زندگی ۳.۰ (انسان بودن در عصر هوش مصنوعی)
مكس تگمارك
ترجمه: ميثم محمدامينی
ما در آستانۀ عصری جدید قرار داریم. آنچه زمانی داستان علمیتخیلی به شمار میآمد بهسرعت رنگ واقعیت به خود میگیرد، چون هوش مصنوعی در همۀ حوزهها در حال ایجاد تحول است، از جنگ و جُرم و جنایت گرفته تا عدالت و مشاغل و جامعه ـــ و حتی برداشت ما از معنای انسان بودن. هوش مصنوعی بیش از هر فناوری دیگری توان دگرگون کردنِ آیندۀ مشترک ما را دارد، و برای بررسیِ این آینده هیچکس بهتر از مکس تگمارک نیست، استاد MIT و یکی از بنیادگذارانِ مؤسسۀ آیندۀ زندگی که کارهایش به پژوهش جدی در زمینۀ نحوۀ سودمند نگاه داشتن هوش مصنوعی بسیار کمک کرده است.
مکس تگمارک استاد فیزیک MIT و رئیس مؤسسۀ آیندۀ زندگی است. او مؤلف کتاب جهانِ ریاضیاتیِ ما است و در بسیاری از مستندهای علمی شرکت داشته است. عشقِ او به اندیشههای نو و ماجراجویی و آیندهای شوقانگیز مسری است. تگمارک در این کتابِ بسیار مهم که بر پژوهشهای ژرف استوار است ما را به عمق اندیشه دربارۀ هوش مصنوعی و وضع بشر میبرد و با پرسشهای اساسیِ زمانهمان رو در رو میکند.
چگونه میتوانیم از طریق اتوماسیون به رشد و شکوفایی اقتصادی خود ادامه دهیم، بدون آنکه افراد درآمد یا احساس هدفمندی خود در زندگی را از دست بدهند؟
چگونه میتوانیم اطمینان یابیم که سامانههای هوش مصنوعی آینده همان کاری را که ما میخواهیم انجام میدهند بدون اینکه از کار بیفتند یا درست کار نکنند یا هَک شوند؟
آیا باید از به راه افتادن مسابقهای تسلیحاتی بر سرِ دستیابی به سلاحهای خودسامانِ مرگبار در هراس باشیم؟
آیا هوش مصنوعی به بالندگی و شکوفاییِ بیسابقۀ زندگی کمک خواهد کرد، یا سرانجام ماشینها در تمام کارها از ما پیشی خواهند گرفت، و شاید حتی جایگزین ما شوند؟
زندگی ۳/۰ ما را با مناقشهانگیزترین مسائل روز در زمینۀ هوش مصنوعی آشنا میکند ـــ از اَبَرهوش گرفته تا معنا و آگاهی و مرزهای فیزیکیِ نهاییِ حیات در کیهان ـــ و اینچنین ما را مجهز میکند تا به بحثی که شاید مهمترین بحث زمانۀ ما باشد بپیوندیم.
شما چه جور آیندهای را میخواهید؟
زندگی پنهان ذهن
ماریانو سیگمان
ترجمه: ماندانا فرهادیان
چگونه در طی اولین روزهای زندگیمان به ایدهها شکل میدهیم؟ چگونه رؤیا میبینیم و تصور میکنیم؟
چرا احساسات و هیجانات خاصی داریم؟
مغزمان چگونه تغییر میکند و ما همراه با آن چگونه تغییر میکنیم؟
تصورمان چگونه در مورد خوب و منصف بودن خیلی زودتر از آنچه فکر میکنیم رشد میکند؟
زندگی پنهان ذهن از حوزههای فیزیک، ریاضیات، فلسفه، پزشکی، زیستشناسی، روانشناسی، مردمشناسی، زبانشناسی و همچنین آشپزی، شعبدهبازی، شطرنج، موسیقی، ادبیات و هنر بهره میگیرد تا نشان دهد که علوم اعصاب چگونه در زندگی بهخدمت ما در میآید، و عیان میکند که چگونه بیکرانگی نورونهای درون مغزمان نحوهٔ ادراک و احساس و استدلال و ارتباط ما را میسازند.
