همه ی خانواده های خوشبخت
اروه لوته لیه
ترجمه: محمود سلطانیه
نویسندهی برندهی جایزه گنکور و پرفروش نیویورکتایمز، خالق ناهمخوانی (The Anomaly)
نویسندهی برجستهی فرانسوی در این تأمل بلیغ و پرظرافت، به کاوش در گذشتهی شخصی خود و روابط آشفتهی خانوادگیاش میپردازد.
اِروه لُ تلیه هرگز خود را کودکی ناشاد نمیدانست — نه محروم بود، نه کتک میخورد، و نه مورد آزار قرار میگرفت. بااینحال، از همان دوران کودکی درک کرده بود که چیزی درست نیست و در دل، آرزوی گریختن داشت. گاه کودکان تنها چارهای جز فرار ندارند، زیرا عشقشان به زندگی از هر چیز دیگری نیرومندتر است.
اکنون، در شصتسالگی و پس از رسیدن به نوعی فاصلهی عاطفی، در حالی که پدر و ناپدریاش درگذشتهاند و مادرش درگیر مرحلهی پیشرفتهی بیماری آلزایمر است، لُ تلیه سرانجام توانسته است داستان خانوادهاش را بنویسد. او که در کودکی بهسرعت از سوی پدرش رها شد و بخشی از دوران کودکیاش را نزد پدربزرگ و مادربزرگ گذراند، بهگونهای عمیق از رابطهاش با مادرش تأثیر پذیرفت — زنی آشفته با دیدگاههایی آسیبزا دربارهی عشق.
در این روایت ژرف و صادقانه، لُ تلیه میکوشد به گذشتهی دشوار خود بنگرد؛ بیآنکه در دام خشم یا حسرت بیفتد، و گاه حتی با چاشنی طنزی تلخ.
همهجا آتشهای خرد
سلست اينگ
محمدمهدي قاسملو
داستان کتاب جدید سلست اینگ با آتش گرفتن خانه خانواده ریچاردسون ها آغاز می شود که به ادعای سه فرزند بزرگ خانواده با اشتباه دختر کوچک خانواده صورت گرفته است. البته بر خلاف آغاز طوفانی و انتظار خواننده برای پیگیری داستان آتش سوزی در ادامه این حادثه تبدیل به موضوع فرعی میشود و زمینه اصلی داستان رفته رفته برای خواننده نمایان میگردد.
داستان کتاب حول سه داستان اصلی در باره بچههای سه خانواده مرتبط با خانواده ریچاردسون است. بچههایی که هرکدام به دلیلی درگیر پروندههای حضانت هستند و مادران بیولوژیکی آنها که عموما از شرایط مادی پایینتری برخوردارند در پی پس گرفتن آنها هستند. نویسنده در مصاحبههای خود راجع به این کتاب این موضوع را مطرح کرده که: «سوالی که پیش میآید این است که چه چیزی از زن یک مادر میسازد؟ آیا صرفا موارد بیولوژیکی دخیل هستند و یا عشق؟»
کتاب همهجا آتشهای خرد در سال ۲۰۱۷ از سوی سایت گودریدز به عنوان بهترین کتاب داستانی با بیش از ۳۹ هزار رأی انتخاب شد.
همهمه ی زمان
جولین بارنز
مرجان محمدی
داستان اولین رمان جولین بارنز بعد از کتاب برنده ی بوکرش، حس یک پایان، داستانی است درباره ی برخورد هنر با قدرت، درباره ی سازش انسان، بزدلی و شجاعتش. این کتاب اثر استادی واقعی است.
هنر به همه تعلق دارد و به هیچکس متعلق نیست. به همهی زمانها تعلق دارد و به هیچ زمانی متعلق نیست. به آنهایی تعلق دارد که آن را خلق کردهاند و آنهایی که از آن لذت میبرند. هنر دیگر به مردم و حزب تعلق ندارد همانطور که روزی به اشرافزادگان و خدایگان تعلق داشت و دیگر ندارد. هنر زمزمهی تاریخ است که بلندتر از همهمهی زمان به گوش میرسد. هنر بهخاطر هنر هستی نمییابد:
هستیاش بهخاطر مردم است، اما کدام مردم و چه کسی آنها را مشخص میکند؟
همینگوی
فرناندا پيوانو
رضا قيصريه
کتاب " همينگوي" نوشته "فرناندا پي وانو" نويسنده ايتاليايي و ترجمه رضا قيصريه زندگينامه ايست که نه بر روزشمار زندگي همينگوي، بلکه بر پايه مدارک معتبر و نامههاي ديده نشده او استوار شده است. بر مبناي يادها و احساسها و هيجانها؛ از جنگها تا عشقها، از دوستيها تا کتابها، از جايزه نوبل تا شکار بزرگ در آفريقا...
همیشه شوهر
فئودور داستایوسکی
ترجمه علی اصغر خبره زاده
همیشه شوهر، داستانی ست (به طور غیر مستقیم) پیرو ِ مردی که "همیشه شوهر" است! و به نظر نمی آید شخصیت اصلی ِ داستان باشد . به جای او ٬شخص ِ اصلی مردی ست به نام ولچانینف ٬مجرد ٬ ثروتمند کمی عیاش و البته مبادی ِ ادب در بیشتر مواقع ٬ که این روزهای کتابی٬ اوضاعش ـــ همچون خود ِ داستایوسکی وقتی که این کتاب را می نوشته ـــ بسیار آشفته و درهم است! وقتی همه چیز از درون و بیرون بهم گره خورده و گیجی بسیاری به بار آورده و شخص را دچار مرض مالیخولیا کرده! او این روزها به طرز غریبی خاطراتی از گذشته به یاد می آورد که به طور شگفت موجب شرمش میشود و از خود بیزاری. در همین اثنی یکی از رفقایش پس از نُه سال با وضعی آشفته به دیدنش می آید و ماجراهای تازه ای آغاز میشود. .
سبک داستایوسکی، نه سلیس است نه روان و نه زیبا. اما قوی است و محکم و رسا و کاماً مختص به خود اوست. قیودی که در زبان روسی زیاد استعمال می شود در این اثر مخصوصاً زیادتر هستند. این عیوب مخصوصاً در اولین فصل خودنمایی می کنند. مانند چند اثر از کارهای اولیه اش، ابتدای آن دشوار و ست است. هر شخصیت، و مخصوصاً پاول پاولوویچ تروسوتسکی با طرز سخن مخصوص به خودش حرف می زند، تعبیرات مخصوص به کار می برد. لحن کلام و سیاق جمله ها مختص بین سال های 1860-1880 می باشد. لحنی که مخصوصاً در برخی محافل نیمه اشرافی، کارمندان عالی ادارات و ملاکان ولایتی آن زمان به کار می رفته است.
همین طور که می میرم
ویلیام فاکنر
ترجمه: احمد اخوت
همین طور که می میرم (ترجمهشده به گوربهگور در فارسی) (به انگلیسی: As I Lay Dying) رمانی است اثر ویلیام فاکنر نویسنده شهیر آمریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات که نخستین بار در سال ۱۹۳۰ در آمریکا چاپ شد. عنوان کتاب برگرفته از کتاب ششم ادیسه اثر هومر است که در آن آگاممنون خطاب به اودوسئوس جمله عنوان کتاب یعنی «As I Lay Dying» را بهکار میبرد.
هندرسون شاه باران 💯
سال بلو
مجتبی عبداللهنژاد
هندرسون، شاه باران نوعی رمان سیر و سلوک است. پر از حرفهای فلسفی و ماجراهای کمیک. داستان مردی است که دنبال معنای زندگی میگردد. مردی که همه چیز دارد. ثروت، خانواده، پایگاه اجتماعی... ولی از زندگی راضی نیست. در تلاش برای کشف معنای زندگی سر از آفریقا درمیآورد و روزهای طولانی را با مردم قبایل دوردست اعماق آفریقا میگذراند.
سال بلو خودش رمان هندرسون، شاه باران را بیش از بقیۀ کارهایش میپسندید و همیشه در صدر کارهای مورد علاقهاش از آن نام میبرد.
در فهرست صد رمان برتر قرن بیستم که پایگاه مدرن لایبراری (Modern Library) تهیه کرده است، هندرسون، شاه باران در ردیف بیست و یکم قرار دارد.
هنر داستان نویسی
نام نویسنده : دیوید لاج
نام مترجم : رضا رضایی
هنر داستاننویسی کتابی است دربارهٔ شیوهها و شگردها و جنبههای مختلف داستاننویسی به قلم دیوید لاج، یکی از بزرگترین نقادان معاصر. دیوید لاج که اکنون از چهرههای ممتاز نقد داستان بهشمار میرود در 50 فصل به موضوعها و مبحثهایی پرداخته است که در عالم داستاننویسی و داستانخوانی اهمیت بسیار دارند و هر نویسنده و خوانندهای باید با آنها آشنایی داشته باشد. مثالها و بررسیها در این کتاب بر حدود دویست متن داستانی کلاسیک و مدرن مبتنیاند که بیشتر آنها متن مرجع بهحساب میآیند. درعینحال، خوانندهٔ غیرحرفهای نیز از مطالعه کتاب حاضر لذت بسیار خواهد برد و عملاً با فوت و فنها آشنا خواهد شد و پدیدهای به نام «رمان» را در چشماندازی وسیع خواهد شناخت. این کتاب برای خوانندگان حرفهایتر و همچنین برای نویسندگان عملاً نوعی کارگاه داستاننویسی و داستانخوانی است.
هنر مردن
پل موران
ترجمه: اصغر نوری
پل موران یکی از مهمترین نویسندگان نیمه اول قرن 20 در فرانسه است. او را با «مارسل پروست» نیز مقایسه کردهاند، اما متاسفانه با وجود اهمیت این نویسنده، تاکنون هیچ رمانی از او به فارسی منتشر نشده است.
در این کتاب مقوله خودکشی هم در داخل متون ادبی و هم در بیرون از متن تحلیل میشود.
هنرمند دیوانه و داستانهای دیگر از نویسندگان روس (دو جلدی) (مجموعه هفتاد و دو ملت ۷)
گزینش و ترجمه: قاسم صنعوی
ادبیات داستانی روسیه، نسبت به دیگر کشورهای اروپایی دیرتر و با تأخیر بسیار از مههای قرون وسطا بهدرآمد. اما از قرن هجدهم و بهخصوص از اوایل قرن نوزدهم، آثار برخاسته از تخیل عرضه شده از نویسندگان این دیار به خوبی در حد رقابت با اثرهای ادبی کشورهای اروپایی بودند. در دهه پایانی قرن هجدهم و سه دهه نخست قرن نوزدهم، کارامازین که نوعی مرحله گذر را فراهم میآورد، خود را میقبولاند.
اما پوشکین، که به نوبت از ولتر، بایر ون و میتسکیهویچ پیروی میکرد و در عین حال از ادبیات عامیانه دیارش اشباع شده بود، در زمینه ادبیات داستانی نیز مانند شعر، اثری در خور رقابت با اثرهای برجسته اروپایی میآفریند. لرمونتوف که اگر بیشتر میزیست احتمالاً میتوانست بر او پیشی بجوید در حد خالق بوریس گودونوف جلوه میکرد. در دوران این دو، ادبیات داستانی روسیه، ترسیم کننده وضعی اجتماعی میشد که در آن تمدن و توحش با هم در تقابل بودند. تورگنیف که فرانسویترین نویسنده روس لقب گرفته، بهگونهای جذاب زندگی روستاییان و نیز نجیبزادگان را توصیف میکرد.
تولستوی، پیر دیر و استاد ادبیات روس در آستانه انقلاب، تمام جنبههای زندگی روسی، حتی زندگی انسانی را دربرمیگرفت. و بالاخره باید از داستایفسکی یاد کرد که در درجه اول چون نقاش بینوایان و کسانی که خودش آنان را تحقیرشدگان میخواند، در نظر گرفته میشود. نویسندگانی چون گوگول، نکراسوف، چخوف، گورکی و … نیز کسانی نیستند که از یاد برده شوند. در مجموع، در آستانه انقلاب، ادبیات روسیه از وضع بسیار خوبی برخوردار بود.
انقلاب اکتبر، در ادبیات داستانی روسیه نیز دگرگونیهایی پدید آورد. نویسندگانی که از پیش به ایدئولوژی نو دلبستگی یافته بودند حرفی متفاوت برای گفتن داشتند. شمار درخور توجهی از نویسندگان دوران نظام پیشین راه تبعید خودخواسته را پیش گرفتند و در مجلههای روسیزبان متعدد بهخصوص چاپ پاریس و برلین، گرد آمدند.
از این شمار، برخی چون شوکلوفسکی، بیهلی، گورکی، بهدنبال آزادی نسبی اعطاشده بازگشتند. برخی از نویسندگان دوران پیش، خاموشی پیشه کردند، برخی به اجبار قلم را کنار گذاشتند و کسی چون نیکولای گومیلف، شوهر اخماتووا تیرباران شد. اغماضهای مقطعی به گروههایی چون برادران سن-سراپیون میدان داد که برای نو کردن استتیک در ادبیات داستانی نیز بکوشند، یا بروز اندکی نقد اجتماعی در رمانهایی چون حسد نوشته اولهشا مجاز بود. ولی از سال ۱۹۳۰ که استالین قادر مطلق شد، همان مختصر آزادی نسبی اعطایی در ادبیات از بین رفت و زندگی ادبی از طریق اتحادیه نویسندگان که مستقیماً از ژدانوف، کمیسر سیاسی، دستور میگرفت هدایت میشد.
