عشق اول من
نویسنده: ایوان کلیما
مترجم: فروغ پوریاوری
چهار داستان عاشقانۀ کلیما، روایتگر زندگی جوانی در گذر از سال های دشوار بلوغ اوست؛ آن هم در سرزمینی که عشق، وطن و عواطف انسانی باید فدای سیاست شود. نخستین تاثر او از عشق در برخورد با دختر جوانی در آشپزخانۀ گتوی یهودیان است که در لیوان او شیر بیش تری می ریزد؛ پس از او زن متاهلی پرشر و شور، یک جاسوس و سرانجام زنی شکننده که یارای رهایی از بندهای گذشته را ندارد.
زیرکی، فرا رفتن از سطح، بی تکلیفی، نثر شاعرانه و خرده روایت های درخشان به این داستان ها اعتبار مضاعف می بخشند.
انتشار آثار کلیما سالیان سال در چکسلواکی ممنوع بود و به صورت زیرزمینی منتشر می شد.
عشق اول و دیگر نوشته ها
ساموئل بکت
ترجمه: سهیل سمی
ساموئل بارکْلی بِکت (۱۳ آوریل ۱۹۰۶ - ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹) نمایشنامهنویس، رماننویس و شاعر ایرلندی بود.
آثار بکت بیپروا، به شکل بنیادی کمینهگرا و بنابر بعضی تفسیرها در رابطه با وضعیت انسانها عمیقاً بدبینانهاند. این حس بدبینی اغلب با قریحهٔ طنزپردازی قوی و غالباً نیشدار وی تلطیف میگردد. چنین حسی از طنز، برای بعضی از خوانندگان آثار او، این نکته را در بر دارد که سفری که انسان به عنوان زندگی آغاز کردهاست با وجود دشواریها، ارزش سعی و تلاش را دارد. آثار اخیر او، بُنمایههای موردنظرشان را به شکلی رمزگونه و کاهشیافته مطرح میکنند.
"بکت در خانوادهای مرفه و مذهبی (پروتستان) بزرگ شده و تا اتمام تحصیلات دانشگاهی و شروع کارش به عنوان استاد هنوز باور مذهبی داشته است. پس از ترک قطعی محیط آکادمیک و مهاجرتش به پاریس، گسست از مذهب را در آثارش منعکس می کند. با اجرای در انتظار گودو در سال 1953 تماشاگر با اعلا ن جنگی شوک آور علیه خدا و مذهب روبرو می شود." بکت در آثار دیگرش هم با طنز تندی به اصول کاتولیسیسم برخورد می کند.
او در سال ۱۹۶۹ بدلیل «نوشتههایش - در قالب رمان و نمایش - که در فقر [معنوی] انسان امروزی، فرارَوی و عروج او را میجوید»†، جایزه نوبل ادبیات را دریافت نمود.
عشق با حروف کوچک
نویسنده : فرانسس میرالس
ترجمه : گلی امامی
فرانسسک میرالس (متولد 1968) نویسنده، مترجم و موسیقیدان اسپانیایی است. آثار متعدد او تاکنون به بسیاری از زبانهای دنیا ترجمه شده و چندین جایزهی ادبی برای وی به ارمغان آوردهاند. میرالس که در زمینهی خودسازی و خودشناسی نیز آثاری خلق کرده، در آثار ادبی خود با نگاهی روانشناسانه و عمیق به زندگی و روابط انسانها میپردازد.
عشق بیپیرایه
واندا واسيلوسكا
ترجمه: كريم كشاورز
واندا لوونا واسیلوسکا در سال 1905 در شهر کراکوف متولد شد. در زمان جنگ جهانی اول، در حالی که دختری کوچک بود، والدینش او را به همراه مادربزرگش رها کردند. بنابراین واندا ناچار شد در 10 سالگی به کارهای سخت روستایی مشغول شود. او پس از جنگ، تحصیل در دبیرستان را به پایان رساند و وارد دانشگاه کراکوف شد. او در دانشگاه در رشته زبانشناسی تحصیل کرد و وارد محافل دانشجویی شد.
نخستین کتاب واسیلوسکا در سال 1934 با عنوان «سیمای روز» منتشر شد که با مخالفت شدید حاکمان لهستانی روبرو شد. این نویسنده پس از انتشار کتاب دومش در سال 1935 با عنوان «میهن» تحت تعقیب شدیدی قرار گرفت. او که در سال 1934 به ورشو رفته بود، در میان معلمان ترقیخواه لهستانی، قرار گرفت و کتاب سومش را هم در سال 1936 با نام «زمین دربند» منتشر کرد. وضعیت واسیلوسکا با انتشار کتابهایش روز به روز سختتر و تعقیب پلیس لهستان نیز علیه او، شدیدتر میشد. به این ترتیب او در سال 1939 از کشورش مهاجرت کرد.
واندا لوونا واسیلوسکا که در تشکیل جمعیت میهنپرستان لهستانی و تاسیس نخستین ارتش لهستانی که به خاطر آزادی لهستان مبارزه میکرد، رنج فروانی متحمل شده بود، به خاطر کارهای ادبی و اجتماعیاش نشانهای افتخار و همچنین نشانهای جمهوری مردم لهستان را از آن خود کرده است.
این نویسنده داستان «عشق بیپیرایه» را در سال 1944 نوشت که موفق به دریافت جایزه نایل شد. او کتابهای دیگری نیز با عناوین «شعلهای در باتلاق»، «رنگین کمان»، «ستارگان در برکه»، «نغمهای بر روی آب» و «وقتی روشن شد» را در کارنامه دارد.
عشق خرکی
کترین دان
ترجمه: نیما جمالی پور
«عشق خرکی با یک دوجین شخصیت عجیبوغریب، احساس همدردی و انزجار را همزمان در مخاطب برمیانگیزد و دنیایی خلق میکند که سراسر تخیّلی و سرشار از طنز است و هرچه جلوتر میرود جذابتر میشود. وابستگی و گرایش احساسی جامعۀ امریکا به گیکها مانند گرایش احساسیاش به مادرها و پایِ سیب است. این علاقۀ آمریکاییها به گیکها _کاوشی کُمیک برای کشف چیزهای غیرعادی_ همان چیزی است که، در کنار تخیّل درخشان نویسنده، باعث موفقیت این رمان شده است.»
__ ستون «بررسی کتاب»، نیویورکتایمز
«این اثر یکی از شگفتانگیزترین رمانهای امریکایی دهۀ هشتاد است، یک فانتزیِ گروتسک و زنده، شبیه طبل حلبی گونتر گراس... مانند هر اثر هنری بزرگ، عشق خرکی قوانین و قواعد خودش را میآفریند و با آنها دنیایی فراموشناشدنی پدید میآورد.»
__ سیاتلتایمز
کترین دان (1945-2016)، متولد پورتلند در آمریکا، نویسنده، صداپیشه، منتقد کتاب، مجریِ برنامههای زندۀ رادیویی، شاعر و همچنین نویسنده و مفسّر ورزش بوکس بود.
معروفترین رمان او عشق خرکی (1989) نام دارد که جزو نامزدهای نهایی جایزۀ ملی کتابِ امریکا و جایزۀ براماستوکر بود. کترین دان بیش از یک دهه از عمر خود را صرف نگارش این رمان کرد و از این سالها به «اوتیسمِخصوصی خود» تعبیر میکرد. تیم برتون امتیاز ساختِ فیلم براساس این رمان را خریداری کرده است.
عشق در روزگار وبا
گابريل گارسيا ماركز
ترجمه: كاوه ميرعباسی
نگاه ناخدا به سمت فرمينا داثا چرخيد و بر پلک هايش نخستين بارقههای يخچههای زمستانی را تشخيص داد. سپس فلورنتينو آريثا را برانداز كرد، با سلطه خللناپذيرش بر خويش و عشق تهورآميزش، و ترديدی دير هنگام گريبانش را گرفت كه باعث هراسش شد: آنچه حد و مرز نمی شناسد زندگی است نه مرگ. ازش پرسيد: "خب، جنابعالی خيال می كنيد تا کی می توانيم اين رفت و برگشت مرده شور برده را ادامه بدهيم؟ " فلورنتينو آريثا پاسخ را از پنجاه و سه سال و هفت ماه و يازده روز پيش - به اضافه شبهايشان - آماده در آستين داشت. گفت: "تمام عمر". «عشق در روزگار وبا» روايت بيش از نيم قرن شيدايی است كه تاماس پينچون دربارهاش با وجد می گويد: "واقعا محشر است...".
عشق سالهای وبا
گابريل گارسيا ماركز
مترجم: كيومرث پارسای
انديشههاي ماركز به گونهاي است كه هرگز كسي جز خود او، نميتواند در ذهن بپروراند و اين از شگفتيهاي روزگار به حساب ميآيد كه انساني بتواند مطالبي را به تصوير بكشد كه خوانندگان آثارش را به شگفتي و تحسين وادار سازد. به همين كتاب عشق سالهاي وبا استناد ميكنيم. چگونه به ذهن كسي خطور ميكند كه بتوان شخصيت به ظاهر نخست داستان را با آن همه دانش و آگاهي، به گونهاي به قتل رساند كه خواننده، پس از چند بار مطالعه كتاب، متوجه شود كه ماجراي به آن سادگي و كاملا اتفاقي و غير ارادي نيز پايه و اساسي جز عشق نداشته است؟ چگونه ميتوان در مدتي به اندازه نيم قرن، احساسي را زنده نگه داشت كه آن را عشق مينامند؟ چگونه ميتوان زيباترين زن خو گرفته به زندگي اشرافي را به آغوش مردي سپرد كه زشتي چهرهاش، زبانزد خاص و عام است؟
عشق سرخ
ماکسیم لئو
ترجمه: روح انگیز شریفیان
بهار سال ۱۹۸۸، تقریباً هرکسی را که میشناسم، بهطور جدی در فکر رفتن هرچه سریعتر و محتاطانهتر است. هیچ مهمانیای نیست که در آن این موضوع پیش نیاید. از آنهایی که توانستهاند بروند، یا آنها که دارند میروند، صحبت میشود. دوتا از دوستانم میخواهند با مردهای اهل برلین غربی ازدواج کنند که بتوانند بروند، دیگران منتظر تولد هفتادسالگی مادربزرگشان هستند که بخت خود را بیازمایند. کسانی هم هستند که به استخدام دائم جمهوری فدرال برلین شرقی درمیآیند تا بتوانند یواشکی خودشان را به برلین غربی برسانند.
از مرگ آلمان شرقی مدتها گذشته، اما در میان خانوادهی من هنوز زنده است. مانند روحی است که نمیتواند آرامش بیاید. حالا، که سرانجام همهچیز تمام شده، امیدوار بودیم دوران جدید، زخمهای کهنه را درمان کند، اما...
عشق نامرئی
اریک امانوئل اشمیت
ترجمه آسیه و پروانه عزیزی
اریک امانوئل اشمیت (به فرانسوی: Éric-Emmanuel Schmitt) (زاده ۲۸ مارس ۱۹۶۰در لیون) نویسنده، نمایشنامهنویس و فیلسوف فرانسوی است. نوشتههای او به ۴۳ زبان دنیا منتشر شده و نمایشنامههای او در بیش از ۵۰ کشور روی صحنه رفتهاست. وی دکترای فلسفه نیز دارد.
چندین جایزه تئاتر مولیر فرانسه، جایزه بهترین مجموعه داستان گنکور، جایزه آکادمی بالزاک همراه بسیاری از جوایز فرانسوی و خارجی از جوایز اهداشده به اشمیت است.
هر کدام از داستانهای این مجموعه به ظاهر از چیز دیگری میگویند ولی مخاطب با خواندن آنها آنچه در زیر پنهان است را کشف میکند؛ آنچه را که قهرمانان را به تقدیرهای متفاوتی میکشاند؛ عشق را که باید اشتیاقش را داشت، در طلبش بود و از آن دفاع کرد. و چه زیبا که نویسنده در مؤخره از شأن نزول داستانهایش میگوید که این خود شیرینی مجموعه را دو چندان میکند.
عشق های زودگذر ماندگار
آندری سرگیویچ مکین
اسدالله امرایی
این کتاب نوشته آندری سرگیویچ مکین، نویسنده روسیتبار و برنده جایزه گنکور سال 1995 است.
مؤلفههای عمده آثار مکین را به طور کلی میتوان تجربیات شخصی او از دوران تلخ استالینیسم و تبعات آن در کلیت اجزای فرهنگی و سیاسی کشور روسیه دانست و این نکته بیشتر از آن جهت حائز اهمیت است که آندره مکین در غالب آثار خود توانسته این تجربه تلخ شخصی را با جادوی ادبیات و رمان، همهگیر و عمومی کند. آندره مکین زبان فرانسه را بسیار ماهرانه به کار میگیرد و همین توانایی آثار او را نسبت به سایر نویسندگان هم دوره خود ویژه و متمایز میکند.
عشق هرگز فراموش نمى کند
سالی هپورث
ترجمه: فاطمه باغستانی
كتابى به شدت احساسى و تاثيرگذار كه با اجازه ى رسمى نويسنده در ايران منتشر شده است.
درباره ى كتاب:
آنا، دخترى كه در سىوهشت سالگى مبتلا به آلزايمر شده است، بهوسیلهی خانوادهاش به مؤسسهای منتقل میشود که از بيماران آلزايمرى نگهداری میکنند. در اين مؤسسه پسرى به نام لوك، نيز اقامت دارد. آنچه آنا انتظارش را ندارد، عشقى است كه بين او و لوك جان مىگيرد...
عشق و دیگر هیچ
الكساندرا كلانتای
ترجمه: مهدی غبرایی
اين كتاب شامل يك رمانك و دو داستان كوتاه است كه هر سه را بانوي نويسنده، تنها عضو كميتهي مركزي حزب كمونيست در زمان انقلاب بلشويكي، بعدها در تبعيد نوشته است. داستان اصلي، بلندترين و مهمترين داستان در زماني كمي پس از انقلاب 1905 روسيه ميگذرد و تا زمان انقلاب 1917 ادامه دارد. صدها پناهنده و آوارهي فعال سياسي در سراسر جهان به ويژه در پاريس، پراكنده ميشوند و عليه رژيم تزاري مبارزه ميكنند و در اين ميان ماجراهاي عاشقانهاي بين بعضيشان درميگيرد كه معروفترينشان ماجراي عشقي لنين و يكي از اعضاي سياسي برجسته، به نام اينسا است. اين داستان به قدري پرشور است كه در بخشي يادآور مادامبواري است و از زبان راوي زن داستان بيان ميشود.
الکساندرا میخایلوونا کولونتای (زاده ۱۸۷۲ - درگذشته ۱۹۵۲) انقلابی بلشویک، مبارز حقوق زنان و سیاستمدار شوروی بود که بعدها به اولین سفیر زن در جهان بدل گشت.
او با کنترل اتحادیههای کارگری توسط حزب مخالف بود و به سندیکاگری اعتقاد داشت.
او از طرفداران عشق آزاد بود و از او، مطالب بسیاری در مورد مسائل زنان و دیگر مسائل اجتماعی به جا ماندهاست.
بازخوانی این مطالب در دهههای هفتاد و هشت، در غرب، باعث شد کولونتای را به عنوان چهرهای در مبارزه برای آزادی و رهایی زنان و انقلاب جنسی، بشناسند.