دفاع از مارکس
نویسنده: لویی آلتوسر
مترجم: هومن حسینزاده
کتاب «دفاع از مارکس»، که برای اولین بار در سال ۱۹۶۸ در فرانسه منتشر شد، اثری است که لویی آلتوسر در آن برخی از ایدههای تأثیرگذار خود را فرموله کرده است. این کتاب به عنوان متنی بنیادین در مکتب «مارکسیسم ساختارگرا» شناخته میشود که تحت نظر شخصیت جذاب و مرموز آلتوسر قرار داشت. ساختارگرایی در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ یک انقلاب فکری را به وجود آورد و به شکلی بنیادین شیوههای بحث و اندیشیدن در مورد فلسفه، نظریه سیاسی و اجتماعی، تاریخ، علم و زیباییشناسی را دگرگون کرد. «دفاع از مارکس» نقشی کلیدی در این روند داشت و به طور اساسی دیدگاههای بسیاری از افراد نسبت به مارکس و مارکسیسم را بازسازی کرد.
این کتاب شامل بیانیههای کلاسیک تحلیل آلتوسر درباره مارکس جوان و اهمیت فویرباخ در این دوره شکلگیری است؛ همچنین به تز «گسست معرفتی» بین مارکس اولیه و مارکس متأخر، و به برداشت او از دیالکتیک، تناقض و «بیشتعیینشدگی» پرداخته میشود. در کنار اینها، مطالعهای درباره تئاتر ماتریالیستی برتولازی و برشت و نقد خوانشهای انسانگرایانه از مارکسیسم نیز در کتاب گنجانده شده است. از زمان مرگ آلتوسر در سال ۱۹۹۰، میراث او دوباره مورد بازبینی قرار گرفته است و روز به روز بیشتر مشخص میشود که تأثیر ایدههای او گستردهتر و عمیقتر از آنچه قبلاً تصور میشد، بوده است. خواندن «دفاع از مارکس» با جسارت، اصالت و دقت خاص خود نشان میدهد که چرا این تأثیر اینچنین قابلتوجه بوده است.
دکتر محمد ملکی، مردی برای تمام فصول
نویسنده : صادق زیباکلام
در آذر 1357 نزدیك به 100 تن از اساتید دانشگاه تهران به رهبری دكتر محمد ملكی، استاد دانشكده دامپزشكی، در طبقه پنجم ساختمان مركزی دانشگاه تهران متحصن شدند. خواسته آنان بازگشایی دانشگاه تهران بود كه به دستور دولت نظامی ارتشبد غلامرضا ازهاری به همراه سایر دانشگاههای كشور تعطیل شده بود. این كتاب شرح آن رویداد و شمهای از زندگی سیاسی یكی از قهرمانان اصلی مبارزات دانشگاهیان در دوران انقلاب، یعنی دكتر محمد ملكی میباشد. در عین حال كتاب، پنجره كوچكی نیز هست به بخشی از مبارزات علیه رژیم گذشته كه همچون بسیاری از بخشهای دیگر آن مبارزات پنهان مانده است.
صادق زیباکلام مفرد (زاده ۲۲ خرداد ۱۳۲۷ خورشیدی _ تهران)، استاد علوم سیاسی، نگارنده و دانشور ایرانی با گرایشهای اصلاحگرایانه و نوآزادیخواه است. او دکترای علوم سیاسی از دانشگاه برادفورد دارد. و هماکنون استاد تمام دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد است. مشی رفتاری و گفتاری وی لیبرال است.
زیباکلام معتقد است که بالاخره روزی مجبور هستیم به کودتای ۲۸ مرداد آنگونه بپردازیم که بوده و نه آن گونه که دوست داریم فکر کنیم. زیباکلام، محمد مصدق را شریفترین، ملیترین و متدینترین رجال سیاسی ۲۰۰ سال اخیر ایران برشمرد که این صحبت با واکنش مجری همراه شد که خطاب به وی اعلام کرد «شما در حالی از مصدق چنین تعریفی میکنید که قبلاً وی را به تعلل و کوتاهی و در شکست نهضت ملی نفت متهم کرده بودید» زیباکلام با رد این موضوع گفت؛ «مصدق مرد خاص در تاریخ سیاسی ایران است» و در پاسخ، با متهم کردن سلیمی نمین به توهم توطئه و نگاه دایی جان ناپلئونی به مسائل تاریخی بیان داشت: «شما زمین و زمان را به هم میدوزید که رضاخان را خائن معرفی کنید» او در رد ادعای سلیمی نمین مبنی بر خشم مردم از آمدن جنازه رضا شاه به تهران گفت: «وقتی جنازه رضاخان را به ایران آوردند، هزاران نفر از جنازه وی استقبال کردند. فدائیان اسلام که میخواستند مراسم را به هم بزنند از مردم کتک خوردند چرا که مردم پی برده بودند که رضاخان خیلی هم آدم بدی نبود»
زیباکلام در مناظرهای با رهدار در دانشگاه صنعتی اصفهان به بررسی ریشههای ضدیت با آمریکا و آمریکا ستیزی در ایران پرداخت و از رضا شاه دفاع کرد و گفت: «مدیون چکمههای رضا شاهیم. من معتقدم تاریخ بهترین تعیین کننده است به شرطی که تحریف نشود؛ به نظر من رضا شاه خدمات زیادی را به ایران کرد.
دکترین شوک
نائومی کلاین
ترجمه: مهرداد(خلیل) شهابی و میرمحمود نبوی
دکترین شوک: ظهور سرمایهداری فاجعه (در انگلیسی: The Shock Doctrine: The Rise of Disaster Capitalism) نام کتابی است نوشتهٔ نائومی کلاین، دربارهٔ «دکترین شوک» و سواستفاده کورپوریشنها (ابر شرکتهای چند ملیتی) در استفاده از حوادثی چون، جنگ، حملههای تروریستی، کودتا و حوادث طبیعی که از آن به عنوان شوک اول یاد میکند. در مرحله دوم، بنگاهها و شرکتهای بزرگ با استفاده از قدرت سیاسی و سیاستمداران وابسته به خود، با انجام طرحی برنامهریزی شده و با کاشتن بذر ترس، از بُهت و پریشانی و سردرگمی مردم در آن لحظات استفاده کرده و شوک دومی را که چیزی جز تغییرات رادیکال اقتصادی و سیاسی نیست به وجود میآورند. در این میان افرادی که با موج دوم شوک، به مقابله برمیخیزند با شوک سومی که شامل پلیس، ارتش، زندان و بازجوئی است روبهرو و سرکوب میشوند.
دموکراسی کربنی (نفت و قدرت سیاسی در جهان امروز)
تیموتی میچل
شهریار خواجیان
حساسیتهای موجود بر سر مسئلهی انرژی بهخصوص نفت و گاز در کشورهای منطقهی خاورمیانه از کسی پوشیده نیست. کتاب حاضر به خواننده کمک میکند در رابطه با سیاستهای زیستمحیطی، مبارزه برای دموکراسی و جایگاه خاورمیانه در دنیای امروز، بهدرکی درست دست پیدا کند. میچل سعی دارد با توضیح دموکراسی کربنی بهعنوان گونهی مشخصی از سیاست دموکراتیک، محدودیتها، چالشها و تاثیرات ایجاد سوخت فسیلی را بر جوامع معرفی کند. این کتاب در هشت فصل نگاشته شده است. «ماشین دموکراسی»، «جایزهی سرزمین پریان»، «رضایت حکومت شنوندگان»، «سازوکارهای حسننیت»، «اقتصاد سوخت»، «خرابکاری»، «بحرانی که هرگز روی نداد» و «مک جهاد» عناوین این هشت فصل هستند. در بخشی از پیشگفتار میخوانیم: «یک ایده چیزی است که در جاهای مختلف تا اندازهای یکسان باشد ــ یعنی میتواند از بستری به بستر دیگر تکرار شود، خود را از تاریخ، شرایط و ترتیبات مادی محلی رها سازد و به یک انتزاع تبدیل کند، چیزیکه بهآسانی از جایی به جای دیگر در چمدان خود حمل کند، یا آن را بهصورت پاورپوینت از روسیه تا کامبوج، و از نیجریه تا عراق ارائه کند و کارکرد آن را به مردم نشان دهد.» انتشارات «ققنوس» کتاب حاضر را منتشر کرده است.
در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
«...آن گاه که کار مخاطره آمیز آن ها موجب تعارض محلی یا دردسر مالی می شد، سرمایه گذاران آن ها را به عنوان «امپریالیسم» تصویر و از نفوذ آن ها در دستگاه های دولتی استفاده می کردند تا منابع عمومی را صرف حمایت نظامی از این منافع به قرار عمومی کنند.
برای محرکان جنگ آفریقای جنوبی، الحاق جمهوری های بوئر و تاسیس اتحادیه آفریقای جنوبی نمونه اولیه شکل جدیدی از امپراتوری مبتنی بر اصل خودگردانی بود. آلفرد میلنر، کمیسر عالی آفریقای جنوبی، و کارگزاران جوانی که به کار گرفت امیدوار بودند که مستعمرات بریتانیا را به سرزمین های خودگردان مشترک المنافع تبدیل کنند. خودگردانی ای که با برنامه هایی برای بهبود نظام بهداشتی و صنعتی تقویت می شد، امپراتوری را تحکیم و هزینه حفظ مستعمرات را بیشتر در میان خود آن ها سرشکن می کرد. فقط مهاجرنشینان سفیدپوست حق داشتند که در انتخاب و ادراه تشکیلات این سرزمین های تحت الحمایه شرکت کنند.»
دموکراسی لیبرال را چه پیش آمد؟
دارون عجم اوغلو
ترجمه: اسماعیل یزدان پور
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ این امید را در دل بسیاری زنده کرد که یک گام دیگر به پیروزی لیبرالیسم نزدیک شدهایم. خیلی زود، بسیاری پیشبینی کردند که همهٔ ما در آیندهای نهچندان دور در دموکراسیهای لیبرالِ کارآمد زندگی خواهیم کرد. رشد اقتصادیِ پایدار به سود همهٔ اقشار جامعه خواهد بود و جنگ نیز به یادگاری از گذشته تبدیل خواهد شد. اما یک نسل بعد، تنها میتوان پرسید: چه اتفاقی افتاد؟
دارون عجماوغلو، برندهٔ جایزهٔ نوبل، در این کتاب قدرتمند استدلال میکند که دموکراسی لیبرال زمانی شکوفا شد که به وعدههای بنیادین خود یعنی رفاه مشترک، حکمرانی دموکراتیک و آزادیِ پیگیری دانش وفادار ماند. اما لیبرالیسم، که در اصل فلسفهای برای به چالش کشیدن قدرت بود، هرگز نتوانست خود را بهطور کامل با جایگاه جدیدش بهعنوان نظامِ مستقر وفق دهد. از سوی دیگر، نتوانست با گسستها و آشفتگیهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از فناوریهای دیجیتال نیز بهخوبی مقابله کند. بدتر از همه، لیبرالیسم در اقتصاد پساصنعتی از وعدههای بنیادین خود روی برگرداند. در حالی که بخشی از نخبگان دانشگاهدیده به نیرویی مسلط در عرصهٔ سیاسی تبدیل شدند و از دیگر بخشهای جامعه فاصله گرفتند، بذرهای نابرابری گسترده را کاشتند و همزمان تلاشها برای بازسازی فرهنگ عمومی و ارزشهای جامعه را شدت بخشیدند.
عجماوغلو با بهرهگیری از همان رویکرد میانرشتهای که شهرت علمی او را رقم زده است، پیشرفت شگفتانگیز و بیسابقهای را که لیبرالیسم به وجود آورد مستند میکند و شرح میدهد که چگونه نهادهای دموکراسی لیبرال در چند دههٔ اخیر خود را درگیر بحرانی عمیق کردند. او با بررسی پیشرفتهای سریع فناوری، تغییرات در محیطهای مقرراتی، تحولات تاریخ سیاسی جهان و اقتصاد، تصویری روشن از موفقیتها و شکستهای مهمترین نظام سیاسی دوران ما ارائه میدهد.
عجماوغلو در ادامه راهی تازه به سوی آینده ترسیم میکند که آن را لیبرالیسم طبقهٔ کارگر مینامد؛ فلسفهای که بر رفاه مشترک تأکید میکند، به جوامع محلی و اجتماعات قدرت و اختیار بیشتری میدهد و طیف گستردهای از ارزشها و دیدگاهها را در خود جای میدهد.