قلعه اوترانتو
نام نویسنده : هوراس والپول
نام مترجم : کاوه میر عباسی
ادبیات گوتیک (گاهی اوقات وحشت گوتیک نیز نامیده میشود) ژانری از ادبیات است که از ترکیب وحشت و مضامین عاشقانه به وجود آمده است. به طور کلی باور بر این است که یک نویسنده انگلیسی به نام هوراس والپول اولین بار در سال ۱۷۶۴ با رمان قلعه اوترانتو این سبک را معرفی کرده است.
موضوعات به کار رفته در این سبک بر اساس وحشت، عاشقانه و ملودرام دستهبندی میشوند. ادبیات گوتیک رابطه بسیار نزدیکی با معماری گوتیک دارد.
در این ژانر ادبی توصیف ساختمانهای بلند به سبک گوتیک، قلعهها، صومعهها و بناهای قدیمی و مخروبه نقش زیادی دارد. این شیفتگی باعث شده است که نوعی از معماری، هنر، شعر (مانند شاعران قبرستان) و حتی سبک باغبانی از موج اول رمان نویسی گوتیک الهام بگیرد. به عنوان مثال هوراس والپول که رمان قلعه اوترانتو وی را اولین رمان عاشقانه گوتیک می دانند خانه خود (Strawberry Hill) را به سبک معماری گوتیک قرون وسطی ایجاد کرد.
قلعه اوترانتو
نام نویسنده : هوراس والپول
نام مترجم : مهرداد وثوقی
ادبیات گوتیک (گاهی اوقات وحشت گوتیک نیز نامیده میشود) ژانری از ادبیات است که از ترکیب وحشت و مضامین عاشقانه به وجود آمده است. به طور کلی باور بر این است که یک نویسنده انگلیسی به نام هوراس والپول اولین بار در سال ۱۷۶۴ با رمان قلعه اوترانتو این سبک را معرفی کرده است.
موضوعات به کار رفته در این سبک بر اساس وحشت، عاشقانه و ملودرام دستهبندی میشوند. ادبیات گوتیک رابطه بسیار نزدیکی با معماری گوتیک دارد.
در این ژانر ادبی توصیف ساختمانهای بلند به سبک گوتیک، قلعهها، صومعهها و بناهای قدیمی و مخروبه نقش زیادی دارد. این شیفتگی باعث شده است که نوعی از معماری، هنر، شعر (مانند شاعران قبرستان) و حتی سبک باغبانی از موج اول رمان نویسی گوتیک الهام بگیرد. به عنوان مثال هوراس والپول که رمان قلعه اوترانتو وی را اولین رمان عاشقانه گوتیک می دانند خانه خود (Strawberry Hill) را به سبک معماری گوتیک قرون وسطی ایجاد کرد.
قلعه حیوانات
-
نويسنده : جورج اورول
- مترجم : امير اميرشاهي
«قلعه حيوانات» ماجراي حيواناتي است كه در يك مزرعه، كنار هم زندگي ميكنند. «ارباب جونز» صاحب مزرعه، هريك از حيوانات را به نوعي تحت ستم و استثمار خويش دارد؛ بهنحويكه سرانجام حيوانات در جريان يك شورش، او را از مزرعه بيرون كرده و اداره امور را خود به دست ميگيرند. جامعه جديدي كه ايجاد ميشود ايدهآلهاي بزرگي دارد كه هدف آن بهبود شرايط زندگي حيوانات است. مهمترين قانون اين مزرعه برابر بودن همه حيوانات است. اين داستان در ادامه توصيف ميكند كه چگونه ايدهآلها به تدريج ناپديد ميشوند و چه حوادثي در پي آن بهوقوع ميپيوندد.
