مرگ کسب و کار من است
روبر مرل
مترجم : احمد شاملو
مرگ کسب و کار من است در واقع سرگذشت رودلف هوس است. او در کتاب رودلف لانگ نام دارد. چرا که کتاب کل داستان زندگی این جلاد نیست و فقط شامل بخش کاری وی و در بارهٔ چند سال پایانی زندگی اوست. سالهایی که فرمانده و مسئول اردوگاه آشویتس بود؛ و مسائل مربوط به زندگی شخصی او به کمک خلاقیت نویسنده و با نگاه بر زندگی اغلب نیروها ی نازی است. لازم است ذکر شود که در هنگام فرار او با اسم «فرانز لانگ» زندگی میکرد.
بخشی از یادداشت مترجم : در حقیقت این کتاب زندگی نامه یک جلاد مدرن است، و چارچوب زمانی آن وقایع تاریخی مسلمی است که در نیمه اول قرن حاضر بر اروپا گذشته. و سوای آنچه به صورت وقایع خانوادگی و برخوردهای شخصی قهرمان داستان عنوان شده هیچ چیز ان ساخته و پرداخته خیال بافی نیست؛ هر چند این وقایع فرضی نیز ـنچنان واقعی می نماید که محتمل است نویسنده، اساس آن را بر تحقیقاتی در زندگی خصوصی پاره ای از جنایتکاران نازی بنا نهاده باشد...
مرگ نامه
ادوارد لوه
فرشاد رضایی
بهرغم ضرباهنگ سریع زندگی امروز، اوقات ما پر است از فراغتهای کوتاه و فرصتهای طلایی. اتاق انتظار پزشک و صف و بانک و وقتهایی که توی تاکسی و مترو میگذرانیم، میتواند وقف سرک کشیدن از پنجرهای کوچک به جهان عجیب شاهکارهای ادبی شود. نیز، بارها اتفاق افتاده که تلاش کردهایم مطالعهی یکی از این شاهکارها را آغاز کنیم اما به دلیل هیبت اثر، نداشتن زمان کافی یا همگام نشدن با حال و هوای داستان از این کار بازماندهایم. در این مواقع دسترسی به گزیدهای خوشخوان و مناسب از آثار نویسنده میتواند جرئت و شوق مطالعهی نوشتهای را که خواندنش کاری شاق به نظر میرسید در ما برانگیزد. پانوراما همین هدف را دنبال میکند: جهاننمایی وسیع که به آسانی در دسترس عموم مخاطبان قرار میگیرد.
نویسنده فرانسوی ده روز بعد از ارسال کتابش به ویراستار به زندگی خود خاتمه داد.
مرگ و پنگوئن
آندری کورکف
ترجمه: شهریار وقفی پور
در کیفیی که فقر و خشونت آن را در چنگ گرفته، ویکتور زولوتاریوف، نویسندهای بیکار، زندگیِ درماندهای را در کنار تنها دوستش، میشا، سپری میکند—پنگوئنی که او را زمانی نجات داده بود که باغوحشِ محلی، ناتوان از تغذیهی حیوانات، آغاز به رهاکردنِ آنها کرده بود. آنچه اضطرابِ ویکتور را دوچندان میکند این است که یک گانگسترِ محلی به میشا دلبسته و میخواهد او را برای مراسمهای گوناگون به عاریت بگیرد.
اما ویکتور گمان میکند سرانجام شانسی به او رو کرده، آنگاه که شغلی پردرآمد در روزنامهی کیف مییابد: نوشتنِ «مرثیههای زنده» برای شخصیتهای سرشناسِ محلی—مقالاتی که برای روزِ موعود بایگانی میشوند.
تنها مشکل این است که آن روزِ موعود، همیشه درست پس از اتمامِ نوشتنِ مقاله فرامیرسد. ویکتور که بهآرامی درمییابد جانِ خودش نیز در خطر است، همچنین پی میبرد که تنها چیزی که شاید او را زنده نگه داشته، همان پنگوئنش باشد.
مرگ و دختر جوان
نام نویسنده : آریل دورفمان
نام مترجم : حشمت کامرانی
وقتی نوشتن مرگ و دختر جوان را شروع کردم،متوجه شدم شخصیت های نمایش نامه در پی پاسخ سوالاتی هستند که بسیاری از مردم شیلی در خلوت از خود می پرسند،ولی گویا هیچ کس نمیخواهد آن ها را آشکارا مطرح کند:شکنجه گران و شکنجه دیدگان چگونه میتوانند در یک سرزمین کنار هم زندگی کنند؟چگونه میتوان جراحات کشوری را التیام بخشید که سخت از سرکوب آُسیب دیده و ترس از بی پرده سخن گفتن بر همه جای آن سایه افکنده است؟آن گاه که دروغگویی به عادت تبدیل شده،چگونه میتوان به حقیقت دست یافت؟چگونه میتوانیم گذشته را زنده نگه داریم،بی آن که اسیر آن باشیم؟و چگونه آن را به فراموشی بسپاریم،بی آن که بیم تکرارش در آِینده وجود داشته باشد؟
مرگ و زندگی (مجموعه داستان)
جان استن بک
سیروس طاهباز
«مرگ و زندگي» منتخبي است از ادبيات پراكنده جان استنبك در قالب يك مجموعه داستان. به مانند ساير شاهكارهاي استنبك مفاهيم به كار برده شده در اين داستانها براي مخاطب ملموس و درد آشناست. در «مولي مورگان» به عنوان شاخصترين داستان اين كتاب، نويسنده به جاي مقدمهچيني براي فرار از دنياي پر از ستم و نابرابري، مخاطبين را به رويارويي با واقعيت دعوت ميكند. در بخشي از اين داستان ميخوانيم: «يك بار پدر رفت و ديگر برنگشت، هيچوقت پول نميفرستاد و كاغذ هم نمينوشت. اما اينبار ديگر حسابي غيبش زد. تا دو سال منتظر شدند. بعد مادرشان گفت او بايد مرده باشد. بچهها از اين فكر لرزيدند. اما باور نكردند. چون آدمي به خوبي و زيبايي پدرشان نميشد كه بميرد...»
مرگ وزیرمختار
یوری نیکلایویچ تینیانوف
مترجم: مهدی سحابی
این کتاب روایتی داستانی از زندگی الکساندر گریبایدوف، دیپلمات، نمایشنامه نویس، شاعر و آهنگساز روس، از زمان ورودش به دنیای سیاست تا در زمان قتلش در تهران است.
نویسنده کتاب در زمان مرگ وزیر مختار روسیه، در ایران بوده و نگارش یک سوم پایانی کتاب در تهران می گذرد. تینیانوف، یکی از معروف ترین نویسندگان فرمالیست است و این کتاب هم بی نصیب از فرمالیسم نیست.
یکی از مهمترین تحولات سیاست خارجی ایران با روسیه، بعد از دوره دوم جنگهای ایران و روس و امضای عهدنامه ترکمانچای، در زمان سلطنت فتحعلی شاه و دوره دوم صدارت عبدالله خان امین الدوله، سفر گریبایدوف به عنوان سفیر روسیه به ایران و قتل وی در تهران است.
گریبایدوف برای اجرای مقرارت مربوط به عهدنامه ترکمنچای و حل اختلافات مرزی به ایران آمد، ولی به علت سوء رفتار و اهانت به مقدسات اسلامی ایرانیان که خواستار استرداد زنان گرجی و ارمنی که مدتها در ایران اقامت داشتند، با تحریک علمای مذهبی به اتفاق همراهانش، توسط مردم به قتل رسید. خوشبختانه عواقب این حادثه به علت درگیری که بین روسیه و عثمانی، گریبانگیر ایران نشد و نیکلای اول، تزار روس، به یک عذرخواهی خشک و خالی هیات اعزامی دولت ایران قناعت کرد.
مرگ ویشنو
نوشته : مانیل سوری
ترجمه : پرتو اشراق
در آغاز این روایت زیبا و شورانگیز ، ویشنو ؛ پیرمرد فراموش شده ای که در پاگرد پله های ساختمانی چهار طبقه در بمبئی ساکن است ، آخرین روزهای زندگیش را می گذراند ؛ در حالی که همسایگانش پاتاک ها و عصرانی ها بر سر پرداخت هزینه آمبولانس به جان هم افتاده اند . هم چنان که حوادث معمول در طبقات مختلف ساختمان واقع می شود ؛ درام تأسف بار ساکنانش آشکار می گردد : آقای جلال جست و جوی بیمار گونه و آزاردهنده خود را در مفاهیم متعالی زندگی آغاز کرده ، وینود تانجا مرد مغموم و منزوی هنوز در شور و عشق همسرش که سال ها پیش زندگی را وداغ گفته ، می سوزد ؛ کاویتا عصرانی ؛ دخنر دم بخت که در خیالات وسوسه انگیزش خود را قهرمان فیلم های هندی می پندارد ، فرار مضحکش را به اجرا می گذارد، خانم پاتاک ، و خانم عصرانی به جدال ابدی خود ادامه می دهند . ویشنو ساعت آخرحیاتش را تجربه می کند . این روایت معصومانه و لطیف سراسر آمیخته با میتولوژی هندو و انعکاس پرزرق و برق فیلم های هندی است .محل زندگی این چند خانواده نماد مذهبی و اجتماعی جامعه معاصر هند قلمداد می شود ، و صعود ویشنو از پله ها به عنوان تعالی روح در مراحل مختلف حیات معنا پیدا می کند . هم چنان که ویشنو به مرحله پرواز روح از جسم نزدیک می شود باور می کند همان خدای ویشنوست که نه تنها نگهبان ساختمان و ساکنان آن است ، بلکه مأمویت دارد از موجودیت کاینات حفاظت نماید و سرنوشت جهان اکبر را پاسداری کند.
مرگنامه اولا کارین (قایق راندن بدون پارو)
اولا-کارین لیندکوئیست
مترجم: پریسا موسوی
به زودي ميوههاي درخت تيس مزه تلخشان را از دست ميدهند و سهرههاي سرسياه و باللاكيها را چاق ميكنند. قارچهاي قيفي از سرما جان سالم به در ميبرند و من براي پرسه زدن زير درختان صنوبر دلتنگ ميشوم. خواب ديدهام در همين جنگل كه بوها تند هستند و نور از لابهلاي شاخهها رد ميشود و خزهها نم گرفتهاند، دراز كشيدهام تا بميرم. بيآن كه از زندگي دلزده يا آرزومند مرگ باشم، خويشاوند انكارناپذير طبيعت شدهام؛ به آن نزديك نزديكم.
مرگی بسیار آرام
نويسنده:سيمون دوبوار
مترجم:سيروس ذكاء
اما نه، انسان به اين سبب نميميرد كه به دنيا آمده، زندگي كرده و پير شده، بلكه به علتي ميميرد. دانستن اينكه مامان به علت سن و سالش به مرگ نزديك بود، از اين غافلگيري دهشتناك نكاست؛ او يك غده سرطاني داشت. سرطان، انسداد شريان و نارساييهاي ريوي همانقدر سبعانه و پيشبينيناپذيرند كه از كار افتادن موتور هواپيما در سينه آسمان، مادرم در آن انزواي احتضار همه را تشويق به خوشبيني ميكرد و بهاي بينهايت هر لحظه را ميدانست. پافشاري بيهودهاش نيز پرده اطمينانبخش ابتذالات روزمره را ميدريد. هيچ مرگي طبيعي نيست...
مرموزات اسدی در مزمورات داودی
نجم الدین رازی
تصحیح: محمدرضا شفیعی کدکنی
مروری بر کتاب
مؤلف این کتاب، ابوبکر عبدالله بن محمد شاهاور اسدی رازی متخلص به (نجم) و معروف به دایه، (654 - 573) از صوفیان بنام قرن ششم و نیمه اول قرن هفتم هجری است که بواسطه کتاب معروف و ارزنده اش مرصاد العباد من المبدا الی المعاد ـ که یکی از متداول ترین متون عرفانی زبان پارسی است و در نوع خود، از اهمیت بسیار برخوردار است ـ از روزگار خویش تا عصر ما همواره مورد توجه و اعتنای اهل ادب و عرفان بوده است.
اما با همه توجهی که دوستدارن ادب و عرفان، پس از او، نسبت به وی داشته اند، خطوط زندگی وی چندان مشخص و آشکار ثبت و ترسیم نشده است.
مؤلف در مقدمه علت این نام گذاری را بدینگونه توصیف می کند که چون به دربار داودشاه بن بهرامشاه رسید و خواست ارمغانی به محضر او تقدیم دارد این کتاب را تالیف کرد و می گوید: چون سخن این ضعیف مبتنی بر مرموزات باشد خواست تا اسم مطابق مسمی بود و چوه تحفه حضرت داودی می ساخت، خواست تا با مزمورات زبور داودی مناسبتی دارد، این مجموعه را بر ده مزمور بنا افتاد.... کتاب، در ده مرموز تالیف شده و در آغاز هر مرموز عبارتی از زبور داود29 و خطاب به داود نقل شده و در دنبال آن از قرآن کریم و احادیث رسول علیه السلام در همان زمینه آیات و روایاتی منقول شده است. کتاب را می توان به سه بخش تقسیم کرد:
سه مرموز اول دارای ارزش عرفانی است و حاوی نکته های لطیف در باب مقام انسان و آفرینش او و مراحل سلوک و مقامات معرفت است. سه مرموز دیگر در نصیحت و آداب ملک داری و آیین معدلت است که به لحاظ موضوع خود قابل مطالعه و بررسی است.
مروارید
جان استن بک
سیروس طاهباز
اثري خواندني از جان استنبك كه در سال 1947 به چاپ رسيد. صيادي فقير در جنوب مكزيك كه زندگياش را از راه جستجوي مرواريد تامين ميكند. بيماري كويوتيتو، فرزند خانواده، پدر را براي سفري پرمخاطره به دريا ميكشاند. پيدا كردن بزرگترين مرواريد دريا اين تصور را براي او به وجود ميآورد كه درهاي خوشبختي به روي آنها گشوده شده است. اما اين گنج، چيزي جز تباهي و نابودي براي آنها به ارمغان نميآورد. اين داستان نيز همانند ساير كارهاي استنبك، حول محور فقر، تبعيض و بيعدالتي است. جوايز متعدد و تحسين منتقدين در محافل ادبي آمريكا، اين كتاب را در زمره آثار خواندني سبك ناتوراليسم قرار داده است.
مروارید
جان استاین بک
مترجم: نفیسه غفاری مقدم
«در شهر همه داستان مروارید بزرگ را تعریف میکنند، داستان اینکه چطور ژیدا شد و چطور دوباره از دست رفت.» مروارید داستان فرودستانی است که آرزوهای خود را در اعماق آب جستوجو میکنند. مردمانی که دستهای ژنهان قدرت آنها را از حق حقداشتن محروم کردهاند. «اگر این داستان تمثیلی باشد، هرکس معنای درخور حال خود را در آن مییابد و زندگی خودش را در آن میبیند.»
مریخی
نام نویسنده : اندی وییر
نام مترجم : حسین شهرابی
رابینسون کروزوئه در قرن بیست و یکم اما این بار در سیاره ی مریخ.
مارک واتنی از خدمه ی دومین گروه فضانوردان ناسا است که بر سطح سیاره ی مریخ فرود آمده اند به دلیل وقوع توفان شدید در مریخ گروه مجبور میشود مریخ را در نهایت عجله ترک کند در این بین مارک آسیب میبیند و فضانوردان دیگر چون تصور میکنند او مرده رهایش میکنند و از مریخ میروند اما مارک زنده است و تا آمدن گروه بعدی فضانوردان چهار سال زمان مانده با این همه مارک کم تر ذاز یک سال جیره ی غذایی دارد و هیچ ارتباط مخابراتی هم با زمین ندارد حال او باید دست به هرکاری که میتواند بزند تا زنده بماند مریخی داستان قدرت هوش انسان است در برابر طبیعت بیگانه و دشمن خوی مریخ داستان تنهایی یک فرد و قدرت علم برای کمک به بشر مریخی مدت ها در میان پر فروش ترین آثار داستانی جهان جای گرفت و ریدلی اسکات کارگردان بزرگ امریکایی مشغول ساخت فیلمی از روی آن است.
ریدلی اسکات، پس از خواند کتاب تصمیم به ساخت فیلم گرفت و فیلم با اقبال گسترده منتقدان و جامعه علمی مواجه شد. پس از مدتها فیلمی که موضوعش تنها ماندن در سختترین شرایط بر سیارهای دیگر بود، توانست بهجای هراس از فضا دوباره روحیه و شوق کشف جهانهای نو را زنده کند و شور و هیجان کاوشهای فضایی را مقابل چشم مردم قرار دهد.
مرید شیطان
نویسنده: جورج برنارد شاو
مترجم: حسن رضوی
«مرید شیطان» نمایشنامهای است از سال ۱۸۹۷ که بهدست نمایشنامهنویس ایرلندی، جرج برنارد شاو نوشته شده است. این نمایش هشتمین اثر نمایشی شاو بهشمار میرود و پس از اجرای اصلی ریچارد مَنسفیلد در آمریکا در سال ۱۸۹۷، نخستین موفقیت مالی او بود؛ موفقیتی که به تثبیت جایگاه شاو بهعنوان یک نمایشنامهنویس کمک کرد.
داستان نمایش در آمریکای مستعمره و در دوران انقلاب میگذرد و روایتگر زندگی ریچارد داگن، مردی مطرود و طردشدهٔ جامعه است که خود را «مرید شیطان» مینامد. اما در چرخشی که ویژگی همیشگی علاقهٔ شاو به تناقضپردازی است، داگن با وجود ادعای وابستگیاش به نیروهای جهنمی، دست به ایثار و فداکاری میزند؛ آن هم به شکلی شبیه به فداکاری مسیحوار.
مرید معمار
الیف شفق
ترجمه: دکتر علی سلامی
الیف شفق، نویسنده پرآوازه ترکیه، در «مرید معمار» داستانی حماسی و عاشقانه میآفریند که حدود یک قرن از دوران امپراتوری عثمانی را در بر میگیرد. پسرکی دوازده ساله به نام جهان به عنوان رام کننده فیل وارد باغ وحش سلطنتی میشود و در کنار ماجراهایی که دارد، موفق میشود به عنوان شاگرد در کنار استاد سینان، معمار بزرگ دربار عثمانی، مشغول به کار شود و در ساخت برخی از باشکوهترین بناهای تاریخ سهیم گردد. «مرید معمار» داستانی است فراموش نشدنی و سرشار از خلاقیت هنرمندانه و تقابل بین علم و بنیادگرایی. داستانی مملو از شخصیتهای پویا، ماجراهای رازآلود و رگه هایی قوی از عشق و سرمستی که در گوشه و کنار داستان خودنمایی می کند.