کنگرههای متعددی که ترتیب یافتند هربار بر قیدها افزودند. اما پس از مرگ استالین و گزارش خروشچف به کنگره بیستم حزب کمونیست، زیروبمهایی در زمینه ادبیات داستان پدید آمد، از سویی مجله ارگان اتحادیه نویسندگان، از سولژنیتسین و بولگاکوف مغضوب پیشین داستانهایی به چاپ میرسید، و از سویی برودسکی که عضو اتحادیه نویسندگان نبود ولی ذوب شدن یخها، پیداشدن ادبیات زیراکسی (سامیزدات) و خلق آثاری بود که در ارزش جهانی آنها نمیتوان شک کرد. لطیفهای که در دهه هفتاد، دوران نیمه استالینی برژنف، در محفلهای ادبی مسکو دهان به دهان میگشت، اشاره به این ادبیات ممنوع داشت: نویسندهای که مهمان خانوادهای بود، مادربزرگ را سرگرم تایپ از روی جنگ و صلح یافت، وقتی دلیل بازنویسی اثری را که میلیونها نسخه چاپی آن موجود بود جویا شد، مادربزرگ اظهار داشت: این روزها جوانها به هیچ چیز چاپ شده اعتماد ندارند و فقط سامیزداتها را میخوانند…
هنرمند گرسنگی
فرانتس کافکا
ترجمه: کامل روز دار
کتاب هنرمند گرسنه ، مملو از معانی و تصاویر فلسفی است. فردی که در ابتدا به دلیل توانایی هایش تحسین می شود ، در آخر همان توانایی باعث سرزنش و تیره بختی اش می شود. این داستان شالوده چند تفکر است ، تفکر پوچ گرا ، تفکر پست مدرن ، تفکر اگزیستانسیالیسم و ... از همین حیث یکی از مهم ترین داستان های کوتاه در جهان غرب تلقی می شود.
هنرمندی از جهان شناور
نویسنده : کازوئو ایشیگورو
ترجمه : یاسین محمدی
کازوئو ایشیگورو (Kazuo Ishiguro) (زاده ۸ نوامبر ۱۹۵۴ در ناگازاکی) نویسندهٔ انگلیسی ژاپنیتبار است که خانوادهاش وقتی پنجساله بود به انگلستان مهاجرت کردند. ایشیگورو مدرک کارشناسی خود را در زبان انگلیسی و فلسفه از دانشگاه کنت در سال ۱۹۷۸ و مدرک کارشناسی ارشدش را در رشته نویسندگی خلاقانه در سال ۱۹۸۰ از دانشگاه انگلیای شرقی دریافت کردهاست. او یکی از شناختهشدهترین نویسندگان معاصر انگلستان است و در سال ۱۹۸۶ برای کتاب هنرمندی از جهان شناور برندهٔ جایزهٔ وایتبرِد و در سال ۱۹۸۹ برای کتاب بازماندهٔ روز برندهٔ جایزهٔ بوکر شد. از بین آثار او کتابهای وقتی یتیم بودیم و هرگز رهایم مکن نیز به فهرست نهایی جایزهٔ بوکر راه یافتند. در سال ۲۰۰۸، مجله تایمز او را در رده ۳۲ در بین ۵۰ نویسنده برتر انگلیسی از سال ۱۹۴۵ قرار دادهاست.
ایشیگورو در سال ۲۰۱۷ برنده جایزه نوبل ادبیات شد.رمانهای بازمانده روز و هرگز رهایم مکن او به صورت فیلم سینمایی درآمدهاند.
كازوئو ایشی گورو، نویسنده ژاپنی كه از كودكی در انگلستان زیسته است و از پنج سالگی ژاپن را به همراه والدینش ترك كرده هنوز بیشتر داستان هایش را در فضای ژاپن مینویسد. به قول خودش وقتی درباره ژاپن مینویسد انگار چیزی رمزگشایی میشود. شیوه روایت رمان سیال است. زمان معنای دقیقی در روایت ها ندارد و به گونه یی شناور است. راوی از سال ها پیش روایت میكند و بعد آن روایت را در زمان حال قضاوت میكند. رمان در سال های 48، 49 و 50 روایت میشود و گویی این زمان ها چندان معنای واقعی ندارند و راوی تنها در لحظاتی در این زمان ها به سر میبرد و پس از آن به زمان های گذشته سفر میكند، شاید بار حسرتی را هم كه بر دوش خواننده میگذارد به جهت همین سیر در گذشته داستان است. رمان با شگردهایی كه گویی دارد برای مخاطب به طور خصوصی چیزی را تعریف میكند یا آدرسی را میدهد توانسته خواننده را به فضایی دوستانه بكشاند تا از بار سنگین معنا های درونی رمان كمی بكاهد. اما رمان «هنرمندی از جهان شناور» رمانی است كه خواننده را در دل خود به جهان های شناوری فرا میخواند و ما همراه هنرمند راوی، جهان های شناور او را در سفرهایش به گذشته تجربه میكنیم.