جهان معرفی و نقد كتاب

خلاصه کتاب بستر پروکروستس: قصارهای فلسفی و عملی اثر نسیم نیکلاس طالب

نسیم طالب به پیروی از سنت بزرگ نیچه و لاروشفوکو، تخت پروکروسْتِس را نوشته است. برای علاقه مندان، نام کتاب از اساطیر یونان آمده است.

پروکروسْتِس، (به یونانی: Προκρούστης به معنی کش‌دهنده)، در اسطوره‌های یونان، راهزنی است غول‌پیکر که به شکلی هولناک قربانیان خود را می‌کشت. معروف بود که او پسر پوسیدون است.

دیودور سیسیلی تاریخ‌نگار یونانی قرن اول قبل از مسیح در کتاب «تاریخ جهان» آورده: پروکروستس در کنار جاده‌ی الئوسیس به آتن زندگی می‌کرد،رهگذران را به بهانه‌ی مهمان‌نوازی به خانه‌ی خود می‌برد و روی تختی می‌خواباند و اگر از طول تخت کوتاه‌تر بودند آن‌قدر آن‌ها را می‌کشید یا بدنشان را بر روی سندان با چکش می‌کوبید تا هم‌طول تخت شوند، و اگر بلندتر از تخت بودند از پاهایشان می‌برید تا به اندازه‌ی تخت درآیند. تسئوس او را به همین شکل مجازات کرد و برای این‌که او را به اندازه‌ی تخت درآورد سر برید.

واژه‌ی “پروکروستسی” در بسیاری از زبان‌ها برای توصیف شرایطی به کار می‌رود که یک استاندارد سلیقه‌ای به اندازه‌ها، مقادیر، و ویژگی‌ها تحمیل می‌شود.

در علم باید دنیا را درک کنید. در تجارت نیاز دارید که دیگران آن را اشتباه درک کنند.

شرکت‌های داروسازی در اختراع بیماری‌هایی که با داروهای موجود مطابقت دارند، بهتر از اختراع داروهایی برای مطابقت با بیماری‌های موجود هستند. – تخت پروکروستس

شما هرگز در بحثی پیروز نمی شوید مگر اینکه به شخص شما حمله کنند.

اگر نتوانید به طور خود به خود (بدون تجزیه و تحلیل) تفاوت بین مقدس و ناپسند را تشخیص دهید، هرگز نمی دانید دین به چه معناست. شما همچنین هرگز نخواهید فهمید که ما معمولاً چه چیزی را هنر می نامیم. هرگز چیزی نخواهی فهمید.

برای درمان کامل روزنامه ها، یک سال را صرف خواندن روزنامه های هفته قبل کنید

نقطه مقابل موفقیت شکست نیست؛ نامشخص است

شما فقط با اجتناب از برده بودن کاملاً آزاد نمی شوید. شما همچنین باید از استاد شدن اجتناب کنید.

بخت، حریص را با فقیر کردنش و بسیار حریص را با ثروتمند کردنش مجازات می کند

کاملاً آشکار کننده ترجیحات انسانی است که بیشتر خودکشی از شرم یا از دست دادن موقعیت مالی و اجتماعی ناشی می شود تا تشخیص های پزشکی.

من به کنفرانس شادی رفتم. محققان بسیار ناراضی به نظر می رسیدند.

از صد سال گذشته چیزی نخوانید. هیچ میوه ای از هزار سال گذشته نخورید. از چهار هزار سال گذشته چیزی ننوشید (فقط شراب و آب). اما با هیچ مرد معمولی بالای چهل سال صحبت نکنید. مردی بدون خمیدگی قهرمانانه در سی سالگی شروع به مرگ می کند.

کارل مارکس خلاق، متوجه شد که با متقاعد کردن برده به این که یک کارمند است، می توانید خیلی بهتر کنترل کنید.

سریعترین راه برای ثروتمند شدن، معاشرت با فقرا است. سریعترین راه برای فقیر شدن، معاشرت با ثروتمندان است.

روزی متمدن خواهید شد که بتوانید مدت طولانی را صرف هیچ کاری نکنید، چیزی یاد نگیرید و هیچ چیز را بهبود ندهید، بدون اینکه کوچکترین احساس گناهی داشته باشید.

مدرنیته: ما جوانی را بدون قهرمانی، سن را بدون خرد و زندگی را بدون عظمت آفریدیم.

قرن بیستم ورشکستگی مدینه فاضله اجتماعی بود. بیست و یکم مربوط به فناوری خواهد بود.

دو نوع آدم وجود دارد: آنهایی که سعی می کنند برنده شوند و کسانی که سعی می کنند در بحث ها پیروز شوند. آنها هرگز یکسان نیستند.

تنها معیار موفقیت من این است که چقدر زمان برای کشتن دارید

تنها در تاریخ اخیر، «سخت کار کردن» به جای شرمندگی به دلیل کمبود استعداد، ظرافت و عمدتاً قدرت طلبی، نشانه غرور و افتخار است.

مهارت هایی که انتقال می دهند: دعواهای خیابانی، پیاده روی خارج از مسیر، اغواگری، دانش گسترده. مهارت‌هایی که این کار را نمی‌کنند: مدرسه، بازی‌ها، ورزش‌ها، آزمایشگاه – آنچه کاهش یافته و سازماندهی شده است.

نویسندگان را به خاطر بهترین آثارشان، سیاستمداران را به خاطر بدترین اشتباهاتشان به یاد می آورند و تاجران را تقریباً هرگز به یاد نمی آورند.

هیچ نویسنده ای تا زمانی که شروع به آموزش نوشتن به دیگران نکند نباید شکست خورده تلقی شود.

علم سخت با فرآیندی وحشتناک کسل کننده نتایج هیجان انگیزی می دهد. فلسفه با فرآیندی هیجان انگیز نتایج خسته کننده می دهد. ادبیات با فرآیندی هیجان انگیز نتایج هیجان انگیزی می دهد. و اقتصاد با یک فرآیند خسته کننده نتایج خسته کننده می دهد.

با کتاب های معمولی، متن را بخوانید و از پاورقی ها بگذرید. با مواردی که توسط دانشگاهیان نوشته شده است، پاورقی ها را بخوانید و از متن صرف نظر کنید. و با کتاب های تجاری، از متن و پاورقی ها صرف نظر کنید.

درست مانند شاعران و هنرمندان، بوروکرات ها متولد می شوند، نه ساخته می شوند. برای حفظ توجه به چنین کارهای خسته کننده ای، انسان های عادی به تلاش فوق العاده ای نیاز دارند.

هزینه های تخصص: معماران برای تحت تاثیر قرار دادن معماران دیگر می سازند. مدل‌ها نازک هستند تا مدل‌های دیگر را تحت تأثیر قرار دهند. دانشگاهیان برای تحت تاثیر قرار دادن سایر دانشگاهیان می نویسند. فیلمسازان سعی می کنند دیگر فیلمسازان را تحت تاثیر قرار دهند. نقاشان دلالان هنری را تحت تأثیر قرار می دهند. اما نویسندگانی که برای تحت تاثیر قرار دادن ویراستاران کتاب می نویسند معمولا شکست می خورند.

عصر اطلاعات نمایی مانند یک فرد بی اختیار کلامی است: او بیشتر و بیشتر صحبت می کند، زیرا افراد کمتر و کمتری گوش می دهند.

بیشتر نویسندگان به اصطلاح به نوشتن و نوشتن ادامه می دهند با این امید که روزی چیزی برای گفتن پیدا کنند.

امروزه ما بیشتر با انتخاب بین کسانی روبرو هستیم که در مورد موضوعی که نمی فهمند واضح می نویسند و کسانی که در مورد موضوعی که نمی فهمند ضعیف می نویسند.

بسیار کمتر خطرناک است که مانند یک مرد عمل فکر کنید تا مانند یک مرد فکر عمل کنید.

تله مکنده زمانی است که به جای معکوس، روی چیزهایی که می دانید و دیگران نمی دانند تمرکز می کنید.

بیشتر مردم باید منتظر بمانند تا شخص دیگری بگوید “این هنر زیباست” تا بگوید “این هنر زیباست”. برخی باید برای دو یا بیشتر صبر کنند.

کسانی هستند که از تو به خاطر آنچه به آنها دادی تشکر می کنند و برخی دیگر تو را به خاطر آنچه به آنها ندادی سرزنش می کنند.

هنگامی که بین دو گزینه در تضاد است، هیچ کدام را انتخاب نکنید.

شکنندگی: ما به‌تدریج شجاعت انسانی را از جنگ جدا می‌کنیم و به وحشی‌هایی که مهارت‌های کامپیوتری دارند اجازه می‌دهیم مردم را بدون کوچک‌ترین خطری برای جانشان بکشند.

شادی؛ ما نمی دانیم معنی آن چیست، چگونه آن را اندازه گیری کنیم، یا چگونه به آن برسیم، اما به خوبی می دانیم که چگونه از ناراحتی جلوگیری کنیم.

چهار تن از تأثیرگذارترین مدرن‌ها: داروین، مارکس، فروید، و انیشتین (مولد) عالم بودند، اما آکادمیک نبودند. انجام کار اصیل – و فاسد نشدنی – در نهادها همیشه سخت بوده است.

بهترین راه برای تشخیص یک شارلاتان: کسی (مثل یک مشاور یا یک دلال سهام) که به شما می گوید به جای اینکه چه کاری انجام ندهید، چه کاری انجام دهید.

چرا من مشکل افلاطون وسواسی دارم؟ بیشتر مردم باید از پیشینیان خود پیشی بگیرند. افلاطون توانست از همه جانشینان خود پیشی بگیرد.

چپ معتقد است که چون بازارها مدل های احمقانه ای هستند باید هوشمند باشند. راست معتقد است که چون مدل ها احمقانه هستند بازارها باید هوشمند باشند. افسوس که هرگز به هر دو طرف برخورد نکرد که هم بازار و هم مدل ها خیلی احمقانه هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *