کودکی یک رئیس
ژان پل سارتر
حسین سلیمانی نژاد
یک رمان کوتاه و یا شاید بتوان گفت یک داستان کوتاه طولانی ... ، کتاب در مورد پسری از خانواده ای ثروتمند است و سیری روان شناسانه که او طی می کند تا به یک رئیس تبدیل شود . عقاید فرویدی ، عقده های درونی ، ایده های فاشیستی ، روابط غیرنرمال و ...
این داستان پیش از هرچیز ، نقش خشونت را در خطوط روانی جناح راست نشان میدهد ، سرخوردگی از ضعفهای مدرنیزم و عکسالعمل آن یعنی رجوع به سنتها به ایجاد واکنشی خشن و شکلگیری قشری رئیس مآب میانجامد و این همان نکتهای است که برفراز تحلیلهای فلسفی سارتر و منسوخ شدن بخشهایی از آن، به قدرت ادبیات در این داستان ، همچنان زنده و عبرتانگیز است .
کوروش کبیر(فیلمنامه)
مسعود جعفري جوزاني
۱۵ سالگی کوروش بزرگ در داستان فیلم نامه
روی بامهای خانههای کاهگلی و سنگی آتش برافروختهاند. بچههای دهکده گلهای سیاه گوش برسر چوبدستیهای خود برافراشته نوروزخوانی میکنند. نوجوان سربیت خوان، در حالیکه مشعلی در دست دارد پیشاپیش آنها میرود. سربیت خوان: بهار آمد، بهار آمد / بهار لاله زار آمد. نوجوانی خوش قد و بالا با گونههایی استخوانی، پیشانی بلند، چشمانی درشت و سیاه، بینی کشیده و راست، با موهای سیاه و موج داری که تا روی شانههایش میرسد، همراه مرد ریز نقش و لاغر اندامی گوسپندان را از چرا برمیگرداند. مرد: دیر وقت است کورش تو برو سر و تنت را بشوی و سدره ات را اندازه کن! کورش: با هم میرویم !
کورش به سوی خانه کوچک کاهگلی که آتشی بر بام آن روشن است میرود .
کورش: درود بر مادر مهربانم .
زن: تا خورشید نخوابد تو و پدرت دست از کوه و دشت برنمیدارید؟ کورش: گوسپندان از گیاه تازه روییده دل نمیکنند. زن در حالیکه شالی را بر سر بسته باز میکند و به سوی او میرود. فردا مراسم کشتی بستن است، باید سدره ات را اندازه کنم ... موبد: کیستی؟ کورش: (لحظهای مردد میماند) آن کس که به خواست اهورا مزدا به گیتی آمده تا پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک او را بیشترین حد به شادی بیاورد ... عروسی با شکوهی بر پاست، کاساندانا در رخت سبز عروسی و سرپوش سرخی که رویش را پنهان کرده سوار بر اسبی سپید با بال و دمی حنایی پشت سر موبد موبدان به سوی کاخ برده میشود. مردم دم در خانه هایشان آتش افروخته باریختن آویشن و شیرینی بر سر عروس فریاد شادزی، شادزی سر دادهاند. دختر بچهها در رختهای رنگارنگ در حالی که کاسههایی پر از گلبرگ در دست دارند، سر راه عروس را گلباران میکنند. کورش تا دم دروازه کاخ به پیشواز عروس آمده او را از اسب فرو میآورد و بدرهای زر در دستش میگذارد. دختران جوان از بالای بام و ایوانها گلبرگ و آویشن بر سر عروس و داماد میریزند. عدهای سنجد و شیرینی جلوی مردم میگیرند. عروس و داماد پشت سر موبد وارد کاخ میشوند. موبد موبدان در رخت و کلاه سپید، شالی سبز روی دست عروس و داماد میاندازد و در حال اندرز خوانی آن را میپیچاند .
کوری 💯
ژوزه ساراماگو
مینو مشیری
ویراستار : محمدرضا جعفری
کوری (به پرتغالی: Ensaio sobre a Cegueira) رمانی از ژوزه ساراماگو که نخستین بار در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. ساراماگو در این رمان از کوریِ آدمها سخن گفتهاست. در این رمان، هالهای سفیدرنگ بعد از کور شدن افراد مقابل چشمانشان ظاهر میشود.
ساراماگو در این رمان از تلمیح استفاده کرده و با اشاره به نوشتههای قدیمی، اثرش را زیباتر و تأثیرگذارتر کردهاست.
ساراماگو در رمان کوری برای شخصیتها اسم انتخاب نکردهاست. با وجود این، پیچیدگی در رمان ایجاد نشده و خواننده بهراحتی میتواند با شخصیتهای رمان ارتباط ذهنی برقرار کند. ویژگی دیگر این رمان در بازگشتهای زمانی به گذشته و آینده در خیال شخصیتهای رمان است که به زیبایی و جذابیت آن افزودهاست.
«به مرد کوری بگویید: آزاد هستی؛ دری را که از دنیای خارج جدایش میکند باز کنید. بار دیگر به او میگوییم: آزادی، برو، و او نمیرود، همانجا وسط جاده با سایر همراهانش ایستاده، میترسند، نمیدانند کجا بروند. واقعیت این است که زندگی دریک هزارتوی منطقی، که توصیف تیمارستان است، قابل قیاس نیست با قدم بیرون گذاشتن از آن بدون مددِ یک دست راهنما یا قلادهٔ یک سگ راهنما برای ورود به هزارتوی شهری آشوبزده که حافظه نیز در آن به هیچ دردی نمیخورَد، چون حافظه قادر است یادآور تصاویر محلهها شود نه راههای رسیدن به آنها.»
کوری 💯
ژوزه ساراماگو
ترجمه: مهدی غبرایی
کوری (به پرتغالی: Ensaio sobre a Cegueira) رمانی از ژوزه ساراماگو که نخستین بار در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. ساراماگو در این رمان از کوریِ آدمها سخن گفتهاست. در این رمان، هالهای سفیدرنگ بعد از کور شدن افراد مقابل چشمانشان ظاهر میشود.
ساراماگو در این رمان از تلمیح استفاده کرده و با اشاره به نوشتههای قدیمی، اثرش را زیباتر و تأثیرگذارتر کردهاست.
کوری یک حکایت اخلاقی مدرن است، و مانند داستانهای اخلاقی کهن پیامهایی اخلاقی را، اما برای مخاطبی امروزی، در خود نهفته دارد. به همین دلیل است که باز مانند آن داستانها، قهرمانهایش نه به نام بلکه با یک صفت یاد می شوند، و در آغاز کتاب نیز با نقل قول از اثری ناموجود به نام کتاب موعظه ها، به ما یادآوری می شود که این رمان یک موعظه است. موعظه رعایت کردن و مراعات. دنیای سراسر سفیدی پلید و وحشت باری که کورشدگان داستان در آن به سر می برند خاویه بی نظمی و آشفتگی است که نظم روابط انسانی بر آن حاکم نیست و در آن مهمترین چیزی که انسانها نمی بینند حقوق یکدیگر است. ساراماگو چهره مسیحایی نجات بخشی را جست و جو می کند که دوباره درس محبت را به آدمها بیاموزد.
کوکتیل پارتی
نویسنده: تی. اس. الیوت
مترجم: نکیسا شرفیان
محبوب ترین نمایشنامه الیوت که در زمان حیاتش منتشر شد. میهمانی کوکتیل در حالی نوشته شد که الیوت در سال 1948 یک محقق مدعو در موسسه مطالعات پیشرفته بود. اولین بار در جشنواره ادینبورگ در سال 1949 اجرا شد. در سال 1950 در تئاترهای لندن و نیویورک با موفقیت روی صحنه رفت (تولید برادوی موفق به دریافت جایزه تونی 1950 برای بهترین نمایش شد.) این نمایشنامه روی یک زوج متاهل مشکل دار تمرکز دارد که با دخالت یک غریبه مرموز، مشکلات خود را حل می کنند و به زندگی خود ادامه می دهند.
کوکورو
ناتسومه سوسهکی
ترجمه: سمیه دلزندهروی
هیچ مجموعه ای از ادبیات ژاپنی بدون «کوکورو» اثر ناتسومه سوسه کی، معروف ترین رمان او و آخرین رمانی که قبل از مرگش به پایان رساند، کامل نمی شود.
«موضوع «کوکورو» که میتوان آن را «قلب چیزها» یا «احساس» ترجمه کرد، موضوع ظریف تضاد بین معانی است که طرفهای مختلف یک رابطه به آن نسبت میدهند. سوسه کی به طرز درخشانی سطوح مختلف دوستی، روابط خانوادگی و ابزارهایی را که مردان تلاش میکنند از تنهایی اساسی خود فرار کنند، توصیف میکند.
این یک داستان عمیقاً تکان دهنده در مورد روح انسان است. این داستان در مورد چیزی است که لائوتسه برای یک سالک تعریف می کند: کسی که هیچ برنامه ثابتی ندارد و قصدی برای رسیدن ندارد. مرگ، به این ترتیب، سالک می شود.
کوه آنالوگ
نويسنده: رنه دومال
مترجم: محمدعلی رفيعی
داستان در مورد سفر گروهی است که هر کدام از اعضای آن، جستجوی شخصی و معانی خاص خود را دارند. این سفر نه تنها به سمت قله، بلکه به سمت درک عمیقتری از خود و یکدیگر است.
رنه دومال (René Daumal) نویسنده، شاعر و فیلسوف فرانسوی بود که در 16 آوریل 1908 در پاریس متولد شد و در 21 مه 1944 درگذشت. او به عنوان یکی از مهمترین شخصیتهای ادبیات سوررئالیسم شناخته میشود و آثارش عمیقاً تحت تأثیر فلسفه و متافیزیک قرار دارد.
کوه میان ما
چارلز مارتین
ترجمه: زهرا امین کار
گاهی شرایطی پیش میآید که زندگیتان وابسته به یک غریبه میشود. در این صورت چه خواهید کرد؟ وقتی کولاک، این دو غریبه را در سالتلیکسیتی زمینگیر میکند، آنها با یکدیگر توافق میکنند که بهطور مشترک هواپیمایی را کرایه کنند با این امید که به کمک آن به خانه بازگردند. بن پِین جراحی مجرب است که از یک همایش بازمیگردد و اشلی ناکس، نویسندۀ روزنامه است که قرار است چند روز دیگر ازدواج کند. اما زمانیکه حادثهای پیشبینینشده رخ میدهد خود را زخمی و گرفتار در بخشی متروکه از منطقۀ یوتا مییابند که کیلومترها به دور از هرگونه آبادی و تمدن واقع شده است. بدون غذا و سرپناه و تنها با در اختیار داشتن تجهیزات کوهنوردیِ بن بهنظر میرسد شانس چندانی برای زندهماندن ندارند؛ اما آنها با تکیه بر یکدیگر پیوندی را رقم میزنند که خیلی زود به رابطهای عمیق تبدیل میشود. با گذشت روزها و سپس هفتهها، امیدشان برای نجات رنگ میبازد. دیگر نمیتوانند با اطمینان، نجات خود را از این سرزمین دورافتاده متصور شوند. حتی اگر بتوانند نجات یابند، این تجربه چه تأثیرات ماندگاری بر زندگی آنها خواهد گذاشت؟ کوه میان ما ماجرایی جذاب است که مشتاقانه آن را تا انتها دنبال خواهید کرد چراکه این کتاب باور شما را به قدرت عشق دگرگون خواهد ساخت.
کی صفر
دان دليلو
سهيل سمي
بهترین رمان دلیلو از زمان چاپ دنیای زیرین
چکامه ای برای زبان و انسانیت
تعمقی در باب مرگ و زندگی
داستان هنگامي آغاز ميشود که همسر جوان راس لاکهارت، ميلياردر شصت ساله، بيمار شده است و خانواده لاکهارت دچار بحراني جدي ميشود. راس از مدتها پيش در مجموعهاي مخفي که به نحوي به مقابله با مرگ ميپردازد، سرمايهگذاري کرده است. آنها بدنهاي بيمار را تا زماني که علم به درجهاي برسد که بتواند او را به زندگي برگرداند منجمد ميکنند. بيماري آرتيس بهانهاي ميشود تا اين خانواده قدم در اين راه بگذارد و در مقابل جبر مرگ بايستد.
