جهان معرفی و نقد كتاب

خلاصه ترس و لرز از سورن کی‌یرکگور

ترس و لرز توسط کی یرکگارد، فیلسوف دانمارکی که شخصیتی بحث برانگیز بود، نوشته شده است، آثار او در طول زندگی‌اش محبوبیتی نداشتند، و در بخش کوچکی، این به دلیل انتقاد او از کلیسای دانمارکی به دلیل فشار دادن شکل ضعیفی از مسیحیت بود. رد ایده های پذیرفته شده گسترده

قدردانی از نوشته های او با تولد اگزیستانسیالیسم ظاهر شد، زیرا او را پدر این سنت فلسفی می دانند.

نسل‌های بی‌شماری بودند که داستان ابراهیم را کلمه به کلمه از زبان می‌دانستند، اما چند نفر را بی‌خواب کرد؟

ویژگی کی یرکگور این است که با نام های مستعار می نویسد و با نام مستعار «یوهانس دو سیلنسیو» (جان ساکت)، شرحی از کتاب مقدس درباره داستان ابراهیم ارائه می دهد، داستانی که بسیار مورد توجه و پذیرش همه مردم است. سنت های توحیدی

در این داستان خداوند از ابراهیم می خواهد که تنها پسرش را قربانی کند. ابراهیم برخلاف آنچه جامعه عقلانی، عاقل یا اخلاقی می داند، از اراده خدا اطاعت می کند. اما یوهانس مدعی است که چیزی فراتر از عقلانیت، یعنی بالاتر از عقلانیت وجود دارد و آن ایمان است.

با ایمان ابراهیم از سرزمین پدران خود مهاجرت کرد
و در سرزمین موعود بیگانه شد. او یک چیز را ترک کرد
پشت سر، یک چیز را با خود همراه کرد: او عقل دنیوی خود را پشت سر گذاشت و ایمان خود را همراه داشت.

دیالکتیک هگلی
برای درک این موضوع باید به دیالکتیک هگلی مراجعه کنیم.

هگل پیشنهاد کرد که با گذشت زمان، فلسفه به حقیقت نزدیک‌تر می‌شود و این کار را از طریق یک سیستم دیالکتیکی انجام می‌دهد – یک تز ارائه می‌شود و سپس با یک آنتی‌تز نفی می‌شود و سپس از طریق یک سنتز به مصالحه می‌رسد. این را می توان به عنوان یک سیستم از سه بخش وابسته به هم (انتزاعی، منفی، مشخص) یا (آزمایش، خطا، تجربه) نشان داد.

هگل اظهار داشت که پیشرفت تاریخی خطی نیست (جامعه مدرن از برخی جهات بر جوامع گذشته برتری دارد، اما نه از همه جهات، خرد در هر مرحله وجود دارد)، کار مورخ این بود که این حکمت را بیابد، و آن را در دنیای مدرن به کار گیرد. جهانی که در آن مورد نیاز است.

پیشرفت نامرتب است، ما باید (اغلب به طور تصادفی) بین دو حالت افراطی حرکت کنیم تا پیشرفت کنیم. سازش بین این دو افراط نشانه تکامل است.

برای مثال، یک جامعه محتاطانه که در آن تمایلات جنسی تابو است، یک افراط را نشان می‌دهد در حالی که جامعه‌ای که در آن تمایلات جنسی آشکارا بیان و پذیرفته می‌شود، در افراط دیگر قرار دارد – ایده‌آل آشتی این افراط‌ها خواهد بود.

حال اگر به بحث کی یرکگور برگردیم، آشتی شک دکارت و ایمان دیندار عقل است – شک و ایمان دو حدی هستند.

اما کی یرکگور این ایده را رد کرد و او از داستان ابراهیم استفاده کرد تا نشان دهد که ایمان از شور و شوق ناشی می شود و فقط می تواند توسط یک فرد تجربه شود – آن را نمی توان به صورت انتزاعی یا فلسفی یاد گرفت.

فراتر از عقل
اما ابراهیم ایمان داشت، بنابراین او جوان بود، زیرا او
کسی که همیشه به بهترین ها امیدوار است پیر می شود و فریبش را می خورد
زندگی، و کسی که همیشه برای بدترین ها آماده است، پیر می شود
پیش از موعد، اما کسی که ایمان دارد، جوانی ابدی را حفظ می کند

بر خلاف هگل، که ایمان را کارکردی پایین‌تر می‌داند که باید با عقل جایگزین شود، کی‌یرکگور استدلال کرد که ایمان فراتر از عقل است – او با جهان‌شمولی مخالفت کرد و اولویت را به فرد و نه جمع اعطا کرد.

دلالت عملی طرفداری از جهان شمول وجود دارد – از ایده های هگل برای ساختن کمونیسم و ​​نازیسم استفاده شد.

شک ذهنی
نمونه دیگری از دیالکتیک هگلی، پیشرفت علمی است که امکان پذیر است، زیرا افراد می توانند به نقاط مختلفی در گذشته مراجعه کنند و بر اساس آنها بنا کنند، بدون اینکه مجبور باشند این روند را از ابتدا طی کنند. هگل از این حقیقت، شک و ایمان به یک شکل عمل می‌کنند – که لحظه‌ای در زمان بوده که شک (توسط دکارت) انجام شده است و ما از آن نقطه به چیزی برتر رفته‌ایم.

از نظر کی یرکگور، مفهوم بحث در مورد شک به این شکل بی معنی است، زیرا برای درک چیستی آن، باید آن را به صورت ذهنی تجربه کنید، و در مورد ایمان نیز همین گونه است. او احساسات مدرن را مورد انتقاد قرار می دهد که ادعا می کند شک نقطه شروع است (قبل از اینکه فرد چیزی را برخلاف دکارت بداند) و زمانی که ایمان را تجربه نکرده است نیاز به حرکت فراتر از ایمان وجود دارد.

کی‌یرکگور فکر نمی‌کرد که می‌توان از این مراحل گذشت و به همین دلیل است که به فرد اهمیت بیشتری نسبت به امر جمعی داده می‌شود، زیرا حقایق در مورد شک و ایمان تنها با تجربه ذهنی و نه درک جمعی به دست می‌آیند.

اخلاق جهانی
داستان ابراهیم نشان می دهد که چگونه ابراهیم، ​​شوالیه ایمان، سوء تفاهم شده است، زیرا او یک قهرمان اخلاق جهانی نیست.

از نظر هگل، آنچه خوب است برای همه مفید است، نه آنچه برای فرد خوب است. ابراهیم با زیر پا گذاشتن اصل اخلاقی یا آنچه در جهان خوب بود (امتناع از کشتن پسرش) ایمان خود به خدا را ارجحیت داد و از این نظر نشان می دهد که چقدر بر خلاف قهرمان تراژدی است که از همه چیز استعفا می دهد اما مورد توجه جامعه است. ، شوالیه ایمان از همه چیز استعفا می دهد اما همه چیز را پس می گیرد (پسرش را پس می گیرد).

و با این حال، با این حال، تمام چهره زمینی که او ارائه می کند، به دلیل پوچ بودن، آفرینش جدیدی است. او از همه چیز بی نهایت استعفا داد، و سپس دوباره به دلیل پوچ بودن همه چیز را درک کرد.

کی یرکگور اصرار دارد که ایمان از شور و شوق ناشی می شود و تفاوت بین تجربه ذهنی ایمان و درک عینی ایمان به عنوان یک ایده فلسفی را می توان در تقابل بین شناخت با ذهن و شناخت با قلب درک کرد. جوان ممکن است تصدیق کند که روزی خواهد مرد، اما این دانش ذهن است، در حالی که پیری که مشکلات سلامتی دارد، مرگ خود را با قلب خود می داند.

تفاوت اساسی بین فلسفه پردازی ارزان و تجربه شخصی وجود دارد و این چیزی نیست که بتوان با یک نظام عقلانی سازگار کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *