سیرت جلال الدین منکبرنی
نویسنده: شهاب الدین خزندری
تصحیح، تعلیق و مقدمه: مجتبی مینوی
سیرت جلال الدین مینکبرنی سرگذشت پسر سلطان محمد خوارزمشاه است در مدت یازده سال: «داستان» مختصر جنگهای اوست با چنگیز و لشکر مغول و،سپاه بردن او بنواحی مختلف و فتوحات و شکستهای او و،وقایع ایلغار مغول و تاتار و خرابیهای فراوان و بلاهای بیشماری که در آن ترکتازیها و پیکارها اقوام تاتار و ترک و مغول به سرزمین و مردم ایران و ممالک مجاور آن رسانیده و چشانیدهاند.بعنوان مقدمه از سیرت و رفتار علاء الدین محمد خوارزمشاه و نبردهای او و،تهورهای سفیهانهء او در قبال خلیفهء عباسی و، رعب و هراس کودکانهء او در برابر قشون جرار مغول،که منجر به هزیمت و بخواری مردن او و مبتلا گشتن مسلمین در پنجهء غارتگران و خونریزان خوارزمی و تاتار گردید هم بحث مختصری شده است.
این داستان را شهاب الدین محمد خرندزی نوشته است که شش هفت سالی منشی جلال الدین بوده و در بسیاری از سفرها و لشکرکشیها و میدانهای کارزار با وی همراه بوده است.کتاب را اصلا بزبان عربی نوشته بوده و ظاهرا در همان قرن(قرن هفتم هجری) شخص دیگری آن را بفارسی ترجمه و تحریر کرده است.از این ترجمهء فارسی نسخهای (ظاهرا منحصربفرد)در کتبخانهء شخصی مرحوم مکرمین خلیل یینانچ استاد تاریخ در دانشگاه استانبول موجود بود که آن را بنده در1329 هـ.ش.در نزد او دید و از وی خواهش کرد که عکسی از ان ببنده ببخشد و آن بزرگ پذیرفت.پس از چندی عکس را تهیه کرد و توسط مرحوم استاد عباس اقبال آشتیانی از برای بنده گسیل داشت،ولی ببنده نرسید.اقبال درگذشت و کتابهای او را بدانشگاه طهران فروختند و این عکس در آن میان بود.دانشگاه آن را به بنده امانت داد و من برای چاپ تصحیح و آمادهاش کردم و بنگاه ترجمه و نشر کتاب متعهد طبع و نشر آن گردید.و بعد ها در یک جلد به همت استاد مجتبی مینوی در انتشارات علمی فرهنگی به چاپ رسید.
سیرت رسول الله
رفیع الدین اسحاق ابن محمد همدانی
جعفر مدرس صادقی
محمد بن اسحاق بن یسار (یا بصورت خلاصه تر ابن اسحاق) از موالی عرب یا ایرانی، اولین مورخ در زمینه تاریخ صدر اسلام است. و سیره او بیشترین اصالت را در بین سیره های موجود دارد. او به همراه موسی بن عقبه و واقدی از معتبرترین نویسندگان سیره محمد، پیامبر اسلام میباشد. ابن اسحاق زندگی نامهای از محمد به نام سیره رسولالله مکتوب نمود. تخصص ابن اسحاق بیشتر حول ماجراهای مدینه است. سیره ابن اسحاق شهرت و اعتبار زیادی دارد. اما اين ابن هشام بود كه روايت ابن اسحاق را ويرايش و به صورتي يكجا و مستقل در كتابي مدون و ماندگار گرد آورد. و همين روايت ابن هشام است كه پانصد سال پس از تألیف در سال 612 هجري به دست مردی دانشمند و با ذوق به نثر فارسی زیبایی ترجمه شد و چشم ایرانیان فارسی زبان را به جمال خود روشن ساخت و بدین ترتیب اثر دیگری بر آثار منثور و ماندگار فارسی افزوده شد.
سیرت رسول الله (۲جلدی)
سیصد و بیست و پنج
حمیدرضا صدر
«325» روایتي حمیدرضا صدر از از سیصد و بیست و روز نخستوزیری حسنعلی منصور. صدر بعد از نوشتنِ ناداستانِ موفقِ «تو در قاهراه خواهی مُرد» دربارهی محمدرضا پهلوی این روایت را نوشته است. کتاب با زاویهدید دوم شخص روایت شده و در آن از مردی گفته میشود که یکی از خاصترین و مرموزترین چهرههای تاریخِ سیات در دورانِ پهلوی اول بود. منصور در یک ترورِ پر حرف و حدیث و در حالیکه هنوز یک سال کامل هم نخستوزیر نبود مقابل مجلس شورای ملی به دست گروه فداییان اسلام ترور شد و چند روز بعد در بیمارستان از دنيا رفت. منصور در زمانِ مرگ چهل و یک سال داشت. حمیدرضا صدر در این روایت نفسگیر و جذاب٬ روزگار و ذهنِ منصور را گره زده با اتفاقها و ماجراهایی که او در سالهای کوتاهِ زندگیاش درک کرد. روایتی که در عینِ وفاداری به تاریخ و باورهایش خلاقانه است و قرار است مردی را برای ما تصویر کند که علاوه بر هویتی تاریخی، وجوهي شخصی مخصوص خودش را داشت. برای همین «325» از مردی و روزگاری میگوید که آغشته است به صدها ماجرای مکشوف و نامکشوف و دستِ آخر این سوال که چه کسی حسنعلی منصور را کشت؟ و این قلبِ ماجرای حمیدرضا صدر است که ریتمِ رمان را تپنده میکند.
سیمای احمدشاه قاجار
محمدجواد شیخ الاسلامی
آیا سلطان احمدشاه زمامداری مظلوم و وفادار به قانون اساسی مشروطه و مخالف دخالت بیگانگان در ایران بود؟ جواد شیخالاسلامی در این کتاب به این سؤال با تکیه بر اسناد تاریخی پاسخ منفی میدهد. او روزگار آخرین پادشاه قاجار را از تولد تا پایان دورهی قاجار در اسفند ۱۲۹۹ بررسی کرده است. احمدشاه، برخلاف طبع آراماش، سلطنت پرفراز و نشیبی داشت؛ جنگ جهانی اول، انقلاب روسیه، هجوم روسها به شمال ایران و قرارداد ۱۹۱۹، همه در دوران حکومت او روی داد. این کتاب داستان قرارداد ۱۹۱۹ است که بنا بود پشتیبان قاجارها باشد، اما در نهایت اسباب سرنگونیشان شد. کتاب با تکیه بر اسناد وزارت خارجهی بریتانیا تصویری همهجانبه از قرارداد ۱۹۱۹به دست داده و نقش احمدشاه را در آن بهتفصیل شرح داده است.
سیمای احمد شاه قاجار خود شامل دو کتاب است. کتاب اول در چهار بخش تنظیم شده است؛ ۱- تربیت دوران کودکی احمدشاه، ۲- از قرارداد ۱۹۰۷ تا قرارداد ۱۹۱۹، ۳- احمدشاه در فرنگ، ۴- بازگشت احمدشاه از فرنگ و سقوط وثوقالدوله.
کتاب دوم در دو بخش تنظیم شده است؛ ۱- شب تاریک و بیم موج، ۲- از تشکیل کابینهی سپهدار تا کودتای سوم اسفند.
در پایان هر کتاب ضمائمی هم هست که در آن میتوان متن قراردادها، سخنرانیها، توافقات، مصاحبهها، مذاکرات و سرمقالههای روزنامههای ایرانی و خارجی آن دوره را مشاهده کرد.
شازده حمام (۸ جلدی)
محمد حسین پاپلی یزدی
چشمهاي يلدا سياهي رفت و روي زمين ولو شد. سيد صدا زد بابا! حاجي آقا صدا زد يلدا جان! يلدا جان! ولي يلدا بيهوش روي قالي افتاده بود. سرش هم به پايه صندلي خورد و خون آمد. حاجي آقا از اتاق بيرون دويد. صدا زد حاجي خانم! لطفا حاجي خانم را خبر كنيد. حاجي خانم همراه با دو تا از خواهرهاي حاجي آقا به دورن اتاق دويدند. از حاجي آقا پرسيدند چه خبر است؟ اين سيد كيست؟ چرا رفتهايد توي اتاق و در را هم بستهايد؟ حاجي گفت يك ليوان آب قند بياوريد. دكتر صدا بزنيد. يلدا غش كرده است...
شاه دژ
نوشته: کارو اون میناسیان
ترجمه: ابوالقاسم سری
در جنوب اصفهان، در کنارۀ رود زایندهرود، کوه پرشیبی معروف به کوه صفه سربرافراشته است. کوه صفه، کوهی است سخت برجسته که از فراز آن چشماندازی ستودنی از اصفهان و حومه را میتوان دید. در اینجا بازماندههای دژی بلندنام، معروف به شاهدژ وجود دارد. در گذشته این دژ به اصفهان مشرف بود و به این دلیل پیشوای اسماعیلیان، احمد بن ملک بن عطاش، آن را فرو گرفت، وی در اصفهان میزیست و در آن ولایت پیشوا و مبلغ بزرگ اسماعیلیان بود. از جمله هنرهای ابن عطاش تسلط بر موسیقی بود و شاگردانی نیز داشت. وی به دستاویز درس دادن به برخی از جوانان خدمتکار شاه و دختران جوان خدمتگزار در دربار ملکشاه که در این دژ بودند، پیوسته به شاهدژ میرفت و بدینسان در زمان مناسب توانست پادگان دژ را به سود اسماعیلیان بگشاید و از آن نه تنها برای شهر، بکله برای کل ولایت به صورت پایگاه اصلیاش بهره گیرد. ابن عطاش به زودی کامیاب شد و به خاطر نارضایتی مردم از فرمانروایی سلجوقیان و آشوب همگانی پس ازمرگ ملکشاه، نفوذش همهجاگیر و گسترده گشت. درکتاب حاضر اطلاعات بسیاری دربارۀ شاهدژ، تاریخ آن، تحولاتی که در آن صورت گرفت و سرانجام سرنوشت شوم آن گنجانده شده است.
شاه ذوالقرنین و خاطرات ملیجک
بهرام افراسیابی
...نهضت تنباکو هر چند به نام میرزای شیرازی ثبت شده است اما جالب است بدانیم که ایشان در این دوران در سامرای عراق که تابع حکومت عثمانی است حضور داشته و ارتباط نزدیکی با شرایط داخل ایران نداشته است و حکمی را نیز که صادر کرده است بر مبنای تلگرافهایی است که به او می رسیده ولی نفوذ روحانیت در میان مردم بسیار زیاد بوده است تا بدانجا که به سادگی می توانسته حاکمیت را به چالشی جدی بکشاند.
در این میان ناتوانی دستگاه حاکمه در حل بحران آشکار است. در مجموع خردورزی نکته ای بوده که در اکثریت پادشاهان قاجار وجود نداشته است.از سوی دیگر خود ناصر الدین شاه هم اعتقادات مذهبی شدیدی داشته تا آنجا که مجموعه ای از اشعار در مدح بزرگان دینی گفته است.
به هر حال رفتارهای ناصرالدین شاه نه بر مبنای خشونت که بیشتر بر مبنای احساسات زودگذر بوده است. در جریان شورشهای تهران به شدت ماموران را از تیراندازی به مردم منع می کند و می گوید حتی اگر مردم نایب السلطنه را هم کشتند نباید به سوی مردم تیر اندازی شود.
نقش روسیه نیز در جریان نهضت تنباکو جالب است روسیه مانند امروز در جریان مجادلات ایران و انگلیس تنها منافع خود را در نظر می گیرد و آتش احساسات مردم را داغتر می کند.به هر حال فسخ قرار داد تنباکو باعث می شود که ایران مجبور به پرداخت غرامت سنگینی به شرکت رژی طرف قرار داد بشود که ایران را وادار به اخذ اولین وام بین المللی خود از بانک انگلیسی می کند....
شاه عباس (پادشاه بی رحمی که به اسطوره مبدل گشت)
دیوید بلو
خسرو خواجه نوری
شاه عباس یکم (زادهٔ ۹۷۸ ه. ق)، معروف به شاه عباس بزرگ ، نامدارترین پادشاه دورهٔ صفویان است. او فرزند شاه محمد خدابنده و پنجمین شاه از دودمان صفوی است که از سال ۹۹۶ ه. ق تا زمان مرگ بر ایران به مدت بیش از ۴۲ سال با اقتدار شهریاری نمود. او به معماری، موسیقی، نقاشی و شعر علاقه داشت و میدان نقش جهان، عالیقاپو، بخشهایی از عمارت چهلستون، چهارباغ و پلهای سیوسهپل و خواجو بر روی زاینده رود از آثار بهجای مانده از دوران سلطنت وی هستند. شاه عباس فردی سخت گیر و جدی بود. هیچ گونه رحمی با متخلفین نداشت و با مجازاتهایی بسیار سخت با آنان برخورد میکرد و این کار او باعث امنیت در جادهها و شهرها شد.
شاه عباس هنگامی به سلطنت رسید که غرب و شمال غربی ایران در تصرف دولت عثمانی بود و همچنین در شمال شرق ایران نیز خراسان جولانگاه ازبکها شده بود. در داخل کشور نیز طی ۱۲ سال پس از مرگ شاه تهماسب و در دوران پادشاهی شاه اسماعیل دوم و شاه محمد خدابنده، قدرت شاه کاهش پیدا کرده بود. دستهبندیهای قبیلهای قزلباشان مجدداً به شکل افزایندهای بروز کرده و دوگانگی میان ترکان و تاجیکان (مردم غیر ترک) شدت پیدا کرده بود. در نتیجه این چند دستگی، هر یک از مقامات دولتی در اندیشه منافع و قدرت خویش بود و کشور دچار هرج و مرج گردیده بود. شاه عباس با اولویت بندی مشکلات متعدد توانست در طول سلطنتش سلسله صفویه را به اوج قدرت، شکوه و عظمت برساند.
عباس میرزا به همراه علیقلیبیگ گورکان شاملو در جنگهای خراسان، محاصره قلعه نیشابور، محاصره قلعه تربت و نبرد تیرپل علیه پدرش شاه محمد خدابنده (شاه وقت) جنگید. وی در هجده سالگی قزوین را متصرف شد و در نهایت خود را شاه ایران خواند.
در كتاب دیوید بلو به بررسي حيات سياسي ــ فکري شاهعباس و پيامد اقدامات او در ايران، خاورميانه و اروپا ميپردازد.