جديدترين اثر دان دُليلو، نويسنده مطرح برفک، تاريکيهاي جهان ـ تروريسم، سيلها،آتشسوزيها، قحطي و طاعون ـ را در مقابل زيبايي و انسانيت در زندگي روزمره، عشق و نوازش صميمي زمين و خورشيد قرار ميدهد.
کیفر آتش (برج بابل)
الیاس کانتی
سروش حبیبی
الیاس کانتی، نویسندۀ بلغاری و برندۀ جایزۀ نوبل در ادبیات، به سال ۱۹۰۵ در بلغارستان متولد شد. اجداد او اصلاً اسپانیائی بودند که در دوران تفتیش عقاید در قرن شانزدهم میلادی به ترکیه آمدند و در قلمرو امپراتوری عثمانی اقامت گزیدند. کانتی در ۱۹۱۳ همراه خانواده اش به اتریش رفت و در سال ۱۹۲۸ در رشتۀ شیمی از دانشگاه وین دکترا گرفت. ولی هرگز به کار علمی نپرداخت و زندگیش را یکسره صرف نوشتن کرد. در ۱۹۳۸ پس از الحاق اتریش به آلمان نازی راهی انگلستان شد و تا زمان مرگش در ۱۹۹۴ در آنجا زندگی کرد. او تمام آثارش را به زبان آلمانی نوشته است. موضوع اصلی این آثار بی پناهی انسانِ منزوی امروزی است که توفانِ بی امانِ انبوه توده های انسانی او را با خود می برد. برخی از آثارش عبارتند از: توده ها و قدرت (۱۹۶۰)، محاکمه دیگر کافکا (۱۹۷۳) و خاطرات. رمان کیفر آتش نخستین بار در ۱۹۳۵ منتشر شد و همین رمان بود که در ۱۹۸۱ جایزۀ نوبل را نصیب او کرد.
کیم جی یونگ، متولد ۱۹۸۲
نویسنده: چو نامجو
مترجم: میثاق خلج
«کتابی که جنبش 4B را آغاز کرد» — آریا جیمز، Fourth Wave
در فهرست بلند جایزه کتاب ملی آمریکا (بخش ادبیات ترجمهشده)
یکی از کتابهای قابل توجه نیویورک تایمز در سال ۲۰۲۰ و انتخابِ ویراستاران
از بهترین کتابهای ۲۰۲۰ — NPR، مجلهٔ TIME، کتابخانهٔ عمومی شیکاگو
Vulture — «بهترین کتابهای سال (تا این لحظه)»
یک پرفروشِ پرقدرت بینالمللی که جنبش فمینیستی جدید کره را آغاز کرد؛ کیم جیو یونگ، متولد ۱۹۸۲ روایتگر فروپاشی روانی زنی است که با مردسالاری سختگیرانه روبهرو میشود.
«او حقیقتاً، بینقص، و کاملاً تبدیل به همان شخص شد.»
در آپارتمانی کوچک و مرتب در حومهٔ کلانشهر پُرهیاهوی سئول، کیم جیو یونگ زندگی میکند. زنی سیساله و «نماد زن عادی نسل هزاره»، که بهتازگی کار پشتمیزنشینیاش را در یک اداره ترک کرده است—برای اینکه از دختر نوزادش تماموقت مراقبت کند—کاری که از بسیاری از زنان کرهای انتظار میرود انجام دهند.
اما او بهسرعت شروع به نشان دادن رفتارهای عجیبی میکند که شوهر، والدین و خانوادهٔ شوهرش را نگران میکند: جیو یونگ با صداهای زنانی دیگر—زنان زنده یا حتی مرده، زنان آشنا یا کاملاً غریبه—صحبت میکند. هرچه بیشتر در این روانپریشی فرو میرود، شوهرِ ناراحت و سردرگم او را نزد یک روانپزشک مرد میفرستد.
