جهان معرفی و نقد كتاب

خلاصه کتاب ایلیاد اثر هومر (حدود قرن هشتم قبل از میلاد؟)

برای هیچ تمدنی در تاریخ بشر، جنگ گریزی نیست. در عصری که سلاح های هسته ای هرگونه درگیری بین قدرت های بزرگ جهانی را ممنوع کرده است، جنگ دور به نظر می رسد. اما، باید به یاد داشته باشیم که برای هزاران سال، مردم نتوانستند از آن فرار کنند و در واقع آن را آرزو می کردند. همانطور که ژنرال جورج پاتون آمریکایی در جنگ جهانی دوم گفت: «بسیار عالی! در مقایسه با جنگ، همه اشکال دیگر تلاش انسان تا حد بی اهمیتی کاهش یافته است. خدایا کمکم کن، خیلی دوستش دارم!»

این واقعیت جنگ با تمام جلوه‌های گسترده و شکوه جادویی‌اش مانند هیچ جای دیگری مانند ایلیاد هومر زنده شده است. این شعر حماسی جزئیات چند هفته ای از جنگ بین یونانیان باستان یا آخایی ها و تروجان ها را نشان می دهد. بر خشم آشیل یونانی نسبت به آگاممنون که فرمانده او و پادشاه یونانیان است و همچنین حماسه قهرمان تروا هکتور تمرکز دارد. (در اینجا ممکن است از اصطلاح “جنگجو” استفاده شود، اما اصطلاح یونانی اصلی برای جنگجویان هر دو طرف به معنای واقعی کلمه “قهرمان” یا “hērōs” است، و این واقعاً عاشقانه مناسب حماسه را بسیار بهتر نشان می دهد.) تعداد زیادی وجود دارد. سایر شخصیت ها و داستان های فرعی نیز.

در ایلیاد و ادیسه، داستان ممکن است گاهی خسته کننده به نظر برسد، اما زیبایی نیز از این موضوع ناشی می شود. به‌ویژه، تشبیه‌های حماسی وجود دارند که در ابتدا مقایسه‌ای به‌اندازه کافی ساده به نظر می‌رسند، اما به نظر می‌رسد که فقط به راه خود ادامه می‌دهند و لحظه را در حالتی از خلاقیت عالی نگه می‌دارند که ادبیات امروز عموماً به آن دست نمی‌یابد:

آژاکس از نوک سینه سمت راست او ضربه ای به سینه او زد.
نیزه برنزی از شانه‌اش عبور کرد.
او مانند درخت صنوبر در غبار فرو ریخت،
یکی در حال رشد در یک چمنزار بزرگ پر آب،
از تنه صاف آن شاخه ها به سمت بالا رشد می کنند،
تا زمانی که تبر درخشان یک ارابه ساز آن را واژگون کند،
چوب را خم می کند تا رینگ چرخ برای ارابه ای باشکوه بسازد،
اجازه دادن به فصل چوب در کنار رودخانه (فصل ۴)

اگرچه این یک صحنه خشن و وحشتناک است، اما تشبیه حماسی به ما دیدگاهی کاملاً جدید در مورد زیبایی مرگ مرد کشته شده و خوبی، «ارابه باشکوه» که ممکن است از این مرگ بیرون بیاید، می دهد.

از میان دو اثر بزرگ هومر، ایلیاد او با درس‌های اخلاقی که به صراحت بیشتری ارائه می‌دهد متمایز می‌شود. مشکل اصلی یونانی ها این است که آگاممنون زنی را که آشیل عاشق او است دزدیده است. این وضعیت منعکس کننده علت جنگ است: پاریس تروا هلن، همسر برادر آگاممنون را دزدید. درس این است که اگر یونانی ها بتوانند با غلبه بر این تضاد درونی (زن دزدی) در صفوف خود، خود را از نظر اخلاقی برتر از تروجان ها نشان دهند، آنگاه به آستانه پیروزی رسیده اند. کل طرح نتیجه بدبختی آگاممنون و آشیل است در حالی که تروجان ها پیروز می شوند تا اینکه سرانجام آشیل غرور خود را رها کرده و عذرخواهی می کند:

اگر من اینقدر عصبانی نمی‌شدم، کمتر آخایی‌ها دندان‌هایشان را به دست دشمن در این زمین پهن می‌کردند. این واقعاً به لرد هکتور و تروجان‌هایش کمک کرد… با این حال، اگرچه دردناک است، باید بگذاریم همه اینها بگذرد و قلب‌ها را در سینه‌مان سرکوب کنیم – ما باید این کار را انجام دهیم. (فصل ۱۹)

و در تمام این دعواها بر سر زنان، این کلمه “جنگ” یا “عشق” نیست که بیشتر ظاهر می شود، بلکه “خدا” است – تا حد زیادی. کبوتر شدن با این کانون الهی، احساس تعادل و نظم آسمانی است که فراگیر است. قهرمانان و خدایان مرتبط در هر دو طرف هستند و هر یک از ارتش ها ممکن است بسته به طرح خدایان هر لحظه جلو بیایند. ما نیز با این احساس باقی مانده‌ایم که تعادل و نظم از اصول و قدرت‌های بالاتری است که خود خدایان یونانی باید به آن پایبند باشند، مانند این صحنه:

پدر زئوس ترازوی طلایی خود را بالا برد،
قرار دادن دو قرعه کشنده برای اندوه طولانی مرگ،
یکی برای آشیل، یکی برای هکتور رام کننده اسب.
زئوس با گرفتن آن در وسط، تعادل خود را بالا برد.
روز مرگبار هکتور غرق شد و به هادس رفت.
فوئبوس آپولو فورا او را رها کرد. (فصل ۲۲)

در اینجا به نظر می رسد که ترازوهای طلایی، نه زئوس (حداقل مستقیم) تصمیم می گیرند و خدای خورشید آپولو چاره ای جز اطاعت ندارد. این بینش غنی از نظم جهان، تمدن بشری و جنگ، ایلیاد را واقعاً حماسی می کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *