گنجنامه (داستانهای گنج نمکی)
ويليام فاكنر
ترجمه: احمد اخوت
لوكاس كه حسابی رفته بود تو نخ دستگاه، حواسش به حرف فروشنده نبود. بالاخره گفت: «ما بايد اون پول و حتما امشب پيدا كنيم. دستگاه از تو، نشون دادن جایی كه بايد بگرديم با من. هرچی پيدا كرديم نصف نصف.» داستانهای گنج نمکی از نظر مضموني دو سويه دارند: سويه اولشان همان موضوع گنج قلابی است، اين كه اصلا دنبال چه می گرديم، گنج كجا بود! سويه دوم ريشه در اين رباعی خيام دارد: آن قصر كه جمشيد در او جام گرفت...
گنگ محل
جان برن سايد
رضا اسكندري آذر
جان برن ساید نویسنده و شاعر اسکاتلندی متولد ۱۹۵۵ است.
ميگويند هر شخصي به زبان مادرياش فکر ميکند. سؤال اينجاست که لال مادرزاد به چه زباني فکر ميکند؟ مطابق با افسانه، اکبرشاه گورکاني فرمان داد کاخي در بياباني دور افتاده بسازند. وي دوازده نوزاد را از سرتاسر امپراتوري جمعآوري کرده، در آن کاخ قرار داد و پرستاري از آنها را به خدمتکاراني خاموش محول کرد، تا از اين طريق به پرسش ديرينه انسان در باب زبان تکلم پاسخ دهد: زبان تکلم فطريست يا اکتسابي؟ اين کاخ گُنگمحل نام گرفت. راوي روانپريش اين رمان، پس از شنيدن افسانه گنگمحل از مادرش، تصميم ميگيرد نسخهي مدرني از گنگمحل بيافريند تا به پاسخ پرسشهايش در باب ماهيت روح برسد.
گهواره سنگی
لوییز دوتی
ترجمه: فرزانه قوجلو
رمان گهوارهٔ سنگی، پس از آتش در تاریکی دومین اثر اوست که به زندگی کولیان میپردازد. دوتی این رمان را برمبنای زندگی خانوادهٔ خودش و توصیف زندگی چهار نسل از منظرهای گوناگون به نگارش درآورده است. گهوارهٔ سنگی تاریخی است گذرا و در عین حال منسجم از اسمیتهای دورهگرد در کمبریج شایر و منطقهٔ فنز طی ۸۵ سال. دوتی در توصیف زندگی کولیان چندان گرفتار احساسات نمیشود، هر چند گاهی این شیوهٔ زندگی که اکنون منسوخ شده افسونش میکند. افسون و زیبایی در این نوع زندگی وجود دارد، اما به همراه سرما و گل و لای، گرسنگی و ستم. دوتی در این رمان موفق شده که تصویری روشن و قانعکننده از پیشداوری ویرانگر پیش روی مخاطب خود بگذارد؛ و داستان برای ما زندگی سه نسل از کولیانی را روایت میکند که در پی انطباق خود با قرنی هستند که دیگر به آنان نیازی ندارد.
میتوان این رمان را داستان زندگی دو زن دانست، مادر و همسر الیجا اسمیت، دو زن که بهرغم همهٔ تفاوتهایشان در یک نکتهٔ اساسی با هم اشتراک دارند. یکی کودکی نامشروع به دنیا میآورد و دیگری خود نامشروع به دنیا آمده. تقابل این دو زن با یک دیگر و تنفری که در رمان به چشم میخورد بیشتر از آنکه زاییدهٔ تفاوتهایشان باشد از سوءتفاهم سرچشمه میگیرد. دوتی با راه یافتن به درون شخصیتهای رمانش به ما میگوید که شاید اگر میتوانستیم به ذهن یکدیگر راه یابیم میشد جهانی زیباتر داشته باشیم یا غیرقابل تحملتر. این دو زن با همهٔ نفرتها و تفاوتهایشان در یک چیز مشترکاند؛ در رنجها و مقاومتشان در برابر سختیها و در ازخودگذشتگیشان. و میتوان در زیر پوستهٔ سفت این تنفر، محبتی دید که ویژگیهای خود را دارد و به همین دلیل درکناشدنی است.
گهواره ی گربه
كورت ونهگات
ترجمه: علی اصغر بهرامی
«كورت وانيگات جونيور» علمي- تخيلي نويس است، اما آنچه بيش از هرچيزي در كارهايش به چشم ميخورد، نگاه انتقادي او به نظام حكومتي امريكا و طنز سياهش براي نشان دادن شرايط جامعهاي است كه در آن زندگي ميكند. در گهوارة گربه همه چيز از جايي شروع ميشود كه نويسندهاي ميخواهد كتابي دربارة وقايع روز پرتاب بمب اتمي بر روي هيروشيما بنويسد و ميخواهد در كتاب بر انسان تأكيد كند نه بر جنبههاي تكنيكي بمب، و در مسير جمعآوري اطلاعات براي اين كتاب است كه امريكاي وانيگات را ميبينيم.
گوبسک رباخوار
اونوره دو بالزاک
ترجمه: محمدجعفر پوینده
در داستان گوبسک به زندگی دختر بیبندوبار باباگوریو و حواشی آن سرک میکشیم، همان باباگورویویی که خود سرگذشتی دارد و یکی از رمانهای مجموعۀ عظیم کمدی انسانی به سوانح او اختصاص یافته است. اما این رمان بالزاک درواقع بهتمامی سرگذشتنامۀ کنتس دو رستو و پسر جوان فقیر اما لایق او نیست که ثروت پدریاش را مادر بیبندوبارش بر باد میدهد. شخصیت اصلی این داستانِ آمیخته به فسون و فسانه پیرمرد عجیب و غریب و رباخواریست به نام گوبسک، که پدر ارنست پیش از مرگ همۀ داراییاش را بدو وامیگذارد، بدین قرار مکتوب که وقتی پسرش به سن بلوغ رسید آن دارایی را بدو منتقل کند. اما ماجرا پیچ و تابی مییابد و دارایی به ارنست منتقل نمیشود و او در فقر گرفتار میشود، و ما در حالی با او آشنا میشویم که دختر ویکنتس دو گرانیلو بدو دل باخته است. اکنون راوی داستان، درویل، وکیل و دوست خانوادگی ویکنتس، داستانی را حکایت میکند که عمیقاً از شخصیت مخوف گوبسک سرشار است: پیرمردی که رباخواری را از باب لذت فکری پیشۀ خود کرده است، نه از باب ثروتاندوزیِ صِرف. گوبسک از حیث شهرت به خساست سرشناستر از باباگراندۀ اوژنی گرانده نیست، اما بیشک خسیسیست اصیلتر و به لحاظ درونی غنیتر که قواعد خاص خود را با منتهای وسواس و دقت رعایت میکند و رباخواری را به مرتبۀ هنر برمیکشد.
گود
مهدی افشارنیک
«گود» روایتِ نفسگیرِ روزگارِ چند نسل است… داستانِ دخترانِ چریک، پسرانِ مدافعِ خرمشهر، مردانی که روحِ بازارِ سنتی تهران بودند یا زنانی که تیمسارهای آنچنانی را نوک انگشت شان میچرخاندند…
«مهدی افشارنیک» در نخستین رمانِ خود سراغِ شکافهایی رفته که از سالهای قبلِ کودتای سال 32 آغاز شد و ادامه پیدا کرد تا همین سالهای نزدیک. باعثِ تولدِ فدایی، چریک، انقلابی، مذهبی و کارگرانِ و بازرایان شد. روحِ تهرانِ سنتی را از آنِ خود کرد و بعد از انقلاب هم جای این آدمها را جورِ دیگری رقم زد. رمان با ریتمی سریع و وقایعی تکاندهنده پیش میرود. در هر فصل ماجرایی انتظارِ خواننده را میکشد و نگرانی مداومِ ریخته شدنِ سقف بازار قدیمی تهران که در کل رمان تکرار میشود. آیا این سقف فرو میریزد؟ آیا مادران و پسران رو در روی هم خواهند ایستاد؟ آیا ردپای تاریخ در خیابانها پاک میشود؟ رمانِ گودتجربهی جدیدی از احضار تاریخ سیاسی است. با حضور انبوه شخصیتهایی که خواسته یا ناخواسته در میانهی این تاریخ نقششان را ایفا میکنند.
گودال پی 💯
آندری پلاتونوف
مترجم: سیدمحمد امیر
رمان «گودال پی» اثر آندری پلاتونوف در اوج اجرای نخستین «برنامهٔ پنجساله» استالین برای صنعتیسازی روسیهٔ شوروی و همزمان با کارزار گستردهٔ جمعیسازی کشاورزی شوروی نوشته شد؛ اثری که آمیزهای ناسازگار و متناقض از آرمانخواهیهای اتوپیایی و نومیدی عمیق را به تصویر میکشد.
افزون بر این، این رمان زمینهای ضروری برای درک هجو پلاتونوف نسبت به رمانهای رسمی و رایجِ شوروی موسوم به رمانهای «تولید» فراهم میکند؛ رمانهایی که معمولاً داستان پیشرفت صنعتی و پیروزی ایدئولوژی سوسیالیستی را روایت میکردند. «گودال پی» امروزه بهطور گسترده یکی از شاهکارهای نثر روسی در قرن بیستم شناخته میشود.