در روایتی هولناک و بهطرزی عجیباً سرکوبشده، در زاویهدید سومشخص، زندگی کامل جیو یونگ برای روانپزشک بازگو میشود—روایتی آمیخته با عناصر گوناگونِ رنج، مقاومت و تسلیم. جیو یونگ که در سال ۱۹۸۲ به دنیا آمده و رایجترین نام ممکن را برای دختران کرهای دریافت کرده است، بهسرعت تبدیل به دخترِ کمارزشترِ خانواده میشود در برابر برادر کوچکترش که ارج و قرب دارد. همواره رفتار او توسط مردان پیرامونش کنترل میشود—از معلمان مدرسه ابتدایی که قوانین سختگیرانه برای لباس دختران وضع میکنند، تا همکارانی که در توالت زنان دوربین مخفی نصب میکنند و عکسها را آنلاین منتشر میکنند.
در نگاه پدرش، تقصیر جیو یونگ است که مردان او را شبها در خیابان آزار میدهند؛ و در نگاه شوهرش، وظیفهٔ اوست که شغلش را فدا کند تا از شوهر و فرزند مراقبت کند—و همیشه آنها را مقدم بداند.
زندگی بهطرز دردآوری معمولِ جیو یونگ در برابر پسزمینهٔ کرهای قرار میگیرد که رو به پیشرفت است: کشوری که سیاستهای کنترل جمعیت «تنظیم خانواده» را کنار میگذارد و قوانین جدیدی علیه تبعیض جنسیتی تصویب میکند.
اما آیا پزشک او میتواند او را به شکلی بینقص، کامل، درمان کند یا حتی بفهمد که واقعاً چه چیزی او را بیمار کرده است؟
با نثری مینیمال اما بُرّا و شکافافکن، کیم جیو یونگ، متولد ۱۹۸۲ در مرکز جنبش جهانی #MeToo جای میگیرد و ظهور نویسندهای با اهمیتی بینالمللی را اعلام میکند.
کیمیا خاتون
سعیده قدس
کیمیا خاتون دختر محمدشاه ایرانی و کراخاتون، زیباروی آکدشانی، که پس از مرگ شوهرش به عنوان همسر دوم به عقد و ازدواج محمد جلالالدین بلخی درآمده بود، پس از ازدواج مادرش ساکن حرم مولانا شد و داستان حیرتانگیز زندگی وی بالمآل نگاهی نیز به بخشی از زندگی واقعی، خانوادگی و به عبارت دیگر بعد انسانی حیات مولانا دارد.
کیمیا دختر مولانا
موریل مافروی
ترجمه: یاسین عبدی
این رمان، حکایت عشق و سرگذشت «کیمیا» دختر معنوی و پرورده حرم مولاناست، نجواهایی عاشقانه که در کوچهپسکوچههای قونیه میگذرد و در گوش ما میگوید که عشق، مقدسترین پیوند و رشته ارتباطی میان انسانهاست و غنچه روح آدمی را شکوفا میسازد، زهر را انگبین میکند، سیاهی و تاریکی را روشنایی میبخشد و مس وجود آدمی را طلاگون میکند.
به ما میآموزد که عشق نه آموختنی و فراگرفتنی با درس و مشق، بلکه ارمغانی الاهی برای قلبهای پاک و پالوده است. عشق اقیانوسی ژرف و بیکران است و باید شناگر و غواص بسیار متبحر و باتجربهای بود تا بتوان از آن صید مروارید کرد. این رمان، روایتگر دلدادگی شمس تبریزی و کیمیا دختر خوانده مولاناست. دختر مادری مسیحی و پدری مسلمان که بازی روزگار او را به شبستان مولانا آورده و تقدیرش را به زندگی قلندر دریای عشق و عرفان، شمس تبریزی گره میزند، اما دریغا که عشق آنها دیری نمیپاید و …
کیمیاخاتون دختر رومی
موریل مائوفروی
مترجم مهران قاسمی
کتاب کیمیا خاتون سرگذشت زندگی کیمیا خاتون دختر مولانا جلال الدین بلخی شاعر و عارف بزرگ ایران است.
کیمیا خاتون که پرورش یافته محیط و خانه مولاناست در جوانی و به خواسته شمس تبریزی مرشد و معلم مولانا و به خواست پدر در اوج جوانی به زوجیت شمس در می آید و شگفتا که علیرغم اختلاف سن زیاد دل به این پیر آگاه می سپارد و بانوی خانه شمس می شود. افسوس که شمس دیر نمی پاید...