هزارتوی خواب و هراس
هزارتوي خواب و هراس -- عتیق رحیمی -- ترجمه مهدی غبرائی
هزارتوى خواب و هراس در زمان آشوب هاى حاد سياسى در افغانستان می گذرد. در 1973 محمد داوودخان كودتايى ترتيب داد كه سلطنت مشروطه را برانداخت و جمهورى كوته عمر افغانستان (1978-1973) را بنا نهاد.
هرچند راوى هزارتوى خواب و هراس اشاره هاى اندكى به وضعيت سياسى كشورش می كند، سايه آن بر سراسر رمان گسترده است. همچنين فرض بر اين است كه خواننده قدرتمندى منهيات اجتماعى را از اين راه مى فهمد كه فرهاد دوپاره می شود از اينكه در خانهاى با زنى تنها مانده كه ديگر شوهرى ندارد و مهناز در تلاش است كه موهايش را از چهره پس بزند و صورتش ديده شود.
هشت و چهل و چهار
کاوه فولادینسب
«هشت و چهل و چهار» اولین رمانِ «کاوه فولادینَسب» (1359) است. او که چندین سال است به عنوانِ منتقد، مترجم و مدرسِ داستاننویسی فعالیتهای فراوانی انجام داده است، این رمان را با درونمایهای اجتماعی-تاریخی نوشته است. رمان دربارهی یک ساعتساز و ساعتفروش تنهاست که عاشقِ پرسهزدن در خیابانها و کوچههای قدیمی تهران است. مردی منظم و دقیق که دوستان اندکی دارد و جهانی مملو از خاطرات. اما یک اتفاقِ عجیب این آرامش را بر هم میزند و منطقِ روزمرهی زمان را به هم میریزد. اتفاقی که باعث میشود شخصیت اصلی رمان دچارِ ماجراهای تازهای شود… رمانِ کاوه فولادینَسب با توجه به وابستهگیهای زمانی و مکانیای نوشته شده که ناگهان و طی یک فرایند تکنیکی از هم میپاشند و اجازه میدهند مخاطبِ او در چند وجه از تاریخِ کمی دورتر یران و تکههایی از آن سفر کند. از سویی سوالی مهم نیز پیشِ رویِ این خواننده قرار میگیرد که اوجِ رمان محسوب میشود: آیا میتوان به عقب بازگشت؟ با این رویه رمانِ «هشت و چهل و چهار» خوانندهاش را به یک پرسهزنی پر اتفاق و غافلگیری دعوت میکند.
نیاسان مجرد بود. نیاسان مجرد است. گفتنش آسان نیست. تا پیش از اینکه زنگ موبایلش شروع کند به نواختن و او ــ همانطور معلق میان خواب و بیداری و مستی و هشیاری ــ چیزی در قلبش بجنبد و شاخکهایش تیز شود و مثل همیشه شروع کند به شمردن زنگها، مجرد بود.
قدیمترها مجرد نمیگفتند، میگفتند عزب. به عزب خانه نمیدادند، با عزب شوخی نمیکردند، به عزب نزدیک نمیشدند، و با عزب حرف نمیزدند؛ انگار جذام داشته باشد، یا گَری، یا چیزی در همین حدود. حالا کلمهها و ترکیبها شکلوشمایل بهتری پیدا کردهاند. دادستان دیگر درِ روزنامهای را تخته نمیکند، توقیفِ
هشتمین روز زمین
شهریار مندنی پور
شهریار مندنیپور در ۲۶ بهمن ۱۳۳۵ در شیراز به دنیا آمد. نخستین مجموعه داستان او به نام سایههای غار در سال ۱۳۶۸ منتشر شد. او مدتها سردبیر هفتهنامهٔ توقیفشدهٔعصر پنجشنبه بود و هماکنون در آمریکا به سر میبرد.
او از مهمترین نویسندگان نسل سوم داستاننویسی ایرانی محسوب میشود که داستانهایش به لحاظ فرم و زبان از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. وی در دانشگاههای هاروارد و بوستون کالج و تافتس تدریس کردهاست.
هفتمین صلیب
نویسنده: آنا زگرس
مترجم: حسین نوروزی - رحیم نامور
هفتمین صلیب، داستان یک فرار موفق از یک اردوگاه کار اجباری است، اما یک کتاب جنگی سیاسی یا حتی انتقام نیست، بلکه کتاب مهربانی و خیرخواهی است که از سوی شاعر ترس و وحشت نوشته شده؛ این رمان، تضاد بین رژیم نازی و مردم آلمان را توصیف میکند، و نشان میدهد که چگونه سیستم خودکامه به همهچیز نفوذ کرده.
کتاب داستان هفت تن از اسیران یکی از بازداشتگاه های مرگ است که شکنجه های متوالی عذابها و تحقیرها و فشارهای روحی و شخصیت انسانی آن ها را خرد می نمود...این کتاب از بسیاری از رمانهای تبعیدی سالهای نخست، متفاوت است؛ چراکه نویسنده آن برخلاف بسیاری از همکاران راندهشده خود به خارج کشور، عشق به میهن آلمان را رد نکرد و آن را در موقعیتهای روایت خود به کار گرفت...
آنا زگرس که نام صلی او نتی رایلینگ است، در 19 نوامبر 1900 در خانواده ای فرهنگ دوست، در شهر ماینتس آلمان دیده به جهان گشود. از 1919 تا 1925 در دانشگاه های کلن و هایدلبرگ در رشته های زبان شناسی، تاریخ، چین شناسی و تاریخ هنر تحصیل کرد.او درجه دکترایش را از دانشگاه هایدلبرگ دریافت کرد، رساله ی دکترایش درباره ی آثار رامبراند بود. او بعد از اینکه در سال 1933 توسط گشتاپو دستگیر شد و مدتی زندانی شد به پاریس گریخت.
او حدود هفت سال در این شهر اقامت داشت و در این مدت، با مجلات ضد فاشیستی که نویسندگان در تبعید آن را منتشر می کردند همکاری می کرد. در دوران تبعید در پاریس در رمان با نام های « فزدسر» و « راهی که از میان فوریه می گذرد» را منتشر نمود. آنا زاگرس در این دو رما به دلیل شکل گیری نازیسم کی پردازد.
هفتمین گناه (حجاب نقاشی شده)
نویسنده سامرست موآم
ترجمه بهمن رازانی
مفهوم حجاب نقاشی شده : در عروسی، روبند سفید است که نشان دهنده معصومیت و پاکی پوشنده است. همانطور که از عنوان رمان پیداست، حجاب نقاشی شده است که نشان می دهد پوشنده دیگر بی گناه نیست. این رمان به این موضوع می پردازد که چگونه جامعه ما و مردمی که در آن زندگی می کنند آلوده شده اند.
در رمان، حجاب نقاشی شده به عنوان استعاره ای تلخ از زندگی عمل می کند. به طور مشخص تر، گوینده حجاب را با آنچه مردم دوست دارند زندگی بنامند برابر می داند. به این معنا، گوینده ادعا میکند که آنچه ما معتقدیم واقعیت محض است، در واقع چیزی بیش از پوششی نیست که آنچه را واقعاً در زیر آن نهفته است، میپوشاند.
کیتی فین همسر زیبا اما کم عمق والتر، یک باکتری شناس مستقر در هنگ کنگ است. او که از ازدواج خود راضی نیست، با چارلز تاونسند جذاب، دلربا و هیجان انگیز رابطه برقرار می کند. اما وقتی والتر فریب او را مییابد، انتقام عجیب و وحشتناکی میگیرد: کیتی باید او را تا پست جدیدش در سرزمین اصلی دورافتاده چین، جایی که همهگیری وبا در آن موج میزند، همراهی کند...
زن فریاد خفیفی کشید و مرد با وحشت پرسید !؟ چه خبر شده ؟
علیرغم تاریکی اطاق که ناشی از بستن درها و کشیدن پردهها بود رنگ پریدگی سیمای زن به نظر میرسید آهسته گفت : کسی میخواست در اتاق را باز کند مسلماً ندیمه تو یا یکی از مستخدمین است ،
نه آنها این ساعت مزاحم من نمیشوند میدانند که همیشه بعد از ناهار میخوابم ،
پس چه کسی ممکن است باشد؟
زن با لبانی مرتعش آهسته گفت:
شوهرم ولتر هست
و پس از گفتن این جمله به طرف آینه رفت دستی به موهایش کشید و لباسش را پوشید .....
هلن و سه نمایشنامه دیگر
نام نویسنده : اوریپید
نام مترجم : محمد سعیدی
اوریپید یا اویریپیدس (به انگلیسی: Εὐριπίδης یونانی، Euripides) از شاعران و نمایش نامه نویسان یونان باستان است (حدود ۴۸۰ تا ۴۰۶ پیش از میلاد). او با سوفوکلس و آیسخولوس مثلث نمایش نامه نویسان یونان باستان را تشکیل میدهند. اویریپیدس نمایش نامههای متعددی نوشتهاست که به خاطر شهرت و محبوبیت فوقالعادهای که اویریپیدس در اواخر دوران شکوفایی یونان کسب کرده بود، تعداد بیشتری از آثار او بر جای ماندهاست. اگرچه در زمان حیاتش به دلایلی چند اقبال زیادی نداشت. از آنجمله میتوان به مضامین نمایش نامههایش که عمدتاً ارزشهای آن دوران را زیر سؤال میبرد و یا نگاه متفاوتش نسبت به خدایان که آنها را منشا زشتیها و بدیها میدانست اشاره کرد.
نمایش نامه هیپولیت آسست و ایون از درخشان ترین آثار اورپید شاعر بزرگ یونان باستان است.در نمایش نامه هیلپولیت اورپید داستان عشق گناه آلودفدر،همسر تزه را به نظم کشیده است.در نمایش نامه هلن اورپید نشان میدهد آن هلنی که یونانیان سال ها بر سر او با تراوا جنگیدند.در حقیقت هلن نبود بلکه زنی دیگر بود که فقط نام هلن را بر او نهاده بودند.در نمایش نامه آلسست سخن از فداکاری آسست،همسر آدمت پادشاه فره است،در نمایش نامه ایون سخن از سرنوشت کودکی است که از ارتباط آپولون با کرئوز به دنیا می آید.
هلوئیز جدید یا نامه های دو عاشق
ژان ژاك روسو
ترجمه: عنايتالله شكيباپور
در 9 آوريل 1756 روسو به قصد اقامت در خانقاه پاريس را ترك نقشههاي دامنهداري به خاطرش سير نمود و در عين حال آسايش لذيذ زندگاني صحرايياش تاليف موسسات سياسي خود را تجديد نمود و به تنظيم نسخههاي خليفه سنپير پرداخت. ولي در ماه ژوئن پاي درختان طراوتبخش بيشهها و نغمه بلبل و زمزمه خوشآهنگ آب جاري جويبار رشته خيالات ديگري مخيله او را فرا گرفت آن قسمت حياتي كه تاكنون از آن بيبهره و بايستي به حكم ضرورت بعدا به تعقيب آن مبادرت ورزد به شكل افسانهاي داستاني به خاطرش سير نمود...
همان خواهم شد که تو میخواهی
مايندي مجيا
ترجمه: اعظم خرام
رمانی تریلر و هیجان انگیز در سبک رمانهای «دختر گمشده» و «دختری در قطار»
جز پرفروشهای نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۷
بهترین داستان معمایی از نگاه وال استریت ژورنال
هتي هوفمن كه شيفته بازيگري است، هميشه نقش دانشآموز خوب، دختر خوب، دوست خوب را بازي كرده است. حالا كه معلمي جذاب به مدرسه آمده، هتي به دنبال نقشي بزرگتر است... خيلي زود پرده از راز يك رابطه اينترنتي برداشته ميشود. سوال اينجاست كه آيا كسي ديگر هم از اين رابطه خبر داشته؟ همان خواهم شد كه تو ميخواهي، يك سال از زندگي جاهطلبانه و خطرناك دختري نواجوان را به تصوير ميكشد. ماجرا در مينسوتاي آمريكا ميگذرد و هر شخصيت، ماجرا را از نگاه خودش دنبال ميكند.