همسر آلمانی
کلی ریمر
ترجمه: فرنوش جزینی
یک رمان تاریخی کاملاً گیرا و دلخراش جنگ جهانی دوم، الهام گرفته از وقایع واقعی.
نکته شگفتانگیز این است که تیم موشکی با نام رمز "Operation Paperclip" کار خارقالعادهای برای هر دو طرف انجام داد. این صحنه رمان «همسر آلمانی» اثر رماننویس استرالیایی کلی ریمر است. این بر اساس «پدر سفرهای فضایی»، دکتر ورنر فون براون است.
همسر اول
فرانسواز شاندرناگور
ترجمه: اصغر نوری
اگر شوهرم را «بهطور رسمی» از دست داده بودم، خانوادهاش دورم حلقه میزدند و با گرمای بازوانشان تسلیام میدادند. اگر شوهرم را با تابوت و دعا به خاک میسپردم، دوستانش از من حمایت میکردند، در آغوش میگرفتندم… اما ازآنجاکه او زندگی میکند و خوشبخت هم زندگی میکند، آنها دوتکهام کردهاند.
همسر اول عنوان رمانی نوشتهی فرانسواز شاندرناگور است. شاندرناگور را بهعنوان نویسندهی رمانهای تاریخی میشناسند، بااینحال «همسر اول» رمانی معاصر و حتی شخصیترین اثر او به شمار میرود. در این اثر هم میتوان تسلط و علاقهی او به اساطیر و متون کهن ادبیات جهان را بهخوبی دید.
همسر پنهان
گیل پل
مترجم: پگاه منفرد
گیل پل نویسنده ی بریتانیایی است.
این رمان تاریخی در بستری عاشقانه (تاتیانا دختر دوم آخرین تزار روس و دیمیتری مالاما افسر سواره نظام) به حوادث کشور روسیه در دوره حکومت خاندان رومانوف می پردازد.
این رمان در سال ۲۰۱۶ منتشر شد و مورد استقبال قرار گرفت.
واپسین تزار روسیه، نیکلای دوم بود که خود و خانوادهاش در سال ۱۹۱۷ و در جریان انقلاب روسیه از تاج و تخت افتادند و سپس در ژوئیه سال ۱۹۱۸ توسط بلشویکها اعدام شدند.
نیکلای دوم هیچ تمایلی به اصلاحات نداشت و بدنبال راه پدرش در طریق فردسالاری بود، در نتیجه فضای روسیه مملو از افکار انقلابی شده بود. حاکمان روس برای گریز از تغییرات به جنگ با ژاپن بر سر تسلط بر کره و منچوری در شمال چین روی آوردند. روسها خود را پیروز جنگ میدانستند ولی سرانجام پیمان صلحی در سپتامبر ۱۹۰۵ با ژاپن امضا کردند که کنترل کره و بخشی از منچوری و راهآهن کلیدی آن بدست ژاپنیها افتاد. در ۲۲ ژانویه ۱۹۰۵ میلادی، حدود دویست هزار روسی در شهر سنپترزبورگ اجتماع کردند و خواستار کاهش ساعات کار و افزایش دستمزدها شدند. تظاهرکنندگان بر روی حمایت تزار از خودشان حساب میکردند. اما نتیجه آن برعکس بود. سربازان نیکلای دوم بر روی تظاهرکنندگان آتش گشودند و صدها نفر از تظاهرکنندگان کشته یا زخمی شدند. این واقعه به یکشنبه خونین معروف شد.
اوضاع روسیه ناآرام بود و شورشهای دهقانی در روستاها با اعتصابات کارگران صنعتی در شهرها همراه شده بود. نیکلای دوم از طرفی به اصلاحات و ایجاد مجلس انتخابی مشورتی «دوما» اقدام کرد و از طرف دیگر به روی اعتصابکنندگان آتش گشود. اعدامهای صدراعظم استولیپین در سالهای ۱۹۰۶ و ۱۹۰۷ توانست برای چند سالی فضای روسیه را آرام کند. در موج بعدی این رویدادها یعنی از سال ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۴ میلادی اعتصابات کارگری وضعیت شهرهای روسیه را متشنج کرد.
