنند – با مردانی که دین حق را انجام نمی دهند و از کسانی هستند که کتاب به آنها داده شده است – بجنگید تا زمانی که خراج خود را بپردازند. دست و خاضع شده اند. (۹:۲۹، آیه جزیه)

این آیه اخیر، گرچه امروزه نمی‌توان آن را به‌عنوان یک آیه تساهل‌آمیز درک کرد، اما از مراحل اولیه فتوحات عظیم اعراب، به ستون اصلی و توجیه وضعیت قانونی و عملی یهودیان و مسیحیان تبدیل شد که قرن‌های متمادی تحت حکومت مسلمانان زندگی می‌کردند. اساساً آنها می‌توانستند در ازای پرداخت مالیات جمعی، با محدودیت‌هایی از زندگی، کار و مذهب لذت ببرند.

دیدگاه دیگر، که هنوز اقلیت است، معتقد است که آیات تسامح بیشتری باید اتخاذ شود و به بهترین وجه با واقعیت کنونی سازگار است. طرفداران ادعا می کنند که در آن واقعیت، وضعیت «شهروند درجه دو» دیگر قابل اجرا نیست. آن‌ها دیدگاه‌های خود را در تنوع نظرات در مورد اینکه دقیقاً کدام آیات دیگری را نسخ کرده است، تثبیت می‌کنند و معتقدند که تفسیرهای جدیدی مورد نیاز است و می‌توان با بازگشت به متن، بازخوانی آن با نگرش عقل‌گرایانه و درک مستقل نیازهای واقعی آن، به تفسیرهای جدیدی دست یافت. ملت مسلمان

قرائت عبده، همانطور که در این مقاله ارائه شده است، بخش جدایی ناپذیر نگرش دوم است، که این نویسنده مانند بسیاری دیگر، مسلمان و غیرمسلمان، امیدوار است به رویکرد غالب مسلمانان نسبت به «دیگری» غیرمسلمان تبدیل شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *