شهر مه
نويسنده: كارلوس روئيثثافون
مترجم: علی صنعوی
كارلوس روئيثثافون، نویسنده پرفروش، این مجموعه داستان را به عنوان قدردانی از خوانندگان بیشماری که در سفر فوقالعادهای که با کتاب "سایه باد" به او پیوستند، در نظر گرفت. شهر مه شامل یازده داستان، شخصیتهای جذاب، موقعیتهای منحصربهفرد و فضایی گوتیک را به خواننده ارائه میدهد که یادآور چهارگانه ی محبوب او "گورستان کتابهای فراموش شده" است.
شهر نوازندگان سفید
بختیار علی
ترجمه: رضا کریم مجاور
این کتاب، داستان سه موسیقیدان کُرد است که برای زنده نگهداشتن شعر و موسیقی، شروع به سفر به شهرهای گوناگون میکنند و در این راه توسط سربازان بعثی اسیر میشوند و...
بختیار علی محمد از رماننویسان، شاعران و مقالهنویسان فعال معاصر کرد عراق است. وی تاکنون آثاری چون «مرگ تکفرزند دوم»، «غروب پروانه» و «آخرین انار دنیا» را منتشر کرده و بسیاری او را حرفهایترین نویسندهٔ کرد زبان میدانند. رمانهای بختیار در اقلیم کردستان عراق طرفداران بسیار دارد و بیشترین میزان شمارگان کتاب را در این خطه به خود اختصاص دادهاست.
شهر و دیوارهای نامطمئنش
نویسنده: هاروکی موراکامی
مترجم: امیر دیانتی
داستان از زبان مردی تنها روایت میشود که در یک شهر مرموز و ابهامآمیز زندگی میکند. این شهر که ویژگیهای غیرواقعی و ذهنی دارد، پر از دیوارهایی است که نماد مرزها و محدودیتها هستند. شخصیت اصلی در مسیر زندگی خود با چالشهایی روبرو میشود که او را مجبور میکنند تا وارد فرآیندی پیچیده و فلسفی شود و جستجوی خود برای درک دنیای پیرامونش را آغاز کند. در این سفر، او با سوالات وجودی و معنایی مواجه میشود که در پی یافتن پاسخ آنها است.
شخصیت اصلی با معماهای متعددی مواجه است که نشاندهنده تضاد میان واقعیت و خیال، درونی و بیرونی، و فردی و اجتماعی است. او در این سفر در مییابد که دنیای اطرافش نه تنها قابل درک نیست، بلکه شاید اصلاً وجود ندارد یا به شکلی متفاوت از آنچه که تصور میشود، است.
شهرهای بی نشان 💯
ایتالو کالوینو
ترجمه: فرزام پروا
ایتالو کالوینو (به ایتالیایی: Italo Calvino) (زاده ۱۵ اکتبر ۱۹۲۳ - درگذشته ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۵) نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه ایتالیایی است. وی سبک ادبی خاص خود را داشت که میتوان آن را سورئال یا پستمدرن توصیف کرد. سهگانهٔ «نیاکان ما» (شامل شوالیه ناموجود، ویکنت شقهشده و بارون درختنشین) و مجموعه داستانهای کوتاه شهرهای نامرئی و شش یادداشت برای هزارهٔ بعدی از تحسینشدهترین آثار او هستند. وی را یکی از مهمترین نویسندگان ایتالیایی قرن بیستم میدانند.
سبک روایت و محتوای این کتاب، با سایر کتابهای کالوینو تفاوت جدی دارد. در این کتاب وارد دنیایی می شویم که نویسنده برایمان ساخته است. شهرهایی که او خلق می کند و هرگز وجود نداشته اند. داستان در زمان کوبلای خان روی می دهد. او علاقه دارد جهانگردان به نقاط مختلف امپراطوری بزرگش سفر کنند و از نقطه های مختلف قلمرو بی پایانش حکایت ها تعریف کنند. کالوینو در این کتاب، در قامت مارکوپولو ظاهر می شود و برای کوبلای خان ، حاکم مغول، از شهرهایی که دیده است تعریف می کند. شهرهایی که هرگز وجود نداشته اند. اما مارکو با داستان هر یک از آنها، بخشی از جهان، زندگی قلمرو کوبلای خان را به شکلی حکمت آمیز پیش چشم او ترسیم می کند. شهرهای کالوینو شبیه هیچ یک از شهرهایی که ما می شناسیم نیستند. اما همه ی آنها را گه ما می شناسیم، در خود منعکس کرده اند.
شهرهای نامرئی 💯
ایتالو کالوینو
ترجمه: ترانه یلدا
در رمان «شهرهای نامرئي» خیالپردازیهایی در سفر به شهرها محور داستان هستند که از گفتوگوی خان مغول و مارکوپولو حاصل شدهاند. نویسنده اینگونه مخاطب را با خود به شهرهایی خیالی میبرد که هر کدام با نام زنی شناخته میشوند که گویی این انتخاب نامها بیدلیل نیست.
کتاب «شهرهای نامرئي» از فصلهای مختلفی تشکیل شده که کالوینو در هر کدام از آنها به شهری خیالی سفر میکند. این اثر یکی از پرطرفدارترین کتابهای کالوینو محسوب میشود و در آن مارکوپولویی که در داستانهای این نویسنده ایتالیایی دوباره خلق شده، سفرهای خود را به دنیای خیالی کالوینو آغاز میکند و شرح این سفرها را به خان مغول میفرستد.
ایتالو کالوینو در ۱۵ اکتبر ۱۹۲۳ میلادی در شعر سانتیاگو دلاس وگاس در کوبا به دنیا آمد. وی تا پنج سالگی در کوبا ماند، سپس به ایتالیا رفت و بیشتر زندگی خود را همان جا سپری کرد. این نویسنده در سال ۱۹۴۷ با نوشتن پایاننامهای درباره جوزف کنراد در رشته ادبیات از دانشگاه تورین فارغالتحصیل شد و سپس به همکاری با روزنامه محلی حزب کمونیست لونیتا پرداخت.
شهری با میلههای آهنی
مارک پئیر
ترجمه: ابراهیم صدقیانی
اگر این حکم پذیرفته باشد که «ملّتها دارای همان حکومتی هستند که شایستگیاش را دارند»، آنگاه هر حکومتی مشروع است و نیز هرچه بر سر هر ملّتی آید مشروع است. اما همواره حتی زیر حکم حکومتِ جور کسانی خواهند بود که نومیدانه زمزمه کنند که «به ضرب گلوله از پا درآمدن صد بار بهتر از دست روی دست گذاشتن و آرام نشستن است». حتی در شهری با میلههای آهنی که در آن هیچکس نه انتقادی به زبان آورده نه انتقادی شنیده و همگان خود را مکلف میدانند که طبق انتظار دستگاه زندگی کنند فقط یک نفْسِ بیقرار، یک آدم شوریدهسر متمرد، یا حتی یک خیالباف محض کفایت میکند که آگاهی خفتهٔ مردمان بیدار شود؛ همینکه به ترس خود آگاه شوی درمییابی که ترس حاکمِ جور چند برابرِ توست.
شهری چون آلیس
نویل شوت
ترجمه: علی کهربایی
جین، زن جوان انگلیسی، که در گیرودار جنگ جهانی دوم در مالایا زندگی میکند، بههمراه شمار زیادی از زنان و کودکان به اسارت نیروهای ژاپنی درمیآید. ژاپنیها این اسیران را به پیمودن راه طولانی و طاقت فرسای هفتماههای در مسیری پرخطر وا میدارند. کابوس این سفر پرمخاطر و محنتزا سالها پس از جنگ ذهن جین را میآشوبد. با اینهمه بهسببی ناگزیر میشود به مالایا باز گردد. در آنجا اطلاع مییابد که جو، سرباز استرالیایی، که خود را برای نجات اسیران به مخاطره انداخته بود، از مهلکه جان سالم به در برده است. جستوجوی جین برای یافتن جو، او را به دهکورهای دورافتاده در استرالیا میکشاند...
محبوبترین داستان نویل شوت حکایت عشق و جنگ در دورانی پرآشوب است؛ جنگ و پیامدهای آن، از جنگلهای مالایا تا استرالیای بهشدت خشن و خالی از ظرافت.
شهریار کوهسار
ادمُن آبو
مترجم: کریم کشاورز
ادمون آبو در ۱۴ فوریه ۱۸۲۸ در دیوز (Dieuze) فرانسه به دنیا آمد. از آثار وی میتوان توللا (۱۸۵۵)، زناشویی پاریسی (۱۸۵۶)، ژرمن (۱۸۵۷)، سی و چهل(۱۸۵۸) را نام برد.
رمان شهریار کوهسار نگاهی به اوضاع و احوال کشور یونان و فساد همه گیر در آن کشور، در مقطع قرن نوزدهم دارد.
آثار وی اصیل و آکنده از نکات ظریف نیشدار میباشد. گوستاو لانسون منتقد ادیبی فرانسوی درباره وی مینویسد:
نکته سنجی و شیوه بیان ولتریان را داشت. داستانسرایی لذت بخش و سخن گویی افسونگر بود. در افکارش چالاکی بیش از نیرو و عمق دیده میشود.
شوالیه و شب پره
ریچل گیلیگ
ترجمه: مهرنوش حاجی محمدی
بلافاصله در رتبهی شمارهی ۱ فهرست پرفروشهای نیویورک تایمز!
«آماده باشید تا با وسواس تازهی خود آشنا شوید.»
— ربکا راس، نویسندهی رقیبان الهی (Divine Rivals)
از نویسندهی پرفروش نیویورک تایمز، ریچل گیلیگ، اثری تازه از ژانر «رمانتسی ـ فانتزی» که بهسرعت به پدیدهای بزرگ تبدیل شده است —
روایتی گوتیک و مهآلود از دختری پیشگو که به مأموریتی ناممکن با تنها شوالیهای فرستاده میشود که آیندهاش برای او نامرئی است.
اثری بینظیر برای دوستداران جنیفر اِل. آرمنترائوت و لی باردوگو.
سیبل دلینگ (Sybil Delling) نه سال از عمر خود را در آرزوی آن گذرانده که دیگر هیچ خوابی نبیند.
همچون دیگر دخترانِ یتیم و سرراهی که ده سال خدمت را با وعدهی خانهای در کلیسای بزرگ معامله کردند، سیبل نیز پیشگو (Diviner) است.
در خوابهایش، او رؤیاهایی از شش موجود فراانسانی دریافت میکند که با نام نشانهها (Omens) شناخته میشوند.
از طریق آنان، سیبل میتواند وقایع هولناک را پیش از وقوع پیشبینی کند، و از نجیبزادگان گرفته تا مردم عادی، از سراسر پادشاهیِ بادزدهی تراوم (Traum) به سوی او میآیند تا آیندهی خویش را از خوابهای او بشنوند.
اما درست هنگامی که سیبل و دیگر پیشگویان خواهرش به پایان دورهی خدمت نزدیک میشوند، شوالیهای مرموز در کلیسا پدیدار میشود —
بیادب، کافر، و به طرز خطرناکی جذاب.
شوالیهای به نام رادریک (Rodrick) که هیچ اعتقادی به رؤیاهای سیبل ندارد.
اما وقتی پیشگویان دیگر یکییکی ناپدید میشوند، سیبل ناگزیر میشود برای یافتن آنان از رادریک یاری بخواهد.
زیرا جهان بیرون از صومعهی کلیسا سرشار از خطر است.
تنها خدایان پاسخهایی دارند که او در جستوجویشان است —
و هرچند ترجیح میدهد از نگاه تیره و زبان تند رادریک دوری کند،
اما تنها یک کافر است که میتواند خدایی را شکست دهد.
شواهد
مارگارت اتوود
ترجمه: سهیل سمی
بیش از پانزده سال از وقایع رمان خاطرات یک ندیمه میگذرد.
رژیم مذهبی گیلیاد همچنان در قدرت است اما به تازگی نشانهها بر افول ارکان حکومت گواهی میدهند. در همین ایام است که سرنوشت سه زن به هم گره میخورد: خاله لیدیا از سران حکومت، اگنس که در کودکی ربوده شده و در سایهٔ تعالیم گیلیاد بار آمده و نیکول، دختری از دنیای آزاد.
شواهد ورای قصهاش در پی یافتن پاسخی برای این پرسش است که دیکتــاتوری چگـونه ســر برمـیآورد، دوام مییـابد و از مـردمـانی آزاد، شهروندانی مطیع میسازد.
شواهد یک رابطه
تيلور جنكينز ريد
ترجمه: سياوش صميميفرد
غريبه عزيز... دختر جوان، ساكن كاليفورنياي جنوبي با نااميدي نامهاي را به مردي كه تا به حال نديده مينويسد... تصميمي كه ميتواند زندگي هر دويشان را براي هميشه تغيير دهد. مكاتبات بين همسرانشان، كري آلسوپ و ديويد ماير برملا شود، نامههايي حاوي جزئيات دردناك از يك رابطه ويرانگر. با هر نامهاي كه براي هم مينويسند، ترسها و نگرانيهايشان بروز داده ميشود و روحشان براي يكديگر آشكار ميشود. از اين كه همه چيز به هم ريخته سرگماند و نميدانند چه مسيري را بايد در پيش بگيرند. شواهد يك رابطه از لابهلاي نامههاي دو همدرد، دو غريبه و يك رابطه ممنوع، ماهيت پيچيده قلب انسانها را موشكافي ميكند و خواننده را تا انتها با شخصيتهاي داستان همراه ميكند.
شوایک
یاروسلاو هاشک
ترجمه: کمال ظاهری
رمان «سرباز خوب شوایک» نوشته یاروسلاو هاشِک، یکی از شاخصترین و ماندگارترین آثار ادبیات قرن بیستم است که با زبانی طنزآلود، تلخ و ژرف، پوچی جنگ، بوروکراسی نظامی و حماقت نهادینهشده قدرت را بیپرده آشکار میکند. این اثر که در بستر جنگ جهانی اول روایت میشود، نه یک حماسه قهرمانانه، بلکه ضدحماسهای سنجیده است؛ روایتی که در آن قهرمان نه با دلاوری نظامی، بلکه با سادهدلی افراطی، اطاعت وسواسگونه و اجرای مو به موی فرمانها، بنیانهای نظم جنگی را از درون فرسوده میسازد.
شخصیت مرکزی رمان، یوزف شوایک، سربازی است در ارتش امپراتوری اتریش–مجارستان که ظاهراً مردی خوشمشرب، سادهلوح و مطیع به نظر میرسد. او دستورها را نه با تفسیر شخصی، بلکه دقیقاً به همان معنای ظاهری و لفظبهلفظ اجرا میکند و همین پایبندی خشک و بیانعطاف به متن فرمانها، به ابزاری ویرانگر علیه منطق نظامی و اقتدار سیاسی بدل میشود. شوایک هرگز آشکارا سر به شورش نمیگذارد، شعار نمیدهد و اعتراض نمیکند؛ او تنها بیش از اندازه فرمانبردار است و همین اطاعت افراطی، بیمعنایی و پوچی ساختار قدرت را نمایان میسازد.
از نظر درونمایه، رمان نقدی تند و بیرحمانه بر جنگ جهانی اول است، اما نه از مسیر اندوه و تراژدی، بلکه از راه طنز سیاه. هاشک جنگ را نه میدان افتخار، بلکه صحنهای از بیکفایتی، دروغ، جنون اداری و فروپاشی اخلاقی تصویر میکند. افسران، مقامات، روحانیان نظامی و کارگزاران حکومت، اغلب یا ناداناند یا اسیر آییننامهها و دستورهایی که خود نیز معنایشان را درک نمیکنند. در چنین جهانی، شوایک نه یک استثنا، بلکه آینهای است که نظام، چهره واقعی خود را در آن میبیند.
از نظر ساختار روایی، «سرباز خوب شوایک» اثری اپیزودیک است که بیش از آنکه بر یک خط داستانی منسجم تکیه داشته باشد، از رشتهای از ماجراها، گفتوگوها و حکایتهای پیدرپی شکل گرفته است. این پراکندگی و آشفتگی ظاهری، بازتابی از جهانی است که نظم رسمی آن در عمل به هرجومرج میانجامد. زبان اثر ساده، محاورهای و آکنده از شوخی، کنایه و روایتهای فرعی است؛ روایتهایی که گاه بیربط مینمایند، اما در مجموع تصویری کامل از حماقت سازمانیافته و بیخردی جمعی ارائه میدهند.
از منظر فلسفی، رمان پرسشهایی بنیادین درباره عقلانیت، اطاعت و مسئولیت اخلاقی پیش میکشد. آیا شر همواره زاده نیت بد است، یا میتواند نتیجه اطاعت کورکورانه، تعلیق اندیشه فردی و پذیرش بیچونوچرای اقتدار باشد؟ شوایک با آنکه در ظاهر «نادان» جلوه میکند، در عمل انسانیتر و اخلاقیتر از بسیاری از شخصیتهای بهاصطلاح خردمند رفتار میکند. او نه به ایدئولوژیها دل میبندد، نه نفرت میپراکند و نه در پی قهرمانسازی است؛ او صرفاً زندگی میکند و همین زیستن ساده، منطق مرگمحور جنگ را بیاعتبار میسازد.
از نظر تاریخی و سیاسی، این رمان واکنشی مستقیم به فروپاشی امپراتوری اتریش–مجارستان و تجربه زیسته مردم اروپای مرکزی از جنگی است که برای آنان بیمعنا، تحمیلی و ویرانگر بود. هاشک که خود تجربه سربازی و اسارت در جنگ را داشت، از جایگاه شاهدی درونی مینویسد، نه ناظری دور از میدان. از همین رو طنز او سبکسرانه یا تفننی نیست، بلکه زخمی، گزنده و ریشهدار است؛ خندهای که از دل فاجعه و رنج برمیخیزد.
«سرباز خوب شوایک» اثری است که همزمان میخنداند و آرامش را از خواننده میگیرد. این رمان نشان میدهد که چگونه قدرت، وقتی با حماقت و اطاعت بیفکر همراه شود، به نیرویی ویرانگر بدل میگردد و چگونه گاه سادهترین رفتار انسانی میتواند رادیکالترین شکل مقاومت باشد. شوایک نه قهرمان انقلابی است و نه ضدقهرمان تراژیک؛ او نماد انسانی است که با جدی نگرفتن جنون قدرت و اجرای لفظبهلفظ فرمانهای آن، این جنون را از درون تهی میکند و بیاثر میسازد.