در سال ۱۹۱۴ میلادی، جنگ جهانی اول کل اروپا را فرا گرفت. روسها در حالی که فاقد رهبری نظامی کارآمد، آموزش، غذا و اسلحه و مهمات کافی برای چنین جنگی بودند، وارد این جنگ شدند. نتایج جنگ جهانی اول برای روسها فاجعهبار بود، و تنها ۳ میلیون روسی در همان سال اول کشته، زخمی یا اسیر شدند. با افزایش تلفات، روسهای بیشتری خواستار خروج از جنگ جهانی اول شدند. سنپترزبورگ که با شروع جنگ جهانی اول به علت اسم آلمانی آن به پتروگراد تغییر نام یافته بود در مارس ۱۹۱۷ شاهد شورشی بود که برای نخستین بار، سربازان ارتش نیکلای دوم به صفوف مردم پیوستند. سربازان ارتش دیگر از نیکلای دوم فرمانبرداری نمیکردند. دومای روسیه که دریافت نیکلای دوم دیگر نمیتواند بر روسیه حکومت کند، یک دولت موقت تشکیل داد و هیأتی را به ملاقات تزار فرستاد. تزار استعفانامه خود را تسلیم دوما کرد و برادر خود میخائیل را به عنوان جانشین خود معرفی کرد، اما میخائیل حاضر به پذیرش این مقام نشد. در ۷ نوامبر ۱۹۱۷ بلشویکها (حزب سوسیال دموکرات کارگری) دولت موقت را کنار زدند و قدرت را در روسیه بدست گرفتند. خانواده تزار توسط دولت موقت کرنسکی به شهر توبولسک در سیبری منتقل شده بودند. پس از به قدرت رسیدن بلشویکها، خانواده تزار به شهر یکاترینبورگ منتقل و در خانه یک مهندس فراری زندانی شدند. ارتش سفید که حامی رژیم گذشته و مخالف جدی بلشویکها بود، در حال نزدیک شدن به شهر یکاترینبورگ بود و این امکان وجود داشت که خانواده تزار را آزاد کنند و دوباره ادعای حکومت کنند. بلشویکها به وحشت افتادند و در نتیجه کمیته اجرایی مرکزی مسکو دستور اعدام تزار و خانوادهاش را صادر کرد و کمیسر یکاترینبورگ مسئول اجرای این دستور شد. در نتیجه در بامداد ۱۷ ژوئیه ۱۹۱۸ نیکلای دوم و اعضای خانوادهاش در زیرزمین خانه به ضرب گلوله توسط بلشویکها کشته شدند و اجساد آنان در جنگل مجاور شهر سوزانده و دفن شد.
همسر پنهانی
گیل پل
مترجم: شیدا رضایی
پرفروش USA TODAY در سال ۲۰۱۷
فروش شماره یک کیندل آمازون در سال ۲۰۱۷
برای کسانی که به داستانهای تاریخی علاقمند هستند، سرگذشت خانوادههای سلطنتی همواره مورد توجه بوده است و در این میان سرگذشت تراژیک و مرموز خانوادۀ رومانوف از جذابیت خاصی برخوردار بوده است. مجهول بودن سرگذشت این خانواده در مدت زمانی طولانی باعث شکلگیری شایعات و داستانهای زیادی در مورد آنها به خصوص کوچکترین دخترشان آناستازیا شده است اما گیل پل در داستان خود دختر دوم این خانواده ،تاتیانا را مورد توجه قرار میدهد و با استفاده از جزئیات دقیق تاریخی، داستان عاشقانۀ تأثیرگذاری را در مورد او و یک افسر سواره نظام خلق میکند که در عین لذت، جزئیات تاریخی دقیقی را در مورد آن دورۀ و شرایط کشور روسیه در اختیار خواننده قرار میدهد.
ارائۀ جزئیات شخصیتی دقیق در مورد قهرمان داستان به خلق تصویری واضح از او و درک احساسات و شرایطش کمک شایانی کرده است و بر بر تأثیرگذاری آن میافزاید.
گره زدن این داستان تاریخی با زمان حال و چالشهای درونی یک زن به دلیل شکست در روابط عاطفیاش و پیشبرد همزمان دو داستان در گذشته و حال از دیگر جذابیتهای این کتاب محسوب میشود و آن را درمیان ده رمان عاشقانۀ برتر یواساِی تودی در سال 2016 قرار داده است.
همسر چای کار
داينا جفريز
مترجم: ميثم فدائی
رمان تاريخي و عاشقانه ي تحسين شده و پرفروش جهاني كه حوادث آن در دهه ي 1920 در سيلان قبل از استقلالش از انگلستان (سريلانكاي كنوني) مي گذرد.
داينا جفريز در مالزي به دنيا آمده است و در نه سالگي به انگلستان نقل مكان كرده است.
اين رمان درباره ي زن جوان انگليسي است كه عاشق يك مرد جذاب صاحب مزرعه و بيوه مي شود و با او ازدواج مي كند و درگير راز زندگي گذشته او و اينكه چه بلايي سر همسر اولش آمده است مي شود.
به نظرش ميرسيد كه اشباح تيرهاي در دو سوي جاده پديدار و ناپديد ميشوند. دستش را دراز كرد تا آنها را از خود دور كند. پرندهاي جيغي كشيد، صداي گوشخراشي به گوش رسيد و شاخههاي درختي در هم شكست. دلش ميخواست دخترش را دوباره ببيند: ميخواست بداند چه شكلي شده، ميخواست در چشمهاي او خيره شود و لبخندش را ببيند، ميخواست دستش را بگيرد، گونهاش را دوباره ببوسد و او را بچرخاند و بچرخاند. چنان غمي در وجودش افتاده بود كه از شدت درد به خود ميپيچيد. اشكهايش را پاك كرد، نفسي آهسته و عميق كشيد و اطرافش را از نظر گذراند. گيج از دويدن خون در سرش، زير باران روي تخته سنگي نشست و بازوهايش را به دور خود حلقه كرد و كوشيد باور كند دخترش را در آغوش گرفته است.
همسر چرچیل بانو کلمنتین
مری بندیکت
ترجمه: گلی نژادی
رمانی خارقالعاده که بر یکی از تأثیرگذارترین افراد در طول جنگ جهانی اول و دوم تمرکز دارد: کلمنتین چرچیل.
در سال ۱۹۰۹، کلمنتین همراه با همسر جدیدش، وینستون، از قطاری پیاده میشود. زنی خشمگین از میان جمعیت بیرون میآید و او را به سمت قطار در حال حرکت هل میدهد. درست پیش از آنکه تعادلش را از دست بدهد، کلمنتین او را از یقه کت میگیرد و نجات میدهد. این نخستین باری نیست که کلمنتین چرچیل جان همسرش را نجات میدهد — و آخرین بار هم نخواهد بود.
بانوی کلمنتین داستان پرشور زنی بلندپرواز در کنار وینستون چرچیل است؛ داستان شریکی که در تاریکی سهمگین جنگ خم به ابرو نیاورد و نه در برابر دشمنان تسلیم شد، و نه در برابر انتظارات.
همسر دوست داشتنی من
سامانتا داونینگ
ترجمه: سحر قدیمی
ماجرای عاشقانة آدمهای معمولی اغلب شبیه هم است. زنی جذاب سر راهتان سبز میشود. به یکدیگر دل میبازید. بچهدار میشوید. خانه میخرید. بزرگترین رؤیاها و سیاهترین رازهایتان را با یکدیگر در میان میگذارید. کمکم حوصلهتان سر میرود.
همسر دوستداشتنی من که بلافاصله پس از انتشار به موفقیتی گسترده دست یافت، حد و مرزهای داستان پرتعلیق خانوادگی و خشونتهای پنهان را در هم میریزد و خواننده در فضـایی پر از سوءظن، اما طنزآلود با رازهایی تکاندهنده روبرو میشود.
همسر روباه
یانگز چو
ترجمه: بهاره محمدی
منچوری، ۱۹۰۸.
در سالهای پایانیِ امپراتوریِ روبهزوالِ چینگ، جسد یک زنِ درباری یخزده در آستانهٔ یک در پیدا میشود. مرگ او در هالهای از شایعات دربارهٔ روباهها فرو رفته است؛ روباههایی که باور دارند با تغییر شکل به زنانی زیبا و مردانی خوشسیما، آدمیان را میفریبند. «بائو»، کارآگاهی با توانایی شگفتانگیز در بوکشیدنِ حقیقت، برای کشف هویت این زن استخدام میشود. بائو از کودکی شیفتهٔ خدایانِ روباه بوده، اما آنها همیشه بهطرزی وسوسهانگیز دور از دسترس ماندهاند، تا شاید اکنون.
در همین حال، خانوادهای که صاحب یک داروخانهٔ معروفِ طبِ سنتی چینی است، میتواند بیماریها را درمان کند، اما نمیتواند از نفرینی که گریبانش را گرفته بگریزد: پسران ارشدشان پیش از بیستوچهارمین سالگردِ تولدشان میمیرند. وقتی خدمتکاری دلنشین و سربههوا به نام «اسنو» به این خانه قدم میگذارد، به نظر میرسد بخت خانواده برمیگردد، یا شاید هم نه؟
اسنو موجودی است با رازهای فراوان، اما بیش از هر چیز مادری است که در پی انتقام فرزند از دسترفتهاش است. او در جستوجوی یک قاتل، ردی را از شمال چین تا ژاپن دنبال میکند و بائو مصرانه در پی او میآید. اسنو و بائو، در میان اسطورهها و تصورات نادرست دربارهٔ ارواح روباه، هم با دوستان قدیمی روبهرو میشوند و هم با دشمنان تازه، در حالی که مرگهای بیشتری رخ میدهد.
«همسر روباه» رمانی است حماسی و سرشار از شخصیتهای منحصربهفرد و فراموشنشدنی؛ داستانی خیرهکننده دربارهٔ عشقهای کهن و فرصتهای دوباره، ژرفای عشق مادری، و افسانههای باستانیای که شاید واقعاً حقیقت داشته باشند.
همسر گمشده
آلیسون ریچمن
ترجمه: سودابه قیصری
در پراگ قبل از جنگ، روياي دو عاشق جوان با حمله ارتش نازي در هم شكسته شد. سپس، دههها بعد، هزاران كيلومتر دورتر، در نيويورك، نگاهي گريزناپذير از آشنايي، بين دو غريبه رد و بدل شد... سرنوشت، به لنكا و يوزف شانس دوبارهاي ميدهد. همسر گمشده، آسايش مسحوركننده زندگي در پراگ قبل از اشغال، وحشت اروپاي نازي، انعطافپذيري روح انسان و نيروي خاطره را كاوش ميكند. - لمساش كن، تنفساش كن. هرگز رهايت نخواهد كرد. اگر نور آفتاب را كف دستانت قرار دهي، به سايه تبديل ميشود. اگر كرم شبتاب را در شيشهاي بگذاري، ميميرد. اما اگر با بالهاي باز عشق بورزي، هميشه نشاط معلق ماندن در پرواز را احساس خواهي كرد.
همسر مسافر زمان
آدری نیفنگر
ترجمه: مرجان محمدی
رمان همسر مسافر زمان، یک داستان عاشقانه ی سرگرم کننده و اغلب گزنده با پیچ و خمی جذاب است: اگر یکی از طرفین قادر به حرکت در زمان باشد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این رمان بسیار بدیع و خلاقانه، به سوالاتی درباره ی زندگی، عشق و تأثیر زمان بر روابط می پردازد. کلر، دختری زیبا و باهوش است که در رشته ی هنر تحصیل می کند و هنری، کتابداری ماجراجوست. این دو، یکدیگر را از زمانی که کلر، 6 ساله و هنری، 36 ساله بود، می شناسند و در زمان بیست و سه سالگی کلر و سی و یک سالگی هنری، با هم ازدواج می کنند. غیرممکن به نظر می رسد اما حقیقت دارد، چراکه هنری یکی از اولین کسانی است که دچار اختلال تغییر مکان و زمان شده است؛ به طوری که ساعت ژنتیکی بدنش به صورت تصادفی تنظیم مجدد شده و او ناگهان خود را در مکان و زمانی دیگر در گذشته و آینده می یابد. ناپدید شدن های او خود به خود و غیرقابل پیش بینی است و مشکلات عجیبی بر سر راه داستان عاشقانه ی نامتداول کلر و هنری ایجاد می کند. این موضوع که تلاش آن ها برای داشتن یک زندگی مشترک عادی را چیزی غیرقابل پیشگیری و غیرقابل کنترل تهدید می کند، داستان این دو نفر را بسیار تکان دهنده و فراموش نشدنی ساخته است.
همسر و نقد همسر
آنتوان چخوف
حمیدرضا آتش برآب
آنتون پاولوویچ چِخوف (به روسی: Анто́н Па́влович Че́хов) (زادهٔ ۲۹ ژانویهٔ ۱۸۶۰در تاگانروگ - درگذشتهٔ ۱۵ ژوئیهٔ ۱۹۰۴) داستاننویس و نمایشنامهنویس برجستهٔ روس است.
او در زمان حیاتش بیش از ۷۰۰ اثر ادبی آفرید. او را مهمترین داستان کوتاهنویس برمیشمارند و در زمینهٔ نمایشنامهنویسی نیز آثار برجستهای از خود بهجا گذاشتهاست و وی را پس از شکسپیر بزرگترین نمایشنامهنویس میدانند. چخوف در ۴۴سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت.
همکاران عوضی
نويسنده : تسا وست
مترجم : پويه صميمی
راهنمایی کاربردی و بامزه برای خلاص شدن از شر آدمهای آزاردهنده، مخصوص کسانی که از دست همکارهای اعصابخردکن، که از نظر فنی هیچ قانون خاصی را هم نقض نمیکنند، در حال کَندن موهای خود هستند!
از دفترهای باز کاری و جلسات زوم گرفته تا کانالهای اسلک، محیط کار در طول سالها تغییر زیادی کرده است. اما یک چیز هرگز تغییر نمیکند: همیشه در محل کار با آدمهای عوضی روبهرو میشوید.
کتاب «Jerks at Work» (کلهخرها در محل کار) راهنمای نهایی برای کنار آمدن با — و در نهایت رهایی از — رئیسهای سلطهگر، همکارهای اعصابخردکن و آدمهای سخت و مشکلدار است که کار و زندگی را به جهنم تبدیل میکنند.
تسا وست (Tessa West)، روانشناس اجتماعی، سالها از علم برای کمک به مردم در حل تعارضهای بینفردی در محیط کار استفاده کرده است. او کشف کرده که بیشتر روشهای معمول ما بیاثرند، چون انگیزههای واقعی پشت رفتارهای بد را هدف نمیگیرند.
در این کتاب، او شما را به سفری عمیق و پرانرژی میان هفت نوع از آزاردهندهترین آدمهایی که احتمالاً در محل کار ملاقات میکنید میبرد — با اتکا به دههها پژوهش علمی برای آشکار کردن درونیات، نقاط ضعف و در نهایت ارائهی نقشهی کارآمد مقابله با هر نوع قبل از آنکه شما را با خود پایین بکشانند.
کتاب «Jerks at Work» پر است از مثالهای روزمره و راهکارهای هوشمندانه، از جمله:
• چگونه جلوی بولدوزرها (افراد پرادعا و سلطهجو) را از تأثیرگذاری بگیرید، با این روش که نگذارید اولین کسی باشند که در جلسه حرف میزنند.
• چگونه چاپلوسِ ظالم (کسی که بالا دستیها را میپرستد و زیردستان را له میکند) را به مدیری که او را تحسین میکند گزارش دهید — بدون اینکه خودتان آدم بد ماجرا به نظر برسید.
• چگونه از تیم پرتلاش خود در برابر سواریگیرها (Free Riders) محافظت کنید، بدون اینکه روحیهی همکاری را از بین ببرید.
• و حتی چگونه از تاکتیکهای گَسلایترها (دستکاریگرهای روانی) استفاده کنید تا آنها را در بازی خودشان شکست دهید.
برای هر کسی که بیش از چند بار با خود گفته:
«دیگه نمیتونم اون عوضی رو تحمل کنم!»
این کتاب، همان کتابچهی راهنمای نجاتی است که آرزو میکردید بهش احتیاجی نداشتید — اما همیشه به آن رجوع خواهید کرد.
هملت (مصور)
ويليام شكسپير
اقتباس گران: استيون گرانت، تام مندريك
تصوير گر: گري فيلدز
مترجم: مينا جعفري ثابت
هملت داستان شاهزادۀ جوانی است که برای انتقام قتل پدرش برمیخیزد. شاهکار بیهمتا و شاعرانۀ ویلیام شکسپیر مسائل مربوط به وظیفه، اخلاقیات و وجدان را به چالش میکشد، نگرانیهایی همهگیر که انسان از ابتدای خلقت همواره با آنها دستوپنجه نرم کرده است. هملت آینۀ ترسها و امیدهای بشر است.
بسیاری معتقدند که دشواری نمایشنامههای شکسپیر از این بابت است که این آثار برای اجرای در صحنۀ نمایش نگاشته شدهاند نه صرفاً برای مطالعه. تصویرگری تام مندریک با مهارت بالای او عذاب و اضطراب حاکم بر این تراژدی را به خوبی به نمایش میگذارد و نهتنها به مطالعۀ سادهتر این آثار بدون تغییر در متن اصلی کمک میکند بلکه لذت به تصویر درآمدن این شاهکار ادبی را به مخاطب منتقل میکند. نشر چترنگ برای اولین بار در ایران آثار برجسته و کلاسیک جهان را به صورت مصور، ترکیب متن و تصویر، منتشر کرده است و در تلاش است تا با رواج این گونۀ ادبی، مطالعۀ آثار کلاسیک را برای مخاطبان مطبوعتر سازد.
هملت 💯
نام نویسنده : ویلیام شکسپیر
نام مترجم : مسعود فرزاد
بودن، یا نبودن، سوال اینجاست
آیا شایسته تر آن است که به تیر و تازیانهٔ تقدیرِ جفاپیشه تن دردهیم،
و یا تیغ برکشیده و با دریایی از مصائب بجنگیم و به آنان پایان دهیم؟
بمیریم، به خواب رویم- و دیگر هیچ.
و در این خواب دریابیم که رنجها و هزاران زجری که این تن خاکی میکشد، به پایان آمده.
این سرانجامی است که مشتافانه بایستی آرزومند آن بود.
مردن، به خواب رفتن، به خواب رفتن، و شاید خواب دیدن...
ها! مشکل همین جاست؛ زیرا اندیشه اینکه در این خواب مرگ
پس از رهایی از این پیکر فانی، چه رویاهایی پدید میآید
ما را به درنگ وامیدارد؛ و همین مصلحت اندیشی است
که این گونه بر عمر مصیبت میافزاید.
وگرنه کیست که خفّت و ذلّت زمانه، ظلم ظالم،
اهانت فخرفروشان، رنجهای عشق تحقیرشده، بی شرمی منصب داران
و دست ردّی که نااهلان بر سینه شایستگان شکیبا میزنند، همه را تحمل کند،
در حالی که میتواند خویش را با خنجری برهنه خلاص کند؟
کیست که این بار گران را تاب آورد،
و زیر بار این زندگی زجرآور، ناله کند و خون دل خورد؟
اما هراس از آنچه پس از مرگ پیش آید،
از سرزمینی ناشناخته که از مرز آن هیچ مسافری بازنگردد،
اراده آدمی را سست نماید.
و وامیداردمان که مصیبتهای خویش را تاب آوریم،
نه اینکه به سوی آنچه بگریزیم که از آن هیچ نمیدانیم.
و این آگاهی است که ما همه را جبون ساخته،
و این نقش مبهم اندیشه است که رنگ ذاتی عزم ما را بیرنگ میکند.
و از این رو اوج جرءت و جسارت ما
از جریان ایستاده
و ما را از عمل بازمیدارد.
آه دیگر خاموش، افیلیای مهربان! ای پری زیبا، در نیایشهای خویش، گناهان مرا نیز به یاد آر."
همنت
مگی اوفارل
ترجمه: مریم رئیسی
برندهٔ جایزهٔ حلقهٔ منتقدان کتاب ملی • پرفروشِ نیویورک تایمز • نویسندهٔ پرفروش The Marriage Portrait اینبار تصویری درخشان از یک ازدواج، خانوادهای ویرانشده از غم، و پسری ارائه میدهد که نامش بر یکی از مشهورترین نمایشنامههای تاریخ گذاشته شد. • «از میان تمام داستانهایی که دربارهٔ زندگی شکسپیر بحث و گمانهزنی میکنند… این رمان چنان زیبا و خیرهکننده نوشته شده که خواننده را به جهانی دیگر میبرد.» — روزنامهٔ بوستون گلوب
این کتاب بهزودی در قالب یک فیلم بلند سینمایی به کارگردانی کلویی ژائو و با بازی جسی باکلی، پل مسکال، امیلی واتسون و جو آلوین ساخته خواهد شد.
انگلستان، سال ۱۵۸۰: مرگ سیاه در سراسر سرزمین میخزد؛ تهدیدی همواره حاضر که سالم و بیمار، پیر و جوان را به یک اندازه آلوده میکند. پایان روزگار نزدیک است ــ اما زندگی همیشه راه خود را ادامه میدهد.
معلّم جوان لاتین ــ بیپول و آزاردیده از پدری خشن ــ عاشق زن جوانی میشود خارقالعاده و نامتعارف. اَگنِس مخلوقی وحشیطبع است که با باز شکاری بر دست، در زمینهای خانوادگیاش قدم میزند و در سراسر روستا بهخاطر استعدادهای شگفتانگیزش در درمانگری شناخته میشود؛ او گیاهان و داروها را بهتر از انسانها میشناسد. هنگامی که در خیابان هنلیِ استراتفورد-آپون-اِیون با شوهرش زندگی را آغاز میکند، به مادری بهشدت محافظ تبدیل میشود و به نیرویی ثابت و مرکزی در زندگی همسر جوانش بدل میگردد ــ همسری که درست در زمانی که حرفهاش در صحنهٔ تئاتر لندن رو به اوج است، پسر عزیزش بر اثر تب ناگهانی از دنیا میرود.
همنوایی شبانه ارکستر چوبها
نويسنده:رضا قاسمی
این رمان اولین بار توسط نشر کتاب در سال ۱۹۹۶ در آمریکا منتشر شد و بعدها در ایران اجازهٔ انتشار یافت و برنده بهترین رمان اول سال ۱۳۸۰ جایزه هوشنگ گلشیری و بهترین رمان سال ۱۳۸۰ منتقدین مطبوعات شد.
داستان از دیدگاه اول شخص بیان میشود و حکایت یک روشنفکر ایرانی است که به فرانسه پناهنده شده و دراتاق زیر شیروانی ساختمانی در پاریس زندگی میکند که ساکنانش را چند فرانسوی و ایرانی تبعیدی تشکیل داده اند. نویسنده واقعیت و خیال را در این داستان به هم آمیخته و ساختاری مالیخولیایی ایجاد کرده است.
اين داستان، روايت زندگي ساكنين يك ساختمان در پاريس است ; يعني روايت مهاجرين، آدمهاي گريخته از وطن، دل مشغولي، مشكلات روزمره و تنگناهاي غربت .نويسنده به شيوهاي خاص و با نقب زدن به زندگي خصوصي شخصيتهاي داستان، روايتي شگفت از مردان و زناني به دست ميدهد كه در پي مهاجرت، اندك اندك هويت خويش را رو به فراموشي سپردهاند، بلكه به انسانهايي مسخ شده بدل گشتهاند .در اين هنگامه، عشقها تبديل به روابط پيش پا افتاده و مبتذل جنسي تنزل كرده و همه چيز در چنبري از خودباختگي رنگ باخته است .