ماریانو سیگمان، دانشمند فیزیکخوانده، از چهرههای بینالمللیِ پیشرو در علوم اعصابِ شناختیِ یادگیری و تصمیمگیری است. او که بنیانگذار «آزمایشگاه علوم اعصاب یکپارچه» در دانشگاه بوئنوس آیرس است جوایز زیادی را از آن کرده است، از جمله: «جایزهٔ پیشرفت حرفهٔ مرزهای انسانی»، «جایزهٔ ملی فیزیک»، «جایزهٔ پژوهشگر جوان» از کولژ دو فرانس، «جایزهٔ تجزیه و تحلیل دادههای مقیاسپذیر آیبیام». او در سال ۲۰۱۶ به عضویت آکادمی پانتیفیکال علوم برگزیده شد.
اگر طبق آنچه امیلی دیکینسن نوشته «مغز عمیقتر از دریا باشد»، آنگاه کتاب ماریانو سیگمان راهنمایی است عالی بر ورطههای کشفناشدهٔ مغز. این کتابِ پرمغز و در عین حال مختصر، سرشار است از استعارههایی روشنگر. همراه این کتاب به سفری بس سرگرمکننده به ظرایف و عجایب ذهن انسان میرویم. در طی این سفر به بینشهایی در مورد مفاهیم ناآشنایی همچون «نبردهای ناآگاهانهٔ درونی»، «خوابهای واضح»، «مغزهای دوزبانه»، و «نوزادانی که ذهن را میخوانند» دست مییابیم. همراه با متفکرانی برجسته همچون چامسکی، تورینگ، روسو، افلاطون، سیگن و فروید برخی از نظرهایشان را در پرتو آزمایشهای هوشمندانهٔ سیگمان نظاره میکنیم. خواندن این کتاب از آغاز تا پایان بیاندازه لذتبخش است: کتابی علمی و هیجانانگیز و مجذوبکننده. -- استانیسلانس دوان، استاد روانشناسی تجربی در کولژ دو فرانس
ماریانو سیگمان ما را به سفری باشکوه میبرد؛ سفری که گسترهٔ فوقالعاده متنوعی از موضوعات را در بر میگیرد، موضوعاتی که عامهٔ مردم و متخصصان را به یک اندازه مجذوب خود میکند. -- و. س. راماچاندران، دانشمند برجستهٔ علوم اعصاب
زندگی در مرگ
سو بِلَک
ترجمه: راضیه خشنود
ما از مرگ دوری میکنیم، نادیدهاش میگیریم و از حرف زدن دربارهاش پرهیز میکنیم. گویی اگر حرفش را بزنیم تشویقش کردهایم. در هیئت دروگری شوم و منادی رداپوش به تصویرش میکشیم. ولی مرگ میتواند آرام و بخشنده نیز باشد و چه بخواهیم چه نخواهیم گریزناپذیر است، پس بهتر است بیشتر درکش کنیم.
سو بِلَـک هر روز با مرگ روبهرو میشود. این استاد آناتومی و انسانشناسِ پزشکیقانونی، در آزمایشگاهش، در صحنههای جرم، قتل و قطععضو و هنگام بررسی مرگومیرهای جمعیِ ناشی از جنگ، حادثه یا بلایای طبیعی روی اجساد و بقایای فانی تمرکز میکند. او در این کتاب از چهرههای بیشمار مرگ، که بهخوبی میشناسد، پرده برمیدارد و توضیح میدهد که علم چه اندازه پیشرفت کرده و از کارش چه چیزهایی آموخته است.
انتظار داریم کتابی با موضوع مرگ غمانگیز یا هولناک باشد، اما کتابِ زندگی در مرگ نه غمانگیزست نه هولناک. روایتهای این کتاب بهاندازۀ بهترین رمانهای جنایی جذابند، هم تراژدی هستند هم طنز.
با اینکه چیزهای زیادی دربارۀ مرگ هست که برای ما ناشناخته باقی خواهند ماند، سو بِلَـک بهعنوان یک شاهد خبره، آگاهترین، مطمئنترین و قانعکنندهترین راهنما برای عبور از آخرین مرز زندگیست.
سو بِلَـک یکی از کالبدشناسان و انسانشناسان قانونی پیشرو در جهان است. مهارت او در حل بسیاری از پروندههای جناییِ مهم حیاتی بوده است. وی در سال 1999 انسانشناس قانونی ارشد در پروژۀ تیم پزشکی قانونی بریتانیا برای تحقیقات جنایات جنگی در کوزوو بود. پس از سونامی سال 2004 از اولین دانشمندان پزشکیِ قانونی بود که برای کمک به تشخیص هویت اجساد به تایلند سفر کرد. او در سال 2016 موفق به دریافت نشان امپراتوری بریتانیا برای خدماتش در انسانشناسی قانونی شد.
زنده در آتش: جوردانو برونو، گالیله و دادگاه تفتیش عقاید
آلبرتو آ مارتینز
ترجمه: جمیل آریایی
در سال 1600، دادگاه تفتیش عقاید کاتولیکی، جوردانو برونو، فیلسوف و کیهانشناس را به بدعتگذاری متهم کرد و او را در کامپو دوفیوری شهر رُم زنده در آتش سوزاند. تاریخدانان، دانشمندان، و فلاسفه از دیرباز بر این باور بودهاند که عقاید دینی برونو باعث و بانی اعدام او بودهاند و پیوند میان مطالعات او دربارهی سرشت جهان هستی و محاکمهاش را انکار کردهاند. آلبرتو مارتینز، استاد تاریخ علم در دانشگاه آستین تگزاس، در کتاب زنده در آتش با استناد به سند تازهای ادعا میکند که در واقع باورهای کیهانشناختی برونو – از جمله این که ستارگان خورشیدهایی هستند که جهانهای سیارهای چون جهان ما آنها را دور میزنند، و این که زمین حرکت میکند چون روح دارد– از عوامل عمدهی محکومیت وی بودهاند. مارتینز از پیوند میان محاکمات برونو و رویاروییهای دادگاه تفتیش عقاید با گالیله در سالهای 1616 و 1633 میگوید و نشان میدهد که عدهای از همان مفتشین برونو، گالیله را نیز به میز محاکمه کشاندهاند، به ویژه که یکی از این مفتشین شدیدترین انتقادها را در محاکمات گالیله در دادگاه تفتیش عقاید علیه او مطرح کرد و باعث محکومیت گالیله شد. این مفتش اندک زمانی پس از پایان دادگاه گالیله در سال 1633 رسالهای نوشت و در آن گالیله و پیروان کپرنیکی دیگر را از بابت باورهای کیهانشناختیشان محکوم کرد، باورهایی از جمله جهانهای زیادی وجود دارند و زمین حرکت میکند چون روح دارد. این کتاب تاریخ اخترشناسی را به چالش میکشد و دستاوردهای علمی برونو را بر دستاوردهای علمی گالیله مقدم میداند و نشان میدهد که، نه باورهای دینی، بلکه باورهای کیهانشناختی برونو بودند که باعث مرگ وی شدند.
ساختن
نويسنده: تونی فادل
مترجم: رضا حامد
تونی فادل بیش از 30 سال کار خود را در سیلیکون ولی در جنرال مجیک آغاز کرد، تأثیرگذارترین استارتاپی که کسی تا به حال نامش را نشنیده است. سپس به ساخت آیپاد و آیفون ادامه داد، Nest را راهاندازی کرد و ترموستات یادگیری Nest را ساخت. تونی در طول زندگی حرفه ای خود بیش از 300 اختراع ثبت کرده است. او اکنون شرکت سرمایهگذاری و مشاوره بیلد کالکتیو را رهبری میکند، جایی که او مربی نسل بعدی استارتآپهایی است که جهان را تغییر میدهند.
ساعت ساز نابینا
ریچارد داکینز
دكتر محمود بهزاد – شهلا باقری
ساعت ساز نابینا (به انگلیسی: The Blind Watchmaker) با زیرفرنام چرا شواهد فرگشت، نشاندهندهٔ جهان بدون طراح است در سال ۱۹۸۶ به دست ریچارد داوکینز نوشته شد. در این کتاب او توضیحات و استدلالهایی برای فرگشت به وسیلهٔ انتخاب طبیعی عنوان نمودهاست. هچنین بر نقدهایی که بر کتاب قبلیاش «ژن خودخواه» نوشته شده بود پاسخ دادهاست. هر دو کتاب با هدف عمومیترکردن فرگشت ژن-محور نگاشته شدهاند.
نام کتاب به شکلی متاثر از تشبیهی است که کشیش قرن هجدهمی ویلیام پالی به کار برد. تشبیه پالی به طور کلی چنین بود که: حتی اگر شما ندانید که ساعت چیست، طراحی چرخ دندهها و فنرها و طرز چینش آنها در کنار همدیگر برای یک مقصود خاص، شما را وامیدارد که نتیجه بگیرید که «این ساعت باید سازندهای داشته باشد، کسی که آن را به منظوری خاص طراحی کردهاست؛ سازندهای که از سازوکار آن آگاهاست، و کاربردی برای این طراحی داشتهاست». «اگر این نتیجهگیری در مورد یک ساعت ساده درست باشد، پس آیا کاملاً درست نیست که در مورد چشم، گوش، کلیه، مفصل آرنج، و مغز هم گفته شود که طراح هوشمند و هدفمندی دارند؟ این ساختارهای زیبا، پیچیده، ظریف، و آشکارا طراحیشده به مقصود خاص هم باید طراحی، ساعتسازی، داشته باشند - که هماناخداست.
پالی به این طریق برهان نظم را بیان کرد که مورد علاقهٔ خداباوران قرار گرفت. داوکینز در تشبیهی تازه، طراحی انسان و توانایی او در برنامهریزی را با انتخاب طبیعی مقایسه میکند؛ و به این دلیل فرآیند فرگشت را متناظر با ساعتساز نابینا میگیرد.
انتخاب طبیعی یعنی فرآیند ناآگاه، کور و در پایه غیرشانسی که داروین آن را کشف کرد، هیچ هوشی ندارد. اگر بخواهیم بگوییم فرگشت نقش یک ساعتساز را در طبیعت بازی میکند، میتوان گفت آن یک ساعتساز نابینا است.
داوکینز در تکمیل استدلالهای خود، که در واقع انتخاب طبیعی میتواند سازگاریهای پیچیدهٔ ارگانیسمها را توضیح دهد؛ این مسئله را عنوان میکند که میان توانایی به وجود آمدن پیچیدگی از «یک فرآیند سراسر تصادفی»، در مقابل «تصادفی که با انتخاب فزاینده همراه باشد» تفاوت بسیار هست. او این مسئله را با استفاده از برنامه راسو نشان میدهد. سپس انتخاب مصنوعی را در مدل کامپیوتری که با استفاده از برنامهٔ آموزشی پیشرفتهتر ساختهٔ خودش تهیه کرده بود، بهتر نشان داد.
در اواخر کتاب، پس از بحث دربارهٔ توانایی فرگشت برای توضیح دلیل پیچیدگی حیات، داوکینز آن را به عنوان دلیلی بر ضد وجود خدا به کار میبرد. «یک آفریدگار که توانایی نظم بخشیدن به پیچیدگیهای جهان را دارد، و به طور لحظه به لحظه یا با هدایت فرگشت را اداره میکند،... باید خودش در وهلهٔ نخست به شدت پیچیده باشد...» او این اعتقاد را بدیهی پنداشتن پیچیدگی منظم بدون ارائهٔ توضیح و دلیل دانستهاست.
در مقدمهٔ کتاب، داوکینز عنوان کرده که کتاب را «نه تنها به جهت متقاعدکردن خواننده از اینکه جهانبینی داروینی درست است، بلکه از این جهت که تنها نظریهٔ شناخته شدهای است که در اصل قادر به حل مشکل وجود داشتن ماست» نوشتهاست.
ویرایشی جدید از این کتاب در سال ۲۰۰۶ منتشر گشت.
سرآغاز حیات
نويسنده: ديويد ويلسون ديمر
مترجم: اقبال جاسمی
به نظر می رسد که دانشمندان روزی کشف کنند که چگونه حیات می تواند در سیارات قابل سکونت مانند زمین اولیه و مریخ پدید آید.
دیوید دبلیو دیمر در کتاب، راهنمای جامعی درباره منشأ حیات نوشته است که در سه بخش سازماندهی شده است. بخش اول به سوالاتی مانند: اتم های حیات از کجا می آیند؟ زمین چند ساله است؟ زمین قبل از شروع حیات چگونه بود؟ آب از کجا می آید؟ پس از پاسخ به هر سوال، یک پیگیری وجود دارد: چگونه بدانیم؟ این امر افق کتاب را گسترش می دهد و توضیح می دهد که چگونه دانشمندان به نتیجه گیری می رسند و چرا می توانیم به این پاسخ ها اعتماد کنیم. بخش دوم توضیح میدهد که چگونه مولکولهای آلی خاص میتوانند به طور خود به خود در جمعیتهایی از پروتوسلها جمع شوند که میتوانند تحت انتخاب قرار گیرند و به سمت سیستمهای زنده اولیه تکامل یابند. در اینجا دیمر یک مفهوم واقعاً بدیع را پیشنهاد می کند که زندگی در اقیانوس ها آغاز نشده است، بلکه در چشمه های آب گرم آب شیرین در توده های زمین های آتشفشانی شبیه هاوایی امروزی شروع شده است. دانش واقعی فقط آن چیزی نیست که می دانیم، بلکه به همان اندازه مهم چیزهایی است که هنوز نمی دانیم. در بخش سوم، دیمر، پرسشهای مهمی را فهرست میکند که باید به آنها پرداخت تا در نهایت بتوانیم به یک سؤال اساسی زیستشناسی پاسخ دهیم: زندگی چگونه میتواند آغاز شود؟
سرآغازها (زمین چگونه به ما هستی بخشید)
لوئیس دارتنل
مترجمان: سحر یوسفی _ مانی پارسا
در سخن از تاریخ بشر غالباً تمرکز ما بر حیات سیاسی رهبران بزرگ، نیروی جمعیتهای انسانی و جنگهای سرنوشتساز است. اما خود سیارهٔ زمین چگونه سرنوشت ما را تعیین کرد؟ بر اثر زمینساختِ صفحهای بود که در شرق افریقا محیطی پویا و متنوع پدید آمد تا انسان بتواند در آن ببالد و بعدها همین زمینساختِ صفحهای بود که تعیین کرد تمدنهای اولیهمان را در کجا بنا کنیم. عامل اصلی پیشرفت دموکراسی در یونان باستان کوهستانی بودن آن سرزمین بود که حاصل تاریخی چند میلیون ساله و فرایندهای عظیم زمینشناختیست. عامل اصلی پیشرفت در عصر اکتشاف و استعمارگری و رشد تجارت جهانی چیزی نبود جز شناخت آدمی از الگوهای گردش جوّی. حتی امروز، رفتار رأیدهندگان در جنوب شرقی ایالات متحد امریکا بهشکلی بنیادین از الگوی نهشتههای دریایی ۷۵ میلیون ساله تبعیت میکند.
میخواهیم کشف کنیم که زمین چگونه به ما هستی بخشید. تردید نیست که زمین به معنای دقیق کلمه به تکتک ما هستی بخشیده است، درست به همانسان که به تمامی حیات روی سیارۀ زمین هستی بخشیده است. آبی که در تن ماست روزگاری در رود نیل جاری بوده، با بارانهای موسمی بر هند باریده و اقیانوس آرام را درنوردیده است. کربن موجود در مولکلولهای آلی سلولهای ما را گیاهانی که میخوریم از جو استخراج کردهاند. نمک موجود در عرق و اشک ما، کلسیم موجود در استخوانهای ما و آهنی که در خون ماست همه و همه از سایش صخرههای پوستۀ زمین حاصل آمده. زمین برای ما مواد اولیهای را هم که استخراج و فرآوری کردهایم و و سایل و تکنولوژیهایمان را از آنها ساختهایم فراهم آورده است؛ از تبرهای دستی زمخت در دوران پارینهسنگی گرفته تا کامپیوترها و گوشیهای هوشمند امروزی.
سرآغازها تأثیر نفسگیر زمین زیر پایمان را بر شکل تمدنهایمان آشکار میکند، از کاشت نخستین بذرها تا برپایی حکومتهای مدرن.
سرشت قانون فیزیکی
نام نویسنده : ریچارد فاینمن
نام مترجم : جمیل آریایی
ریچارد فیلیپس فاینمن (به انگلیسی: Richard Phillips Feynman) (زاده ۱۱ مه۱۹۱۸، نیویورک - درگذشته ۱۵ فوریه ۱۹۸۸، کالیفرنیا) از تأثیرگذارترین فیزیکدانهای آمریکایی قرن بیستم بود. او در گسترش نظریه الکترودینامیک کوانتومی سهم مهمی داشت و از دانشمندان پروژه منهتن، پروژهای که به ساخت نخستین بمب اتمی انجامید بود. بعدها او یکی از اعضای کمیسیون راجرز بود که از سوی رئیس جمهور ایالات متحده وظیفه بررسی واقعهٔ انفجار فضاپیمای چلنجر را بر عهده داشت. در سال ۱۹۶۵، فاینمن به دلیل پژوهشهایش در زمینه الکترودینامیک کوانتومی، جایزه نوبل فیزیک را به همراه جولیان شووینگر و سینایترو تومونوجا دریافت کرد.
علاوه بر اینها، فاینمن مدرسی تأثیرگذار و نوازندهٔ غیرحرفهای بانگو بود و از بسیاری جهات فردی خاص و آزاداندیش بهشمار میآمد. فاینمن یک مبلغ مشتاق علم بود. در سال ۱۹۵۹ او در سخنرانی مشهور و نوآورانه خود در انجمن فیزیک آمریکا با عنوان «آن پایین فضای بسیاری هست» به بررسی ایدههای که اکنون با نام فناوری نانو شناخته میشوند پرداخت و چشمانداز شگفتانگیزی را که این ایدهها ترسیم میکردند را بررسی کرد.
فاینمن در دوران حیاتش به یکی از مشهورترین دانشمندان جهان تبدیل شد. در سال ۱۹۹۹، در یک نظرخواهی از ۱۳۰ فیزیکدان مطرح از کشورهای مختلف توسط نشریه بریتانیایی "Physics World"، فاینمن به عنوان یکی از ده فیزیکدان برتر تمام اعصار انتخاب شد.
او همچنین به دلیل ماجراجوییهای فراوانش که در کتابهای «حتماً شوخی میکنید آقای فاینمن؟» و «چه اهمیتی میدهید دیگران چه فکری میکنند؟» به تفصیل راجع به آنها صحبت كرده، مشهور است.