این اثر، علاوه بر ارائهٔ مروری بر مضمونها و درونمایههای اصلی رمان، جایگاه این موضوعات را در مجموعهٔ آثار پلاتونوف بررسی میکند؛ همچنین به رابطهٔ پرتنش و دشوار او با نهادهای رسمی ادبی شوروی، پیشزمینهٔ ایدئولوژیک و سیاسی اثر، و مهمترین واکنشهای انتقادی نسبت به آن از زمان نخستین انتشارش در غرب در سال ۱۹۷۳ میپردازد.
گور به گور 💯
ویلیام فاکنر
مترجم: نجف دریابندری
جان که میدادم (ترجمه شده به گوربهگور در فارسی) (به انگلیسی: As I Lay Dying) رمانی است اثر ویلیام فاکنر نویسنده شهیر آمریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات که نخستین بار در سال ۱۹۳۰ در آمریکا چاپ شد. عنوان کتاب برگرفته از کتاب ششم ادیسه اثر هومر است که در آن آگاممنون خطاب بهاودوسئوس جمله عنوان کتاب یعنی «As I Lay Dying» را به کار میبرد.
…. این رمان را فاکنر در 1930- یک سال پس از (خشم و هیاهو) نوشته است. خود او مدعی بود که نوشتن آن را در ظرف شش هفته- آن هم با کار شبانه، پای کورهی آتش یک نیروگاه محلی – به پایان رسانده و پس از آن هم دستی در آن نبرده است؛ ولی ساختمان داستان و ظرافت پیوندهای آن چنان است که خواننده گمان میکند باید بیش از اینها وقت و (عرق ریزی روح) صرف پروراندن آن شده باشد. در هر حال، این رمان را بسیاری از منتقدان سادهترین و در عین حال کاملترین رمان فاکنر میدانند. برخی حتی آن را شاهکار او نامیدهاند. آنچه مسلم است، این رمان همیشه مدخل خوبی به دنیای شگفت و پر آشوب داستانهای فاکنر به شمار رفته است؛ اگرچه در مورد همین رمان هم باید گفت که سادگی آن تا حدی فریبنده است و دقایق آن غالباً در نگاه اول آشکار نمی شود.
گورستان داستان های ناگفته
نويسنده : خوليا آلوارز
مترجم : ايمان رهبر
نماد ادبی و رماننویس بزرگ آمریکایی، خولیا آلوارز، نویسندهی پرفروش آثاری چون در زمان پروانهها و چگونه دختران گارسیا لهجهشان را از دست دادند، با رمانی درخشان دربارهی قدرت روایت بازمیگردد؛ رمانی که مانند یک اثر کلاسیک فوری میخواند.
«تنها یک کیمیاگر دانا و مطمئن مانند آلوارز میتواند عناصر فولکلور و طعم واقعگرایی جادویی را در کنار نثر مدرن خود بیامیزد و همه را هماهنگ و زنده کند… زنده، شاد، اغلب شوخطبع و گهگاه غمانگیز و سوگواریآمیز.» — لوییس آلبرتو اورئا، بررسی کتاب نیویورک تایمز
«جذاب و نوشتهشده با نثری بازیگوش و شفاف، این رمان دوستی، عشق، پیوند خواهرانه، زندگی میان فرهنگها و اینکه چگونه انسانها میتوانند تحت تأثیر کارهای نیمهتمام خود قرار گیرند را بررسی میکند… سرگرمکننده و دلگرمکننده.» — گابینو ایگلسیاس، بوستون گلوب
این کتاب به عنوان یکی از آثار بسیار مورد انتظار توسط نیویورک تایمز، واشینگتن پست، Today.com، Goodreads، B&N Reads، Literary Hub، HipLatina، BookPage، BBC.com، Zibby Mag و دیگر رسانهها معرفی شده است.
آلما کروز، نویسندهی مشهور در قلب داستان گورستان داستانهای ناگفته، نمیخواهد مانند دوستش شود؛ نویسندهای که سالها برای پایان دادن به یک کتاب تلاش کرد و این تلاش عقل او را تهدید میکرد. بنابراین وقتی آلما میراث یک قطعه زمین کوچک در جمهوری دومینیکن، زادگاهش، را دریافت میکند، ایدهای زیبا به ذهنش میرسد: تبدیل آن زمین به مکانی برای دفن داستانهای ناگفتهاش—بهصورت واقعی. او یک گورستان برای پیشنویسهای کتاب و شخصیتهایی ایجاد میکند که تلاش کرده بود زندگی آنها را زنده کند اما موفق نشده و هنوز ذهن او را تسخیر میکنند.
آلما میخواهد شخصیتهایش در آرامش باشند، اما آنها ایدههای دیگری دارند و به زودی شروع به سرپیچی از نویسنده میکنند: با او سخن میگویند و پشت سرش با یکدیگر حرف میزنند و خودشان را بازنویسی و اصلاح میکنند. فیلومنا، زن محلی که به عنوان نگهبان زمین استخدام شده، شنوندهای همدل برای داستانهای مخفی شخصیتهای آلما میشود. در میان آنها، بینویدا، همسر رافائل تروخیلو، دیکتاتور سابق، که از تاریخ رسمی حذف شده، و مانوئل کروز، پزشکی که در مقاومت زیرزمینی جمهوری دومینیکن مبارزه کرده و به ایالات متحده فرار کرده، دیده میشوند.
گورستان داستانهای ناگفته میپرسد: کدام داستانها باید روایت شوند و کدامها دفن شوند؟ در نهایت، آلما معنایی را که او و شخصیتهایش در جستجوی آن بودند، در زندگی جاودانهی داستانها مییابد. جولیا آلوارز به ما یادآوری میکند که داستانهای زندگی ما هرگز واقعاً پایان نمییابند، حتی در پایان.
گورستان کتابهای فراموش شده (مجموعه ۵ جلدی)
نويسنده: كارلوس روئيث ثافون
مترجم: علی صنعوی
داستان «زندانی آسمان» در بارسلون سال ۱۹۵۷، حدود دو سال پس از وقایع کتاب «سایهی باد» میگذرد. ایام کریسمس است و خانوادهی سمپره با وجود رونق کم بازار فروش کتاب و فضای بیروح جامعهی فرانکوزدهی اسپانیا دلایل خود را برای شاد بودن در آغاز سال نو دارند: اضافه شدن کودکی به نام خولیَن به جمع کوچک خانوادگی آنان و نیز ازدواج قریبالوقوع دوست و همکارشان رومِرو دِتورس. اما در این میان ورود مردی غریبه و مرموز به کتابفروشی و تقاضای عجیب او و فاش شدن رازهایی مهیب که بهمدت دو دهه در گذشتهی تاریک شهر خفتهاند، همهچیز را تحتالشعاع خود قرار میدهد. ثافون در رمان زندانی آسمان مقدمهای رازآمیز فراهم میکند تا ذهن خواننده را برای ورود به فضای دگرگون و غیرقابل تصور جلد چهارم و نهایی مجموعهی «گورستان کتابهای فراموششده» آماده کند. رمان «هزارتوی ارواح» قسمت چهارم از چهارگانهی «گورستان کتابهای فراموششده» است. در جلد پایانی گورستان کتابهای فراموششده (مجلد اول و دوم) آلیسیا گریس زیبا و رازآلود با کمک خانوادهی سمپره و البته فرمین دوستداشتنی یکی از تکاندهندهترین توطئههای تاریخ اسپانیا را آشکار میکند. کارلوس روئیث ثافون در جلد چهارم گورستان کتابهای فراموششده که بهدلیل حجم زیاد در دو مجلد در اختیار مخاطب فارسیزبان قرار گرفته است با قدرتی بسیار سهمناکتر از سه جلد پیشین (سایهی باد، بازی فرشته و زندانی آسمان) ثابت میکند که حتی با نویسندهای چیرهدستتر از نویسندهی سه جلد قبلی روبروییم. او در خداحافظی باشکوهش از دنیای واقعی به دنیای کتابها، به آفرینش مبتکرانهی گورستان کتابهای فراموششده، به همهی آزاداندیشان، و سرانجام به پل جادویی بین ادبیات و زندگی ما ادای احترام میکند.
گوشت لطیف است (مناقصه ی گوشت)
آگوستینا بازتریکا
ترجمه: سمانه تیموریان
« گوشت لطیف است» رمانی دیستوپیایی است که در اصل به زبان اسپانیایی توسط آگوستینا بازتریکا نوشته شده و توسط سارا موزس به انگلیسی ترجمه شده است. این رمان به بررسی یک سوال جذاب می پردازد: چه می شد اگر دیگر نمی توانستیم حیوانات را بخوریم؟ اگر یک ویروس تمام حیوانات روی زمین را آلوده کند و آن ویروس برای انسان کشنده باشد چه؟ نتیجه این جامعه ای است که همه حیوانات را اعدام کرد. انسان ها شروع به خوردن یکدیگر کردند و بازار اقتصادی جدیدی ایجاد شد. مارکوس، شخصیت اصلی، در یک کشتارگاه کار می کند و برای کمک به پدرش که مبتلا به زوال عقل است، پول در می آورد...