جهان نويسندگان و مترجمان كتاب

انسان آزاد به دنیا می آید و همه جا در زنجیر است – ژان ژاک روسو

همه ما آزادی می خواهیم. همه ما خواهان انتخاب هستیم. اما هرچه انتخاب های بیشتری داشته باشیم، بیشتر متوجه می شویم که هنوز در دام افتاده ایم. ما بخش هایی از خودمان را مبادله می کنیم تا در جامعه جا بیفتیم. ما برای به دست آوردن مزایایی مانند ایمنی، شغل و خانه از برخی آزادی ها چشم پوشی می کنیم. مثل تعویض یک قفس با قفس دیگر.

در قدیم مردم انتخاب های کمتری داشتند. آنها در جایی که متولد شده بودند زندگی می کردند، همان کاری را انجام می دادند که والدینشان انجام می دادند و از قوانین و سنت های محلی پیروی می کردند. امروزه، به لطف اینترنت و جامعه مدرن، ما می توانیم هر کسی که می خواهیم باشیم. آیا می خواهید شغل خود را در ۴۰ سالگی تغییر دهید؟ تو می توانی. آیا می خواهید جنسیت خود را تغییر دهید؟ این هم اشکالی ندارد آزادی شخصی ما هرگز تا این حد بالا نبوده است، به ویژه در دنیای غرب.

با این حال، ما آنقدر که فکر می کنیم آزاد نیستیم. اینترنت دنیایی از انتخاب ها را در اختیار ما قرار می دهد، اما همچنین ما را برده لایک ها، دنبال ها و گرایش ها می کند. این هنوز یک قفس است، اما اکنون از داده و کد ساخته شده است. شما می توانید انتخاب کنید که کجا بروید، چه کاری انجام دهید، و چه کسی را ببینید، اما این انتخاب ها مشکلات خاص خود را دارند. حتی در این دنیای دیجیتال، ما باید با انواع جدیدی از شکارچیان و تله ها دست و پنجه نرم کنیم. بنابراین، حتی اگر قفس بزرگتر شود، باز هم قفس است.

ایده تجارت آزادی برای مزایا جدید نیست. این یک بحث قدیمی و بدون پاسخ آسان است. در حالی که استدلال اصلی یک دیدگاه غربی را دارد که در آن آزادی به وفور وجود دارد، ضروری است که جوامعی را در نظر بگیریم که آزادی های شخصی در آنها محدود است. در چنین فرهنگ‌هایی، مبادله بین آزادی‌های فردی و منافع اجتماعی حتی بیشتر و پیچیده‌تر می‌شود.

همچنین، در حالی که جامعه مدرن به ما آزادی های بیشتری ارائه می دهد، این انتخاب ها می توانند شمشیر دولبه باشند. گزینه‌های زیاد می‌تواند منجر به استرس یا بلاتکلیفی شود و ما را به این سوال وادار کند که آیا این آزادی‌ها واقعی هستند یا فقط توهم هستند. و حتی اگر بسیاری از انتخاب‌های خود را به دنیای دیجیتال منتقل کرده‌ایم، مهم است که توجه داشته باشیم که آزادی آنلاین با محدودیت‌های جدیدی همراه است – مانند نگرانی‌های مربوط به حریم خصوصی داده‌ها و مسائل مربوط به سلامت روان مرتبط با استفاده از رسانه‌های اجتماعی.

درست است که هر یک از ما انتخاب می کنیم که چقدر آزادی برای منافع جامعه معامله کنیم. اما اگر این انتخاب ها بر ما تحمیل شود چه؟ اگر فشارهای اقتصادی یا اجتماعی برای ما تصمیم بگیرد چه؟ این پرسش‌ها نشان می‌دهد که مبادلات ما بین آزادی و جامعه فقط تصمیمات شخصی نیست، بلکه توسط مسائل سیستمی بزرگ‌تر نیز شکل می‌گیرد.

پس آیا ما واقعاً آزادیم؟ پاسخ پیچیده است. این قفس ممکن است در حال گسترش باشد، اما همچنان وجود دارد و به ما یادآوری می‌کند که تلاش برای تعادل کامل بین آزادی فردی و منافع اجتماعی ادامه دارد.

داستان هنری دیوید ثورو: مبارزه ای تاریخی برای آزادی فردی
در سال ۱۸۴۵ مردی به نام هنری دیوید ثورو تصمیم گرفت آزمایشی غیرعادی انجام دهد. او تصمیم گرفت از جامعه، از هنجارها، تعهدات و تحمیل‌های آن فاصله بگیرد و به کلبه‌ای در جنگل نزدیک والدن پاند در کنکورد، ماساچوست نقل مکان کرد. ثورو، نویسنده و فیلسوف، با رالف والدو امرسون، شخصیت برجسته دیگری که اغلب در مورد فردگرایی و متعالی گرایی صحبت می کرد، دوست بود.

ثورو از راهپیمایی بی امان جامعه به سوی صنعتی شدن، گسترش خطوط راه آهن و نهاد برده داری به ستوه آمده بود. او احساس می کرد که جامعه قفسی است که خود ساخته است و روح انسان را خفه می کند. و بنابراین، او تصمیم شدیدی گرفت تا خود را از بند باز کند و با شرایط خودش آزادانه زندگی کند. او به مدت دو سال، دو ماه و دو روز در طبیعت غوطه ور شد و کتابی را نوشت که بعداً به کتاب معروفش «والدن» تبدیل شد.

ماهی می گرفت، جهان طبیعت را مشاهده می کرد، می خواند و می نوشت. در حالی که بسیاری ممکن است استدلال کنند که او کاملاً از جامعه منزوی نبود – او فقط دو مایل از خانه خانوادگی خود فاصله داشت و اغلب از مهمانان پذیرایی می کرد – ثورو نوعی مقاومت در برابر هنجارهای اجتماعی زمان خود نشان داد.

با این حال، حتی زمانی که ثورو در حال منزوی کردن خود بود، می‌دانست که نسخه او از آزادی دارای محدودیت‌هایی است. او هنوز یک مرد سفیدپوست در جامعه ای بود که زیر سلطه مردان سفیدپوست بود. امتیاز او به او اجازه داد تا تصمیم بگیرد که به والدن پاند عقب نشینی کند، آزادی که به بسیاری دیگر تعمیم داده نمی شود. در خلال عقب نشینی والدن، او یک شب را به دلیل امتناع از پرداخت مالیات رای گیری، اعتراض به برده داری و جنگ مکزیک و آمریکا در زندان گذراند. این تجربه او را بر آن داشت تا مقاله “نافرمانی مدنی” را بنویسد و از اعتراض فردی علیه بی عدالتی های دولتی دفاع کند.

اقدامات ثورو کاملاً در تضاد با انطباق و ساختارهای اجتماعی دوران او بود، اما آنها کاملاً خالی از تأثیر اجتماعی نبودند. عقاید او، هر چند در آن زمان رادیکال به نظر می رسید، توسط دیگران در محافل ماورایی او به اشتراک گذاشته شد. به عنوان مثال، امرسون یک حامی قوی بود و حتی مالک زمین اطراف والدن پاند بود که ثورو در آن اقامت داشت.

علاوه بر این، آزادی طبیعی Thoreau در Walden Pond مطلق نبود. او هنوز هم مجبور بود گهگاهی برای تامین آذوقه به جامعه بازگردد و در پایان آزمایش خود به شهر بازگشت و بیشتر درگیر فعالیت های سیاسی شد.

زندگی هنری دیوید ثورو در والدن پاند نشان می دهد که مبارزه بین آزادی فردی و هنجارهای اجتماعی یک تنش مداوم و پویا است. حتی آنهایی که سعی می کنند دور شوند متوجه می شوند که به طور جدایی ناپذیری با جامعه ای که به دنبال فرار از آن هستند گره خورده اند. و در حالی که آنها ممکن است تصمیم بگیرند از خود فاصله بگیرند، اغلب متوجه می شوند که نمی توانند کاملاً از ساختارها و سیستم های اجتماعی که بر جهان اطرافشان حاکم است رها باشند. این باعث می‌شود که آزمایش ثورو نه یک راه‌حل مطلق، بلکه نشان‌دهنده رابطه پیچیده بین آزادی و جامعه باشد، تنشی که حتی امروز نیز مرتبط است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *