یا این یا آن (جلد اول) 💯
سورن کیرکگور
ترجمه: صالح نجفی
این کتاب جلد اول یا این یا آن اولین کتاب مهم سورن کیرکگور فیلسوف مسیحی دانمارکی است که به مباحث الهیات، فلسفهی اگزیستانسیالسیتی و مراحل مختلف زندگی انسان میپردازد. کتاب دو جلد دارد: جلد اول«یا این» و جلد دوم «یا آن» و اولینبار در سال ۱۸۴۷ به زبان دانمارکی منتشر شده است. کیرکگور که عادت داشت نوشتههایش را با نام مستعار منتشر کند این کتاب را با نام مستعار ویکتور ارمیتا منتشر کرد.
کیرکگور در یا این یا آن خطوط کلی نظریهای راجع به هستی انسانی را ترسیم میکند. بنای این نظریه استوار بر تمایزی است میان دو شیوهی زندگی: زندگی مبتنی بر اصالت زیباشناسی و لذتجویی، و زندگی اخلاقی که پایهاش تعهد و مسئولیتپذیری است.
یا این یا آن از برگردان انگلیسی به فارسی ترجمه شده است.
یا به عزایم خواهی نشست
دومینیک لاپی یر و لاری کالینز
پرویز شهدی
لاری کالینز خبرنگار و مستند نویس آمریکایی است و لاپیر هم یک نویسنده فرانسوی است. این دو با همکاری یکدیگر قبلاً هم چند کتاب به نامهای: «آیا پاریس میسوزد»، «اوه اورشلیم»، «شهرشادی» و «آزادی در نیمه شب» را نوشتهاند. لاری کالینز مدتی برای خبرگزاری یونایتدپرس اینترنشنال در پاریس و رم و خاورمیانه کار کرده و مدتی هم در حوادث جهان غرب به عنوان خبرنگار یونایتدپرس، و مجله نیوزویک کار میکرد.
«دومینیک لاپیر» هم مدتی به کار خبرنگاری روزنامهها مشغول بود و از این تجربیات خود هفت کتاب دیگر منتشر کرد که همگی درباره ماجرای این روزها بودند.
این دو به دلیل تجربیات خبرنگاری خود در کتابهایشان هم رویکردی مستندگونه دارند.
یاد جنگل دور
گوردون اوراینز
مترجم: کاوه فیض اللهی
وقتی که مار میبینیم نفسمان بند میآید و از ترس از جا میپریم. زیبایی شکوهمند برآمدن آفتاب ما را به درنگ و شگفتی وامیدارد. این واکنشها تصادفی نیست؛ در واقع، بسیاری از واکنشهای انسان به طبیعت ریشهای عمیق در گذشتهٔ تکاملی ما دارد. ترس ما از مار به دلیل ترس از زهر یا ماهیچههای خردکنندهٔ آن است، و آنچه با طلوع خورشید مایهٔ دلگرمی ما میشود برطرف شدن خطر جانوران شکارگر است که در تاریکی به کمین نشستهاند. بسیاری از سلیقههای ما در زیباییشناسی، از انواع باغهایی که میسازیم تا غذاهایی که از خوردنشان لذت میبریم و تفریحاتی که سرگرممان میکنند، نتیجهٔ ماندگار انتخاب طبیعی است.
در این اثر بلندپروازانه و غیرعادی، زیستشناس تکاملی، گوردون اوراینز، به کاوش دربارهٔ نقش تکامل در واکنشهای انسان به محیط میپردازد. کار را با پرسش دربارهٔ علت وجود هیجانات در ما آغاز میکند و با ارائهٔ رویکردهای تکاملی به زیباییشناسی به پایان میرساند. اوراینز، نشان میدهد که چگونه هیجانات امروزی ما را تصمیمهایی شکل میدهند که نیاکان ما هزاران سال پیش در ساوانای آفریقا گرفتند. در طول این دوره دلبستگیها و بیزاریهایمان در مغز ما مداربندی شد، چون واکنش مناسب یا نامناسب به محیط به معنای تفاوت مرگ و زندگی بود.
یاد نئون بخیر
یاد نئون -- دیوید فاستر والاس -- ترجمه پرستو گرانمایه
تمام عمرم ریاکار بوده ام . مبالغه نمی کنم . تقریبا هر کاری کرده ام برای این بوده است که چهره خاصی از خودم به دیگران نشان دهم . اغلب برای این که دوستم داشته باشند یا ستایشم کنند . شاید پیچیده تر از این است . اماوقتی خوب نگاه می کنی می بینی دلیلش دقیقا همین است که می خواهی دوستت داشته باشند ، ستایشت کنند ، تآییدت کنند ، تحسینت کنند ، هرچه.
دیوید فاستر والاس برنده جایزه پولیتزر سال 2012نویسنده برجسته آمریکایی در داستان هایش موشکافانه زندگی را با همه دشواری ها . شادروزی هایش به تصویر می کشد ؛ شادی ها و غم ها . همان ها که بزرگی و کوچکیشان را نه پدیده فیزیکی که ذهن آدمی اندازه می گیرد.
یادبودنامه صادق هدایت به مناسبت ششمین سال درگذشت او
درباره: هادی صداقت(صادق هدایت)
به کوشش: حسن قائمیان
بمناسبت ششمین سال درگذشت صادق هدایت، کتاب حاضر با همکاری جمعی از شاعران و نویسندگان و هنرمندان معاصر یادبودنامه ای در 4 بخش در فروردین 1336 به چاپ رسید. این کتاب علاوه بر مطالبی درباره صادق هدایت از طرف شاگردان و دوستداران وی، شامل مقالات ادبی گوناگونی است که به این نویسنده تقدیم شده است.
بخش اول شامل: 50 شعر، مقاله و داستانهای گوناگون در زمینه های مختلف و متنوع، بخش دوم شامل: شعرها، مقاله ها و آثار صادق هدایت، بخش سوم شامل: دو اثر از دانش آموزان دبیرستان و بخش چهارم شامل: متن چند نامه از هدایت است.
صادق هدایت سال 1281 ش در تهران متولد شد. پس از اتمام تحصیلات با اولین گروه اعزامی راهی اروپا شد و در بلژیک در رشته ریاضیات به تحصیل پرداخت. از آثار وی می توان به رباعیات خیام، فواید گیاه خواری، زنده بگور، پروین دختر ساسان، بوف کور، سگ ولگرد، ولنگاری، علویه خانم، توپ مرواری و ... اشاره کرد. وی یکی از تأثیر گذارنده ترین نویسندگان فارسی است که در داستان نویسی سبکی خاص را به وجود آورد و آثار وی تا به امروز تحلیل و واکاوی می شود.
یادبودهای سفارت استانبول
خان ملک ساسانی
سیداحمد خانملک ساسانی با تخلص شعری ساسانی از دیپلماتهای عصر قاجار، پهلوی اول و پهلوی دوم و از نویسندگان ایرانی بود. وی که در دربار شاهی لقب محتشمالسلطان دریافت کرد، در سال ۱۲۸۵ خورشیدی از سوی پدرش برای تحصیل به کشور سوئیس فرستاده شد. پس از پایان تحصیلات در سال ۱۲۹۱ خورشیدی به تهران بازگشت و با عنوان معلم اختصاصی احمدشاه در دربار شاهی فعالیت خود را شروع کرد. در بهمن سال ۱۲۹۷ با عنوان عضو وزارت امور خارجه به کنسولگری ایران در شهر استانبول ترکیه مأمور شد و در این وزارتخانه بعد از مدتی در سمتهای مختلفی نظیر منشی سفارت، نیابت سفارت سوئیس و نیابت سفارت فرانسه ارتقا یافت و پس از آن هم به عنوان مستشار سفارت کبری و سرکنسول ایران در کشورهای مختلف انجام وظیفه میکرد. پس از پایان مأموریت سه ساله خود در ترکیه به تهران آمد و در وزارت خارجه به کار خود ادامه داد و در ۱۳۱۲ بازنشسته شد. اما در ۱۳۲۸ در زمان حاکمیت محمدرضا پهلوی از طرف محمد ساعد نخستوزیر وقت به معاونت نخستوزیری و ریاست کل انتشارات و مطبوعات کشور منصوب شد. خانملک در پایان عمر به فرانسه رفت و در سن ۸۶ سالگی در همانجا درگذشت و جنازهاش در سوهانک شمیران به خاک سپرده شد. کتاب «یادبودهای سفارت استانبول» در واقع خاطرات مکتوب خانملک از دوران مسئولیتش در سفارت ایران در استانبول است. ساختمان سفارت که بعدها با انتقال نمایندگی ایران به آنکارا، تبدیل به کنسولگری شد، از بناهای باشکوه استانبول بشمار میرود. کتاب، اوضاع و احوال 100 سال پیش را به خوبی توضیح میدهد. از مراکز ایرانی مانند مدرسه، مسجد، گورستان و تشکلهایی مانند "انجمن سعادت ایرانیان استانبول" یاد میشود و درباره آنها مطالبی بیان میشود که ارزش تاریخی دارند.
یادداشت ها
آلبر کامو
ترجمه: خشایار دیهیمی
«یادداشت ها» مجموعهی یادداشتهای خصوصی کامو در سه جلد است. جلد اول از ۱۹۳۵ تا ۱۹۴۲ (دوران جوانی و الجزایر)، جلد دوم از ۱۹۴۲ تا ۱۹۵۱ (جنگ، مقاومت، شهرت) و جلد سوم از ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۹ (سالهای پایانی) را در بر میگیرد. این یادداشتها را کامو برای انتشار ننوشته بود؛ ترکیبیاند از خاطرات روزانه، طرحهای داستانی، نقلقولها، توصیف مناظر و تأملات فلسفی.
برای علاقهمندان جدی به کامو، پژوهشگران ادبیات و فلسفهی اگزیستانسیال، و کسانی که میخواهند فرایند تفکر و نگارش یک نویسنده را از نزدیک ببینند. برای شروع کار با کامو، بهتر است اول «بیگانه»، «اسطورهی سیزیف» و «طاعون» خوانده شود.
یادداشت ها
فرانتس کافکا
مترجم: مصطفی اسلامیه
همه ویژگیهای شخصیت جذاب و وقایع زندگی پر شور و سودای کافکا در این کتاب بازتاب یافته است. در این یادداشتها که بخش اصلی زندگیاش، از 1910 تا 1923 را در بر میگیرد، بسیاری از اندیشههای ادبی، قطعات کوتاه نمایشی، رویاها و کابوسها، آغاز یا بخشهایی از داستانها و رمانهایش را آورده و حوادث کوچک و بزرگ زندگیاش را، گاه با طنزی سبکبارانه و گاه با شرحی دقیق و تکاندهنده به ثبت رسانده است.
یادداشت ها (دوره کامل پنج جلدی در یک مجلد)
نویسنده: صدرالدین عینی
مصحح: علی اکبر سعیدی سیرجانی
یادداشتها حاوی خاطرات صدرالدین عینی (1333-1257) شاعر و ادیب معاصر تاجیک است که با مقدمه سعیدی سیرجانی به چاپ رسید.
صَدرالدین عِینی از بزرگترین نویسندگان و ادیبان زبان فارسی تاجیکی و کشور تاجیکستان در آغاز سده بیستم است. یادداشتهای صدرالدین عینی، یادداشتهای جامعهای است که عینی در آن میزیسته و تفاوت زیادی با یادداشتنگاریهایی که تنها زندگی فردی را برمیتابند، دارد. منظور این نیست که عینی، کلینویسی کرده و از آنچه بر خود او اتفاق افتاده، دوری جسته است، بلکه او خود را در نفس جامعه دیده و احوال خود را در اجتماع آن روز نگریسته است. این یادداشتها در حقیقت اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را بازتاب میدهند و چنان ارزشی دارند که میتوان گفت بدون خواندن آنها از بخش مهمی از تاریخ بخارای آن روزگار بیاطلاع ماندهایم. فساد اداری، فقر و قراردادهای بیارزش اجتماعی، ابزار سخن برای او شدهاند و نویسنده توانسته است با مهارتی ویژه تصویر آن زمان را به پرده بکشد و قلمموی نقاشی او به باریکترین مسائل برسید.
یادداشت های امیر اسدالله علم (۷ جلدی)
نویسنده: امیر اسدالله علم
ویراستاری هر ۷ جلد کتاب یادداشتهای علم توسط علینقی عالیخانی و تأکید خانواده علم انجام شدهاست.
یادداشتهای علم اهمیت تاریخی دارد؛ چون علم تنها کسی در حکومت پهلوی بوده که یادداشتهای خود را به یادگار نهادهاست. همچنین وی اغلب اوقات خود را با شاه میگذراند؛ چه در سفرهای تفریحی چه سیاسی. نقش وی در تصمیمگیریهای شاه از اهمیت بسیار ویژهای برخوردار بود. چنانکه خود او چندین بار نیز به این نکته در یادداشتهای خود اشاره کردهاست. یادداشتهای او از روز اول اردیبهشت ماه ۱۳۴۶ در دسترس است و آخرین دیدار او با شاه نیز در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۵۶ بود. وی سپس برای درمان رهسپار پاریس شد و شاه هویدا را به جانشینی او برگزید.
یادداشت های امیر اسداله علم (دوره ۷ جلدی)
امیر اسدالله عَلَم
ویراستار: علینقی عالیخانی
یادداشتهای علم اهمیت تاریخی دارد؛ چون علم تنها کسی در حکومت پهلوی بوده که یادداشتهای خود را به یادگار نهادهاست. همچنین وی اغلب اوقات خود را با شاه میگذراند؛ چه در سفرهای تفریحی چه سیاسی. نقش وی در تصمیمگیریهای شاه از اهمیت بسیار ویژهای برخوردار بود. چنانکه خود او چندین بار نیز به این نکته در یادداشتهای خود اشاره کردهاست. یادداشتهای او از روز اول اردیبهشت ماه ۱۳۴۶ در دسترس است و آخرین شرفیابی او نیز در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۵۶ بود. وی سپس برای درمان رهسپار پاریس شد و شاه هویدا را به جانشینی او برگزید.
اسدالله علم در روز جمعه ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ درگذشت. او یادداشتهای روزانهٔ محرمانهای به جای گذاشت و وصیت کرد که پس از مرگ وی و در زمانی که خاندان پهلوی روی کار نیست انتشار یابد. این یادداشتها به عنوان گزارشی دقیق از وضعیت دربار پهلوی و شخص شاه اعتبار زیادی دارد. ده سال بعد از انقلاب و دگرگونی نظام سیاسی ایران، بانو ملکتاج علم و دو دختر او رودابه و ناز علم یک زبان بر این شدند که هنگام انتشار یادداشتها شدهاست. این یادداشتها در مجموعهای هفت جلدی با ویراستاری دکتر علینقی عالیخانی زیر عنوان «یادداشتهای علم» منتشر شدهاست. عالیخانی در گفتگویی به صدای آمریکا گفت: «این یادداشتها را علم در زمان نگارش به سوییس میفرستادهاست تا در بانک از آنها نگهداری شود.»
علم برای معالجه بیماری سرطان خون در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۵۶ کشور را ترک کرد. در ۱۳ مرداد ۱۳۵۶ هنگامی که دوران نقاهت را در جنوب فرانسه سپری میکرد شاه تلفنی از او خواست که استعفا دهد و به جای او امیرعباس هویدا به وزارت دربار منصوب شد که باعث شگفتی علم شد. در اسفند ۱۳۵۶، نامهای مفصل به شاه نوشت و در آن بسیار صریح در مورد وخامت اوضاع کشور به شاه هشدار داد و گفت اگر شاه دست روی دست گذارد باید در انتظار آشوبهای بزرگتری باشد. شاه در مورد این نامه به هویدا گفته بود: «علم مشاعرش را از دست دادهاست!»
یادداشت های اینجانب
نویسنده: لیانید آندری یف
مترجم: حمیدرضا آتش برآب
«یادداشتهای اینجانب» رمانکی (novella) کوتاه از لیانید آندرییف است که در سال ۱۹۰۸ میلادی—همزمان با یکی دیگر از آثار مشهور او، «داستان هفت مرد بهدار آویخته»—منتشر شد. این اثر به شکل یادداشتهای شخصی یا خاطرات یک زندانی نوشته شده و در سنت آثار روسی روایتهای زندانی مانند «خاطرات خانهی مردگان» داستایفسکی جای میگیرد، هرچند با رویکردی کاملاً متفاوت و نمادینتر.
طرح داستان
راوی داستان، مردی سالخورده است که سالهای طولانی را در زندان، بهجرم قتل، سپری کرده است. او در این یادداشتها روایت میکند که چگونه، برخلاف انتظار، با محبوسیت خود آشتی کرده و حتی نوعی آرامش یا معنا در آن یافته است. آندرییف از طریق این شخصیت، تجربهای متناقضنما را به تصویر میکشد: زندانی که ظاهراً باید نماد از دستدادن آزادی باشد، برای این مرد به فضایی برای تأمل، پذیرش سرنوشت، و رهایی از آشفتگیهای دنیای بیرون بدل میشود.
درونمایههای اصلی
سرنوشت و جبر: همانطور که در سایر آثار آندرییف دیده میشود، شخصیتها اسیر نیرویی بیرحم و اجتنابناپذیر به نام سرنوشتاند. رنج در جهانبینی او امری گریزناپذیر و تقریباً هستیشناختی است که انسان باید زندگیاش را با آن سازگار کند.
پارادوکس آزادی و اسارت: مرکز ثقل فلسفی داستان، این پرسش است که آزادی واقعی کجاست؟ آندرییف نشان میدهد که اسارت جسمانی میتواند همراه با نوعی آزادی درونی و ذهنی باشد، در حالیکه آزادی ظاهریِ زندگی بیرون از زندان میتواند خود زندانی از تشویش، بلاتکلیفی و پوچی باشد.
تأمل و خودکاوی: فرم یادداشت یا دفتر خاطرات به آندرییف اجازه میدهد روایت را بهشکلی درونی و اعترافی پیش ببرد؛ راوی نه صرفاً وقایع، بلکه فرایند دگرگونی ذهنی و روانی خود را در گذر زمان بازگو میکند.
سبک و جایگاه ادبی
آندرییف بهعنوان یکی از پیشگامان اکسپرسیونیسم در ادبیات روسیه شناخته میشود و در این اثر نیز، بهجای واقعگرایی صرف، بیشتر به کاوش حالات روانی و وجودی شخصیت میپردازد. این رمانک، بازتابی از دغدغههای شخصی نویسنده—از جمله افسردگی، تجربهی کوتاه بازداشت سیاسی در سال ۱۹۰۵، و نگاه بدبینانهاش به رنج بشری—نیز هست.
این اثر، در کنار «هفت مرد بهدار آویخته»، بخشی از دورهای پربارتر از آثار آندرییف محسوب میشود که در آن، پرسشهای اخلاقی و وجودی پیرامون مرگ، مجازات، گناه و رستگاری را با نگاهی عمیقاً فلسفی کاوش میکند.
یادداشت های پیک ویک (۲ جلدی)
چارلز دیکنز
ترجمه: پرویز همتیان بروجنی
چارلز دیکنز نوشتن رمان «یادداشت های پیک ویک» را در سال ۱۸۳۶ زمانی که تنها ۲۴ سال داشت، آغاز کرد. در این رمان، توان توصیف گرایانه ذاتی دیکنز با مهارت طنزپردازانه او درهم آمیخته است. موفقیت بزرگی که «یادداشت های پیک ویک» در پایان ۱۹ ماه انتشار میان مردم، به دست آورد، برگرفته از توانایی دیکنز در استفاده از چشم و گوشش بود. این کتاب با حرکتی قهرمان نمایانه و تقلیدی مسخره آمیز از یک سخنرانی علمی و بحثی پارلمانی که فصل اول را شامل می شود، آغاز می شود.
دیوید الیس استاد ادبیات زبان انگلیسی دانشگاه کنت، کانتربری در مقدمه ای که برای این کتاب نوشته، آورده است: «یادداشت های پیک ویک» آشکارا رمانی غیرجدی است. با این وجود، در لحن آن یک شور جوانی و نوعی بی خیالی شادمانه احساس می شود که زندگی بدون آن بی نهایت یکنواخت به نظر می رسد؛ لحنی که دیکنز در روند طبیعی زندگی دیگر هیچ گاه آن را تجربه نخواهد کرد، زیرا انسان تنها یک بار ۲۴ ساله می شود.
رمان مفصل، در دو جلد خود ۵۷ فصل دارد و تصاویر آن نیز با فهرست مشخص شده اند. شخصیت های این کتاب، به قدری زیاد هستند که در ابتدای آن، به تفکیک نام برده و معرفی شده اند.
در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
این دفتر اتاقی بود با ظاهری بسیار کثیف، سقفی فوق العاده کوتاه و دیوارهای قاب بندی شده قدیمی که چنان بد نورپردازی شده بود که با وجود روشنایی روز در بیرون شمع های بزرگ پیه سوز روی میزها روشن بود. در یک انتها دری وجود داشت که به اتاق اختصاصی قاضی ختم می شد که بر گرد آن گروهی از وکلا و کارمندان قضایی جمع شده بودند و به ترتیبی که پرونده شان در بایگانی ثبت شده بود، وارد می شدند. هربار که این در باز می شد تا شخصی خارج شود، نفر بعد برای داخل شدن به سوی آن یورش می برد و چون علاوه بر گفت و گوهای فراوان میان افرادی که برای دیدن قاضی انتظار می کشیدند، انواع و اقسام بگومگوهای شخصی نیز میان بخش اعظم کسانی که او را دیده بودند، رد و بدل می شد، آن قدر سر و صدا وجود داشت که نشود در اتاقی با چنین ابعاد محدودی تحمل گردد.
گفت و گوهای این مردان تنها صداهایی نبود که به گوش می رسید. بر سکو و در پشت جایگاهی چوبی در انتهای دیگر اتاق کارمندی عینکی ایستاده بود که سوگندنامه ها را تحویل می گرفت و هر از گاهی دسته های بزرگی از آن توسط منشی دیگری برای امضای قاضی به اتاق اختصاصی اش برده می شد...
یادداشت های روزانه
داوید روبینویچ
ترجمه: محمود حسینی زاد
«یک بدبختی به تنهایی کم است، باید چند بدبختی با همدیگر بیایند، تازه آنوقت انسان را خرد میکنند. اینکه ما آواره شده و به بدبختی افتادهایم کافی نیست.»
«یادداشتهای روزانه»، داوید روبینوویچ ترجمۀ تازهای از مترجم مطرح و داستاننویس خوش قریحه معاصر و قدیمی است که با وسواس و دقت تمام هم مینویسد و هم ترجمه میکند. او در آثاری که به آن پرداخته هم توجه به مضمون دارد و هم چگونگه گفتن و همین نگاه او به اثر هنری است که باعث شده در خوانش آثار او مخاطب احساس کند که این آثار ترجمه نیستند و نوشتۀ اصلی خود نویسنده هستند.
«از اول جنگ تا حالا خودم درخانه درس میخواندم. وقتی یادم میآید به مدرسه میرفتم، دلم میخواهد بزنم زیر گریه حالا امروز باید در خانه باشم و نتوانم هیچ جا بروم. وقتی همینطوری فکر میکنم که در دنیا چقدر جنگ هست، چقدر از انسانها هر روز کشته میشوند، با گلوله، با گاز، با بمب، با بیماریهای مسری و به دست دشمنهای دیگر بشریت، آنگاه دست و دلم به کاری نمیرود.»
«یادداشتهای روزانه» هم صمیمی است و هم تلخ وبه شرح زندگی یک پسربچه معطوف است که با بی تکلفی و سادگی کلامش از سالهای مصیبتبار اشغال لهستان توسط فاشیستها سخن میگوید. بازگویی واقعیتی که در آن روزگار سخت، میلیونها لهستانی و یهودی با آن رودررو بودند.
«از صبح زود با بیصبر منتظر پیک بودیم، ولی نیامد. دیگر خود را به دست خدا سپرده و با آغوش باز منتظر همهچیز هستیم.»
نویسنده کتاب ــ دیوید ــ دوازدهساله بود که اولین یادداشتهای روزانهاش نوشت. برای او هم زندگی آن چیزهایی را داشت که برای میلیونها کودک داشت اما کودکی او را یکی از مصیبتبارترین وحشیگریهایی که تاریخ به خود دیده است را نابود کرد:
«این یادداشتهای روزانه، تکاندهندهترین و مؤثرترین شکوائیه علیه سیستمی است که میلیونها انسان نظیر «داوید روبینوویچ» را به قتل رسانده است.»
یادداشت های روزانه محمدعلی فروغی از سفر کنفرانس صلح پاریس
محمد افشین وفایی و پژمان فیروزبخش
یادداشت های زیرزمینی 💯
فیودور داستایفسکی
حمیدرضا آتش برآب
داستایوفسکی از جمله متفکران برجسته عصر حاضر است. در اهمیت او همین بس که بزرگان تفکر معاصر غرب به آثارش توجه داشته اند و از او ستایش کرده اند. داستایفسکی از نویسندگان اندک شماری است که نیهیلیسم روزگار ما را به ژرفی دریافته و بیان کرده است.
در میان آثار او، «یادداشت های زیرزمینی» آیینه تمام نمای روزگار ما و نقد حال انسان بیمار آخرالزمان است که بیماری تا عمق وجودش ریشه دوانیده است، ولی او هم چنان از باور آن سر باز می زند. این حکایات از ارزش های از ارزش افتاده ای سخن می دارد که منشأ بحران عالم غربی است.
تعریض ها و کنایات داستایوفسکی در این یادداشت ها همه به قدرتی است که قائمه عالم کنونی است و این عالم را راه برده اما اکنون دچار تزلزل و بحران سهمناکی است که نشانه هایش در همه عالم پیداست. داستان «یادداشت های زیرزمینی» گزارشی است از وضع بشر در دوره جدید، گزارشی که به جامه مبدل افسانه درآمده است.