نان سالهای جوانی
هانریش بُل
مترجم: محمد اسماعیلزاده
این کتاب شرح مشقتهای راوی است در دوران جوانی برای کسب درآمد و نان درآوردن. داستانِ مربوط به سالهای قحطی و گرسنگی است. سالهایی که «فندریش» جوان به «نان» فکر میکند و از واژهی «مناسب و ارزان» متنفر است. او که مدام ، به شکلی بیمارگونه در حال وصف گرسنگی خویش است دختری از آشنایانش را میبیند که به شهر آمده تا معلم شود. «بل» میکوشد تقابل با گرسنگی و تاثیر آن بر احساس و اندیشه را تصویر کند.
نان و شراب
نام نویسنده : اینیاتسیو سیلونه
نام مترجم : محمد قاضی
نان و شراب، داستان ایثار است. مذهب است که در بطن سوسیالیسم، و هر چند که قهرمان داستان ضد مذهب مینماید اما خود به نوعی، جوهرهای از حقیقت مسیح را دارد و این یکی از ریشههای ناب و کلاسیک سیلونه است که هر اصالتی را در بطن هر مذهب و هر مکتب سیاسی ارج مینهد، سیلونه در قسمتی از کتاب به این مهم اشاره میکند و میگوید "در همهٔ ادوار و در لوای انواع حکومتها، بالاترین کار روح این است که خود را نثار کند تا خود را بجوید. خود را فنا کند تا خود را بازیابد. انسان به جز آنچه میدهد ندارد. کتاب تحلیل ژرف کاوانه سیاست جاری است و زندگی تودهها در رابطه با این سیاست، تحلیل اینتثلیث قدرت: سوسیالیسم - فاشیسم - و کلیسا است، سراسر اثر حاوی طنزی هوشیارانه و زیرکانه است. به خوبی از عهده نشان دادن خُرافه، جهل، و تعصّب مذهبی برآمده است، آن فسادی را که تا عمق استخوانشان ریشه دوانده شکافته است و در ترسیم ایتالیای جهل زده، تاریک و بی فرهنگ که در آن فاجعه یک روشنفکر - مبارز با تمامی ابعاد فساد آن است موافق آمده است، ایتالیایی که در آن جایی برای آزاد زیستن جز در خدمت به ظلم، حکومت و بانک نیست. کشوری که کلیسا در راس مخروط ستم آن قرار دارد و به تبلیغ مذهبی میپردازد که جز افیونی مخدر برای مردم نیست. مذهبی که واعظین رسمی آن خدمه مؤسسه دنیایی و سرگرم مشغلههای دنیوی و طبقاتی هستند، از این روست که یک مبارز متعهد باید اقدام کند و برای جان بهدربردن از این معرکه گورستانی شوم جان به مهلکه اندازد و نجات خویش را در قربانی کردن خویش بجوید. تمامی تأکید نویسنده بر مراسم عشای ربانی به همین خاطر است. آنجا که از جنگ سخن میگوید و آن را محکوم میشمارد طنزی سرشار دارد. اندیشههای «آکیل گریزپا» دربارهٔ بروز و علت جنگ ایتالیا با انگلستان اگر صد در صد منطقی نباشد و جز طنز به حساب نیاید، نود در صد معقول و عقلایی است و مگر جز این است که جنگ تجاوزگرانه همیشه به خاطر کسب منافع بیشتر رخ داده است؛ و این است طنز گزنده سیلونه که جای ستایش بسیار دارد و از واقعیت جدا نیست، زیرا آدم هوشیار از خود نمیپرید در این طنز چه مقدار واقعیت است بلکه میخواهد بداند در هر واقعیت تا چه مقدار طنز نهفته است.
نانون
ژرژ ساند
ترجمه: قاسم صنعوی
ژرژ ساند در حقيقت آمانتين اورول لوسيل دوپن بانوي صاحبقلم و پيشواي زن بند گسسته، كه بيپروا از پيشداوريهاي جامعه محافظهكار رفتار مردانه اختيار ميكرد، لباس مردانه ميپوشيد و حتي نام مستعار مردانه برگزيد و در مورد اخير دستكم براي دو زن نويسنده ديگر سرمشق قرار گرفت. رمان حاضر را هم در همان راستاي نماياندن تواناييهاي زن براي به اوج رساندن خود نوشت.
نایب پیشکار ماینر
پاتریک دوویت
رضا اسکندری آذر
مادر لوسين ماينر هنگام جدا شدن از پسرش، گريه نكرده بود؛ حتي نزديكش هم نشده بود. لوسي تمام روز را با بغضي توي گلو گذرانده و همه حركاتش را با درجهاي از ترديد و اكراه ميديدي؛ انگار هر فعاليت سريعي، سد احساساتش را ميشكست. صبحانه و ناهار را با هم خورده بودند؛ در سكوت و بيهيچ حرفي. حالا وقت رفتن رسيده بود اما نميتوانست از تختخوابش جدا شود. با تمام لباسهايش روي تخت ولو شده بود؛ كت، چكمه و كلاهي از پشم گوسفند كه تا روي ابرو پايين كشيده بود. لوسي هفده سال داشت و از بدو تولد همانجا اتاقش بود....
نایب کنسول
مارگریت دوراس
قاسم روبین
زن گدای کتاب، جوانهزنی است رانده مادر، سالک راهی صعب،. یکه و تنها در جغرافیای هجر و همواره در جوار آب و تالاب، در گمگشتگی و از دستشدگی، میرسد به جلگه پرندگان، به کویر هستیاش. در پی طعام است، طعمه هم میشود، تن هم میسپارد، با جانی کاسته. گرسنه است، ماهی خام سق میزند، میجود، میلیسد. با آن حفره زخم پا گاهیخواهان پیدا میکند، عابری، جاشویی، صیادی، در ربطی فارغ از همخواهی. حامله است. نوزاد را میبخشد به بانوی غریبه، به قصد ریشه گرفتن در آسیای زادگاه. پرسوناژ نامعینی است زنگدا، بینام، بر خلاف مکانهای کتاب که تعین دارند و در چند وجهی زمانهای برنهاده و نیز در تنیدگی با ساختار گسیخته-پیوسته داستان صفت هم مییابند، نام-صفت میشوند. نایب کنسول سگکش، پرسوناژ دیگر کتاب، به نوعی آینگی زنگداست؛ و همتای لل (در کتاب شیدایی لل.و.اشتاین، برآمده از نظم تقابلی پرسوناژ، نظمی که شالوده بافت روایت در این دو کتاب نیز هست.) زن دیگری هم در کتاب هست، انماری اشترتر (نقش تقابلی زنگدا) با مردهای محفلیاش، نافلان ذکور حاشیه روایت. زنگدا، به رسم خود، مدام در ستیز است با سرگذشت و سرنوشت ناعادلانه گریبانگیر شدهاش. پیتر مورگان، راقم کتاب، در حضور ما مینویسد که جوانهزن سرگشته، همتای تجزیه شده سرزمین هند جذام، هند داغدار از استعمار در آن راه دراز نوا سر میدهد، حزین، در سودای خام باتام بانگ: با تاتام بانگ بانگ...و آنماری اشترتر در جزیره محفل میخوابد. خوشخیال. میخوابد.
نبرد
نام نویسنده : کارلوس فوئنتس
نام مترجم : عبدالله کوثری
بالتاسار بوستوس، روشنفکر آرژانتینی که خواننده آثار فیلسوفان عصر روشنگری است، برای تحقق بخشیدن به آرمان های این فیلسوفان، و به انگیزه ی عشقی ناممکن و یافتن معشوقی چند چهره و گریزپا، با امواج ترفنده ی انقلاب آزادی بخش امریکای لاتین همراه می شود. اما تقابل ناگزیر آن آرمان ها با واقعیت های این قاره حماسه ای را که در تصور این روشنفکر آرمان طلب است بدل به ماجرایی یکسره متفاوت می کند. نبرد، در عین روایت رویدادهای این انقلاب، سیر و سلوک فکری و روحی بالتاسار بوستوس را به تصویر می کشد. این رمان رمانی است بیانگر نبرد میان فکر و واقعیت، رمانی که روبرتو گونسالس اچه وریا، منتقد بزرگ ادبیات امریکای لاتین، آن را بهترین اثر فوئنتس می داند.
نثر و شرح مثنوی (۳ جلدی)
-
نویسنده: موسی نثری
- مصحح: توفیق سبحانی
این کتاب نسخة منثور مثنوی معنوی مولانا جلالالدین به سعی موسی نثری است که با ویرایشی مجدد همراه با مقدمهای از دکتر توفیق سبحانی – مولویپژوه – منتشر شده است.
نسخة اول نثر و شرح مثنوی در سال 1330 و از سوی انتشارات کلالهخاور منتشر شد. این کتاب به دلیل برگرداندن معنای تمام ابیات مثنوی به نثر و توجهی که در پانوشتها داشته، در ادبیات ایران بینظیر است و به نوعی میتوان گفت که همچنان تنها نسخة برگرداندهشدة مثنوی مولانا به نثر میباشد.
بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه این کتاب را در سه جلد پالتویی و با جلدسازی نفیس و چشمنوازی منتشر کرده است.
نجوم قدیم و بازتاب آن در ادب پارسی
نويسنده: عباس ماهيار
درباره نجوم قدیم چه می دانید؟ این پرسش غالبا بی پاسخ می ماند.وقتی مدعی غنای فرهنگ و ادب فارسی هستیم و به حق هم به داشتن چنین فرهنگی می بالیم وظیفه داریم که زوایای مختلف ادب و فرهنگ خود و شرح احوال پایه گذاران آن را به خوانندگان و پژوهشگران و دانشجویان بشناسانیم. این کتاب گام کوچکی است که در این راه برداشته شده است.
نجیب زاده ای در مسکو 💯
آمور تولز
مترجم: مصطفی احمدی
با وقوع انقلاب روسيه، نظام سياسی و طبقاتی آن دستخوش تحول می شود... الكساندرا ايليچ رستوف، اشرافزادهای كه در نظام سياسی جديد جايگاهی ندارد، به حبس ابد در هتل متروپل مسكو محكوم می شود و تحت نظر قرار می گيرد: اما او خود را به چهارديواری متروپل محدود نمی كند و تلاش می كند با واقعبينی و عملگرایی، محدوده ديوارهای هتل را فراتر از واقعيت ببرد...
ندای کوهستان
خالد حسينی
مترجم: مهدی غبرايی
خالد حسینی زاده ۴ مارس سال ۱۹۶۵ در کابل نویسنده افغانستانی است. عمده شهرت وی بابت نگارش دو رمان بادبادکباز و هزار خورشید تابان است. نام آخرین رمان او، و کوهستان به طنین آمد؛ میباشد که به فارسی نیز ترجمه شدهاست. حسینی ساکن ایالات متحده است و آثار خود را به زبان انگلیسی مینویسد.
خالد حسینی از پدری تاجیک و مادری پشتون،در شهر کابل زاده شد. مادرش معلم فارسی و تاریخ در یک لیسه (دبیرستان) بزرگ دخترانه در کابل بود. در سال ۱۹۷۶، پدر خالد حسینی به عنوان دیپلمات وزارت خارجه افغانستان، به پاریس اعزام شد و او نیز به همراه خانواده، به پایتخت فرانسه رفت.
در سال ۱۹۸۰ و به دنبال کودتای کمونیستی در افغانستان، پدر خالد حسینی از سفارت افغانستان برکنار شد. در نتیجه خانواده حسینی از ایالات متحده تقاضای پناهندگی سیاسیکردند که به آنها اعطا شد. خالد حسینی به همراه خانوادهاش در سال ۱۹۸۰ به سن خوزه در ایالت کالیفرنیا مهاجرت کرد. او درخواست پذیرش از دانشگاه سانتاکلارا (Santa Clara) کرد و مدرک لیسانس خود در رشته زیستشناسی را از این دانشگاه کسب کرد و در سال ۱۹۹۳ از دانشگاه پزشکی شهر سن دیگو در رشته پزشکی فارغالتحصیل شد. خالد از سال ۱۹۹۶ به تحصیل در رشته پزشکی داخلی مشغول شد. وی در سال ۲۰۰۶ از سوی آژانس پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) به عنوان سفیر حسن نیت این سازمان در افغانستان شناخته شد و در سفری که به افغانستان داشت، بنیاد خالد حسینی را در سال ۲۰۰۷ برای کمک به افغانها، بنیان نهاد.
خالد حسینی ازدواج کرده و دارای دو فرزند (یک پسر و یک دختر با نامهای حارث و فرح) است.
بادبادک باز (در افغانستان: گودی پران) اولین رمان این نویسنده جوان افغانستانی است که سال ۲۰۰۱ زمانی که دوره کارموزی پزشکی خود را در بیمارستان Cedars_Sinai شهر لوس آنجلس را میگذراند شروع به نوشتن آن کرد. این رمان که در سال ۲۰۰۳ میلادی منتشر شد، در آمریکا و اروپا فروش خوبی داشت و به عنوان سومین اثر پرفروش همین سال شناخته شد و به ۴۸ زبان دنیا ترجمه شد. بدین ترتیب موفقیت بزرگی برای ادبیات افغانستان در صحنه جهانی پدید آمد. بنمایههای این اثر شامل زندگی امیر و پدرش به عنوان دو مهاجر در آمریکا و نیز تنشهای قومیتی میان پشتونها و هزارهها است. این اثر با صدای خود نویسنده به صورت صوتی نیز وارد بازار نشر شدهاست. همچنین در دسامبر سال ۲۰۰۷ فیلمی به همین نام با اقتباس از این داستان ساخته شد.
پشت جلد:
صبح يكي از روزهاي زمستان آن سال پدر تبر را برداشت و درخت تناور بلوط را انداخت. بيتالله، پسر ملاشكيب و چند نفر ديگر كمكش ميكردند. كسي جلوگيري نكرد. عبدالله كنار پسرهاي ديگر ايستاد و مردها را تماشا كرد. اولين كاري كه پدر كرد، پايين آوردن تاب بود.
ندبه (چاپ کالیفرنیا آمریکا)(متن کامل)
بهرام بیضائی
نُدبه نمایشنامهای است از بهرام بیضایی، نوشته به سالِ ۱۳۵۶.
زنان برای زینب سوگواری میکنند. کمکم میفهمیم که زینب را پدر و نامزدش از دِه به شهر آوردهاند و به گلباجی فروخته و رفتهاند . . .
نمایشنامه نودبه نوشته بهرام بیضایی نمایشنامه نویس و کارگردان برجسته ایرانی است. عنوان «ندبه» را میتوان به انگلیسی «توبه» یا «پشیمانی» ترجمه کرد. این نمایشنامه به زبان فارسی (فارسی) که زبان اصلی ایران است نوشته شده است. «نودبه» اثری شاخص از بهرام بیضایی است که به طور خاص به وقایع انقلاب اول و دوم مشروطه در ایران می پردازد. نقش محوری زنان ایرانی را در این لحظات مهم در تاریخ کشور روشن می کند. این نمایشنامه فضای روزگار را به تصویر می کشد و شرایط خفقان و چالش برانگیز مردم ایران را تا پیش از انقلاب مشروطه به تصویر می کشد.
نردبان آسمان (گزارش کامل مثنوی به نثر)(۲ جلدی)
محمد شریفی
ویراستار: محمدرضا جعفری
نردبان آسمان گزارشى كامل از مثنوى مولوى به نثر است. در اين گزارش ضمن اينكه يكايك ابيات مثنوى لحاظ گرديده است فقط به معنى كردن ابيات بسنده نشده بلكه جان كلام مولانا بهصورتى روان و پيوسته به نثر درآمده است، بهطورى كه علاقهمندان به مثنوى با خواندن اين كتاب مىتوانند مطمئن باشند كه مثنوى را از آغاز تا انجام خواندهاند. در اين گزارش بخشهاى داستانى مثنوى از بخشهاى غيرداستانى تفكيك شده است و اشارات و تلميحاتى كه مولانا به كار برده است به حدّ لازم توضيح داده شده است.
در جلد دوم، مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى با آخرين يافتههاى پژوهشگران روزآمد شده و پيشينه قصّههايى كه مولانا در مثنوى آورده است از منابع اصلى نقل شده است.
اين اثر در رديف اوّل شرحهاى موجَز مثنوى قرار دارد و هيچ دوستدار مولوى و پژوهنده مثنوى از آن بىنياز نيست.
- بهاءالدّين خرّمشاهى
طرح اين كار و چگونگى گزارش مثنوى را به نثر، سَخته و پخته يافتم. نشانه سختگى طرح همين بس كه هيچ دقيقه و نكتهاى از تعليم مثنوى و ساختار عظيم آن كتاب ناديده نمانده است. پيداست كه انجام اين كار جز با اِشراف تمام بر مثنوى و بهرهگيرى از شرحها و پژوهشهاى مرتبط با آن و برخوردارى از ذوق، دقّت و صرف وقت و تحمّل و تأمّل بسيار و بارها خواندن و حكّ و اصلاح ميسّر نمىشود. همه برافزودهها كه با علائم ويژه نشان داده شده است بجا و بايسته و مؤثّر در فهم مطلب و جلبكننده توجّه خواننده و با كلّ ساختار هماهنگ است. پاورقيها نيز با دقّت چندسويه تهيّه شده است و نياز خواننده را بهدرستى برآورده مىسازد بىآنكه خللى در گزارش منثور و معنى و پيام مثنوى وارد كند. بدون هيچگونه مبالغهاى من كتاب را با لذّت تمام خواندم ــ لذّتى كه از يك اثر چندوجهى و درهم تنيده و پُركشش مىتوان برد.
- دكتر محمّد سروَر مولايى
با نردبان آسمان پلّههايى را پيمودم و ميان راه در اتراقها با مناظر زيبا و نكتههاى باريك روبرو شدم. بخش «پيوست» (حاوى پيشينه قصّهها و تمثيلات مثنوى) واقعآ جايش خالى بود. در اين بخش محمّد شريفى از قريب يكصدوپنجاه مأخذ استفاده كرده است كه برخى چون تاريخ طبرى، تفسير طبرى، روض الجنان و روح الجنان، و روضة الصّفا هركدام چندين مجلّد است. فى الواقع او اطّلاعات موجود در يك كتابخانه را در يك جلد جمع كرده است.
- دكتر توفيق ه . سبحانى
نرمانس؛ نمایش افسانهای برای وقتی دیگر ۲
لویی فردینان سلین
ترجمه: اصغر نوری
«نورمانس» رمانی نوشتهٔ نویسندهٔ فرانسوی، لویی-فردینان سلین، منتشرشده در سال ۱۹۵۴. داستان آن روایتی تخیلیشده از تجربیات نویسنده در واپسین مراحل جنگ جهانی دوم است؛ دورانی که او در آن از نازیها حمایت میکرد. این رمان دنبالهٔ رمان سال ۱۹۵۲ سلین، «افسانهای برای زمانی دیگر»، است و زیرعنوان «افسانهای برای زمانی دیگر ۲» (Féerie pour une autre fois II) را دارد.