مخاطب اصلي جورج اورول در مزرعه حيوانات حكومت ـ كمونيستي شوروي سابق و نمودار شخصيتهاي صحنه داستان همان سردمداران حكومت در سالهاي 1930 تا 1950 بودند ولي در واقع نيش تيزقلم او تمامي ديكتاتورهايي را مورد حمله قرار ميدهد كه چه پيش از آن بودهاند و چه در حال حاضر وجود دارند و چه در آينده خواهند آمد. ديكتاتورهاي مورد حمله ارول جغرافياي خاصي ندارند و آنها را ميتوان در جايجاي جغرافياي امروز و لابهلاي صفحات تاريخ يافت.
قلعه مالویل
روبر مرل
ترجمه: محمد قاضی
امانوئل یکی از زمین داران بزرگ روستایی در کشور فرانسه است. روزی او به همراه تعدادی از دوستان و خدمتکاران خود در سرداب در حال شراب گیری است که ناگهان صدای انفجار شدیدی بلند شده و گرمای بسیار زیادی آنها را احاطه می کند. بعد از عادی شدن اوضاع، آنها از سرداب خارج می شوند و متوجه می شوند که در اثر انفجار چیزی شبیه به بمب، دنیا نابود شده و تنها مکان ها و انسان های محدودی باقی مانده اند . داستان با این ماجرا شروع می شود. بشر با تمام اطلاعات امروز در حالی که تمامی امکانات امروز از او گرفته شده چگونه به بقا ادامه خواهد داد؟ چگونه احتیاجات جسمانی و روحانی خود را مرتفع می کند؟ چه تصمیمی خواهد گرفت و دنیا به چه سمتی خواهد رفت؟
قلمرو این عالم
آلخو کارپانتیه
کاوه میرعباسی (مترجم)
آلخو كارپانتيه در اين رمان كوتاه، با درآميختن واقعيت و خيالبافيهاي خرافي، رويدادهاي «سن دومينگو» در پايان سدهي هجدهم و آغاز سدهي نوزدهم را روايت ميكند: شورش بردگان، دوران فرمانروايي ژنرال لوكلر، شوهر پولين بوناپارت، خواهر دلرباي ناپلئون، سلطنت حيرتانگيزآنري كريستوف، اولين و آخرين پادشاه سياه پوست تائيتي و .... اين اثر گذشته از جذابيتهاي شاعرانه و تكنيكهاي روايي درخشانش، تاملي است اخلاقي و ژرف در باب ماهيت قدرت. پيشگفتار «قلمرو اين عالم» اهميتي همپاي خود رمان دارد زيرا نخستين نوشتار نظري دربارهي رئاليسم جادويي قلمداد ميشود.
انقلاب هائیتی (۱۷۹۱–۱۸۰۴) یک شورش بردگان در مستعمره سن-دومینگفرانسه بود که منجر به الغای بردهداری در آنجا و تأسیس هائیتی شد. انقلاب هائیتی تنها شورش بردگان بود که منجر به تأسیس یک کشور مستقل شد. علاوه بر این عموماً این انقلاب موفقترین شورش بردگان و از لحظات تعیین کننده در تاریخهای اروپا و قارهٔ آمریکا تلقی میشود. این شورش با قیام بردههایسیاهپوست آفریقایی در آوریل ۱۹۷۱ شروع شد ۱۷۹۱. در نوامبر ۱۸۰۳ با شکست ارتش فرانسه در نبرد ورتیر پایان یافت. هائیتی در ۱ ژانویه ۱۸۰۴کشوری مستقل شد و ژان-ژاک دسالینه از سوی شورای ژنرالها به عنوان فرماندار-ژنرال برگزیده شد. او دستور کشتار اقلیت سفیدپوست هائیتی را در سال ۱۸۰۴ داد که منجر به مرگ بین ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ نفر بین فوریه و آوریل ۱۸۰۴ شد.

قلمرو سعدی
نام نویسنده : علی دشتی
« در قلمرو سعدی» را که بخوانید فقط چیزهایی درباره فکر و اندیشه سعدی دستگیرتان نمیشود بلکه با روشی آشنا میشوید که چطور بتوانید وارد قلمرو زبان و فکر شاعر شوید. این کتاب به ما یاد میدهد که چطور میشود از میان این همه شعر و نثر، دریچهای گشود و به عالم شاعر راه یافت. دشتی عین این شیوه را در مواجهه با حافظ خاقانی، عطار و خیام هم به کار برده و انصافا کتابهای بینظیری درباره هر یک به رشته تحریر درآورده.به این شیوه منتقدانه و عالمانه و تا حدودی متجددانه باید تسلط نویسنده بر ادبیات فارسی و نثر زیبا و پاکیزه او را هم به حساب بیاوریم. اینجا حقیقتا از آن مصداقهایی است که حافظ گفت: « چون جمع شد معانی، گوی بیان توان زد».
قلمرو وحشت (مجموعه کامل داستانهای کوتاه هولناک و به یاد ماندنی- جلد اول) مجموعه داستان
- نام نویسنده : آمبروس بیرس
- نام مترجم : پرویز همتیان بروجنی
آمبروز گوینت بیرس (به انگلیسی: Ambrose Gwinnett Bierce) (زادهٔ ۲۴ ژوئن ۱۸۴۲ - درگذشته ۱۹۱۴ یا پس از آن) روزنامهنگار، نویسنده، ویراستار و داستاننویس آمریکایی بود. بیشتر نامداری او به دلیل نگارش کتاب فرهنگ شیطان یا دائرةالمعارف شیطان و داستان حادثهای در پل اول کریک است. او پیرو مکتب رئالیسم ادبی بود و با دیدی طعنهآمیز به رخدادها مینگریست.
او قلم تندی داشت از این رو بدو لقب بیرس تلخ را داده بودند.
اين گفته موثق كه بسياري بر آن مهر تاييد نهادهاند و هيچ انسان با خرد و فهميدهاي آن را رد نميكند كه چشمان افعي چنان جاذبهاي دارد كه هر كس در دام آنها بيفتد، عليرغم ميل خويش به سوي افعي كشيده ميشود تا مذبوحانه با نيش وي هلاك شود...
قلندر و قلعه
یحیی یثربی
شهابالدین سُهرِوَردی در سال ۵۴۹ هجری قمری / ۱۱۵۴ میلادی در دهکدهٔ سهرورد زنجان متولد شد. وی تحصیلات مقدماتی را که شامل حکمت، منطق و اصول فقه بود نزد مجدالدین جیلی استادِ فخر رازی در مراغه آموخت و در علوم حکمی و فلسفی سرآمد شد و با ذکاوت ذهن و نیکاندیشی که داشت بر بسیاری از علوم اطلاع یافت.
سهروردی بعد از آن به اصفهان، که در آن زمان مهمترین مرکز علمی و فکری در سرتاسر ایران بود، رفت و تحصیلات صوری خود را در محضر ظهیرالدین قاری به نهایت رسانید. در گزارشها معروف است که یکی از همدرسان وی، فخرالدین رازی، که از بزرگترین مخالفان فلسفه بود، چون چندی بعد از آن زمان، و بعد از مرگ سهروردی، نسخهای از کتاب تلویحات وی را به او دادند آن را بوسید و به یادِ همدرس قدیمش در مراغه اشک ریخت.
سهروردی پس از پایان تحصیلات رسمی، به سفر در داخل ایران پرداخت، و از بسیاری از مشایخ تصوف دیدن کرد. در واقع، در همین دوره بود که سهروردی شیفته راه تصوف گشت و دورههای درازی را به اعتکاف و عبادت و تفکر گذراند. او همچنین سفرهایش را گسترش داد و به آناتولی و شامات رسید، و چنانکه از گزارشها برمیآید، مناظر شام در سوریه کنونی او را بسیار مجذوب خود نمود. در یکی از سفرها از دمشق به حلب رفت و در آنجا با ملک ظاهر پسر صلاح الدین ایوبی (سردار معروف مسلمانان در جنگهای صلیبی) دیدار کرد. ملک ظاهر که محبت شدیدی نسبت به صوفیان و دانشمندان داشت، مجذوب این حکیم جوان شد و از وی خواست که در دربار وی در حلب ماندگار شود. سهروردی نیز که عشق شدیدی نسبت به مناظر آن دیار داشت، شادمانه پیشنهاد ملک ظاهر را پذیرفت و در دربار او ماند. در همین شهر حلب بود که وی کار بزرگ خویش، یعنی، حکمةالاشراق را به پایان برد.
اما سخن گفتنهای بیپرده و بیاحتیاط بودن وی در بیان معتقدات باطنی در برابر همگان، و زیرکی و هوشمندی فراوان وی که سبب آن میشد که با هر کس بحث کند، بر وی پیروز شود، و نیز استادی وی در فلسفه و تصوف، از عواملی بود که دشمنان فراوانی مخصوصاً از میان علمای قشری برای سهروردی فراهم آورد.
سرانجام به دستاویز آن که وی سخنانی برخلاف اصول دین میگوید، از ملک ظاهر خواستند که او را به قتل برساند، و چون وی از اجابت خواسته آنها خودداری کرد، به صلاح الدین ایوبی شکایت بردند. متعصبان او را به الحاد متهم کردند و علمای حلب خون او را مباح شمردند (اتهام او معاندت با شرایع آسمانی اعلام شد).
صلاحالدین که به تازگی سوریه را از دست صلیبیان بیرون آورده بود و برای حفظ اعتبار خود به تأیید علمای دین احتیاج داشت، ناچار در برابر درخواست ایشان تسلیم شد.
به همین دلیل، پسرش ملک ظاهر تحت فشار قرار گرفت و ناگزیر سهروردی را در ۵ رجب ۵۸۷ هجری قمری به زندان افکند و شیخ همانجا از دنیا رفت. وی در هنگام مرگ، ۳۸ سال داشت و مزار ایشان در مسجد امام سهروردی شهر حلب است. علت مستقیم وفات وی معلوم نیست (البته مشهور آن است که سهروردی را در پوست الاغ سوزاندند).
شمس تبریزی (۵۸۲ –۶۴۵ هجری قمری) معاصر شهابالدین یحیی سهروردی (۵۴۹–۵۸۷ هجری قمری) دلیل و روایتی دیگر از قتل او در مقالات به دست داده، ملک ظاهر به سهروردی میگوید تو چه دانی که لشکر چه باشد؟
آن روز با او صفت لشکر میکرد؛ ملک ظاهر گفت: تو چه دانی لشکر چه باشد؟ نظر کرد بالا و زیر لشکرها دید ایستاده، شمشیرهای برهنه کشیده، اشخاص با هیبت در و بام و صحن و دهلیز پر، برجست و در خزینه رفت. تأثیر آتش در دل بود که قصد او کرد پیش از تفحص.
کینه شهاب به دنبال نمایاندن واقعه و در خزینه شدن ملک ظاهر در دلش بوده و همچنین حسد حسودان، گفتند: پیش فلان ملک نامه بنویس به اتفاق تا در منجنیق نهیم. چون نامه بخواند دستار فروگرفت. سَرَکَش ببریدند. در حال پشیمان شد، بر وی ظاهر شد مکر دشمنان. او را خود لقب ملک ظاهر گفتندی. فرمودشان تا چو سگ خون او را بلیسیدند. دو و سه از ایشان بکشت که شما انگیختید.
قمار خدایان (پانزده سگ)
آندره الکسیس
نیلوفر رحمانیان
داستان کتاب قمار خدایان از آنجا آغاز میشود که آپولو و هرمس با یکدیگر بر سر اینکه اگر حیوانات دارای شعور بشر میشدند زندگی به مراتب افسردهتر و دردناکتری را (نسبت به انسانها) تجربه میکردند شرط بندی میکنند.
در ادامه آنها به یک گروه از سگها که در کلینیکی از آنها نگهداری میشد هوش و توانایی سخن گفتن اعطا میکنند. سگها بعد از این واقعه به راحتی از کلینیک میگریزند و در مکانی دست به تشکیل جامعه میزنند.
در ادامه داستان رفتهرفته در وجود هریک از سگها شخصیتهای خاص انسانی و اجتماعی شکلمیگیرد. به عنوان مثال یکی از آنها نقش رهبر را به عهده میگیرد و دو تن از آنها کارگر میشوند و یکی دیگر (پرنس) سعی میکند تا شاعر شود. و در طول داستان آنها موفق میشوند که زبان مخصوص خود را درست کنند و با کمک پرنس واژههای جدیدی را ابداع کرده و استفاده کنند.
در واقع آندره الکسیس در کتاب قمار خدایان قصد دارد که مزایا و معایب هوش انسان را بررسی کند و روایت داستان سگها و مشکلاتی که برای آنها پیشمیآید قصد دارد تا این مهم را به تصویر بکشد.
قمارباز
فیودور داستایوسکی
ترجمه: سروش حبیبی
رمان دربرگیرنده مناسبات و روابطی است که تمامی انسانها در زندگی روزمره با آن مواجه هستند و مشغلهٔ شخصیتهای داستان نیز از نوع مشغلههای ذهنی تمامی انسانها است. دغدغههایی همچون عشق، ثروت، شهرت و… بدین ترتیب ما با یک روایت کاملاً رئال مواجه هستیم. زندگی در نظر داستایوفسکی همچون یک بازی قمار است که انسان در آن هست تا فقط انتخاب کنی و گردانه را بچرخانی، و اینکه «این انتخاب آیا موفقیت و پیروزی دربردارد یا خیر؟» چیزی فرای دستان قدرت بشریت است. نکته جالب و ظریفی که در قمارباز داستایوفسکی به چشم میخورد همزمانی اتفاقات و رویدادهای غافلگیرکننده داستان با خارج شدن از قمارخانه است. یعنی تمام اتفاقات که داستان را میبافند زمانی رخ میدهد که یکی از شخصیتها ی داستان از بازی قمار فارغ شده و در حال بازگشت از قمار خانه به مسافرخانه هستند. بطوریکه گویی آنان به هنگام وارد شدن به قمارخانه گردونهٔ زندگی را به حرکت درمیآورند و هر بار بر روی عددی – شرایطی- خاص نشانهٔ گردونه میایستد و چگونگی ادامه زندگی شان را رقم میزند.
قمارباز (با نه تفسیر)
فیودار داستایفسکی
ترجمه: حمیدرضا آتش برآب
قمارباز یکی از آثار درخور و ممتاز داستایوفسکی است که در سن ۴۵ سالگی وی، تنها در مدت ۲۶ روزنگاشته شدهاست. داستان رمان ماجرای خانوادهای روس است که بر اثر تحولات و بیلیاقتیها ثروت انبوه خود را از دست داده و مجبور به مهاجرت به کشور دیگری شدهاند. راوی داستان که معلم فرزندان این خانواده است داستان را در حالی روایت میکند که یا از قمارخانه برگشته است یا در راه قمارخانه است. وی که به شانس خودش در قمار اعتقاد راسخ دارد مدام در اندیشه قمار است و آن را تنها راه محقق شدن خواستههایش میداند.
قهرمان
نویسنده: برنارد مالامود
مترجم: شیما الهی
رمان کلاسیک (و مبنایی برای فیلم تحسین شده با بازی رابرت ردفورد)
رمان قهرمان، اولین رمان برنارد مالامود، که در سال 1952 منتشر شد، همچنین اولین – و برخی می گویند هنوز بهترین – رمانی است که در مورد بیسبال نوشته شده است.
برنارد مالامود در سال ۱۹۱۴ در بروکلین و در خانوادهای یهودی متولد شد. او ۸ رمان و ۶۵ داستان کوتاه نوشت و در سال ۱۹۹۷ داستانهایش را در یک مجموعه ۶۲۹ صفحهای به چاپ رساند. وی در ۳۷ سال زندگی هنری خود، برنده جایزه ملی آمریکا شد و جوایز متعدد دیگری از جمله جایزه پولیتزر و مدال طلایی را برای یک عمر دستاورد هنری از سوی آکادمی ملی هنر و ادبیات دریافت کرد. «استعداد طبیعی» و «کارساز» عناوین مهمترین رمانهای وی است. رمان دیگری از وی با عنوان «دلال» که در سال ۱۹۶۶ منتشر شد توانست جایزه پولیتزر و جایزه ملی کتاب آمریکا را به خود اختصاص دهد.
وی در ۱۸ مارس ۱۹۸۶ در ۷۱ سالگی درگذشت.
قهرمان ایرانشهر (داستان زندگی و دلاوری های یعقوب لیث صفاری)
شین پرتو
آغاز داستان:
یعقوب جوان در دکان مسگری خود و برادرانش کار می کرد. پارچه مس گداخته ای را که چون خورشید سرخ و برافروخته بود با دو گازانبر بزرگ محکم گرفته بود و می گردانید. شش مرد توانا که دو تن از آنها برادران یعقوب بودند، با چکشهای بزرگ، یکی پس از دیگری فرود آورده و روی مس گداخته می نواختند. صدای چکش ها پشت سر هم وزین، منظم و خوش آهنگ بود. گویی نظم و هماهنگی صداها شکیبایی و کار و حوصله شان را زیاد می کرد. عرق از چهره و پیشانی و سینه های لختشان می چکید. بازوهای توانا، سینه های پر پشم، صورتهای کشیده و سرخ رنگ، دیدگان کارگران نجیبی که جز عشق کار، برق دلاوری در آنها می درخشید، نشانه مردانی خوب و شرافتمند بود و صدای تق تق تق تکرار می شد...
قهرمان عصر ما
نام نویسنده : ماریو بارگاسیوسا
نام مترجم : خجسته کیهان
برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات
داستانی دربارهٔ دو شهر ــ پیورا و لیما ــ که در پی رسوایی لرزیدهاند، و پیوندهای در حال فروپاشی وفاداری میان نسلها.
رمان برندهٔ نوبل، اثر ماریو بارگاس یوسا، دو شخصیت جذاب را دنبال میکند که سرنوشتشان برای تلاقی با یکدیگر رقم خورده است: فیلیسیتو یاناکه، مردی منظم و دوستداشتنی و صاحب یک کسبوکار کوچک در پیورا، پرو، که ناگهان قربانی اخاذی میشود؛ و ایسمائل کاررا، مالک موفق یک شرکت بیمه در لیما، که نقشهای میچیند تا از دو پسر تنبلی که خواهان مرگ او هستند، انتقام بگیرد.
فیلیسیتو و ایسمائل، هر یک به شیوهٔ خود، شورشیانی آرام و باوقارند: مردانی شرافتمند که در تلاشاند کنترل سرنوشت خود را به دست گیرند، در حالی که در فضای اجتماعی و سیاسی پیرامونشان همه چیز از پیش تعیینشده و تغییرناپذیر به نظر میرسد. آنان هرگز نگهبانان قانونشکن یا قهرمانهای عدالتطلب نیستند، اما هر کدام مصمماند مطابق آرمانها و خواستههای شخصی خویش زندگی کنند ــ و این یعنی برخاستن قاطعانه از سطح حقارت و ریزبینی محیط اطرافشان.
قهرمان گمنام همچنین فرصتی است برای دیدار دوباره با برخی از شخصیتهای محبوب ما از رمانهای پیشین بارگاس یوسا: گروهبان لیتوما، دن ریگوبرتو، دونیا لوکرثیا و فونچیتو همگی در پرویی آباد اینجا حضور دارند. بارگاس یوسا پیورا و لیما را با زندهدلی تصویر میکند ــ و این شهرها نه تنها مکانهایی فیزیکی، بلکه قلمروهایی در تخیل میشوند که با شخصیتهای پرجنبوجوش او جان گرفتهاند.
قهرمان عصر ما 💯
میخائیل لرمانتف
ترجمه: میترا نظریان
«قهرمان عصر ما» اثر برجسته نویسنده روس، میخائیل لرمانتف، نخستین بار در سال ۱۸۳۹ منتشر شد. این رمان را اغلب یکی از نخستین نمونههای رمان روانشناختی در ادبیات روسیه میدانند؛ اثری که به کاوش در موضوعاتی چون اگزیستانسیالیسم، اخلاق، و پیچیدگیهای سرشت انسان میپردازد.
روایت داستان از زبان راویای بینام پیش میرود که زندگی و تجربههای گریگوری پچورین، افسری سرخورده و بدبین در منطقه قفقاز، را بازگو میکند. رمان روابط پرتنش و آشفته پچورین، بهویژه با زنان، را بررسی میکند و همزمان کشمکشهای او با جامعه و نیز بحران هویت درونیاش را به تصویر میکشد.
داستان در پسزمینه کوهستانهای خشن و باشکوه قفقاز جریان دارد و با واکاوی شخصیت پچورین، مردی را نشان میدهد که پیوسته میان جذابیت و سنگدلی، بیاعتنایی و شور، و انفعال و هیجان در نوسان است. لرمانتف از خلال روایتهای گوناگون، از جمله ماجراهای عاشقانه و دوئلهای پچورین، آرمانهای رمانتیک درباره قهرمانی را به نقد میکشد و انتظاراتی را که جامعه از افراد دارد زیر سؤال میبرد.
مضامینی همچون عشق، حسادت، تقدیر و سرنوشت، بهگونهای ظریف در مسیر زندگی پچورین تنیده شدهاند و این رمان را به تأملی ژرف درباره مفهوم «قهرمان» در جامعهای بدل میکنند که در حال دگرگونی سریع است.
«قهرمان عصر ما» همچنان یکی از مهمترین آثار ادبیات روسیه به شمار میآید؛ رمانی که مبارزه انسان با شرایط بیرونی، تناقضهای درونی شخصیت، و پیچیدگی رفتار بشر را با نگاهی روانشناختی و فلسفی بررسی میکند و خواننده را به اندیشیدن درباره این پرسش بنیادین فرامیخواند که قهرمان واقعی بودن، در حقیقت، به چه معناست؟
قهرمان عصر ما 💯
لرمانتف
ترجمه: مهری آهی
«قهرمان عصر ما» رمانی است نوشتهٔ نویسندهٔ روس، میخائیل لرمانتف. این اثر نخستین بار در سال ۱۸۴۰ منتشر شد و از مهمترین آثار بنیانگذار ادبیات کلاسیک روسیه به شمار میآید. این رمان را معمولاً یکی از شاهکارهای رمانتیسم روسی و پیشگام مضامین روانشناختی و اگزیستانسیالیستی میدانند؛ مضامینی که بعدها در ادبیات روسیه جایگاهی برجسته یافتند.
شخصیت اصلی رمان، گریگوری پچورین، شخصیتی پیچیده، رازآلود و چندلایه است که نمونهٔ کامل الگوی «انسان زائد» به شمار میرود؛ گونهای از شخصیت که در ادبیات روسیهٔ قرن نوزدهم بارها تکرار شد. انسان زائد معمولاً فردی سرخورده، بیحوصله و بیگانه با جامعه است که هنجارهای اجتماعی را نمیپذیرد و در یافتن معنا، هدف و جایگاه خود در زندگی ناکام میماند.
پچورین به صورت افسری جوان، جذاب، باهوش و بدبین در ارتش روسیه به تصویر کشیده شده است. رمان ماجراهای او و روابط عاشقانه و عاطفیاش را دنبال میکند و در خلال آن، کشمکشهای درونی، تردیدها، احساس پوچی و نوعی بیگانگی وجودی او را آشکار میسازد. اثر لرمانتف اغلب به عنوان نقدی بر ارزشها و قراردادهای اجتماعی روسیهٔ آن دوران، و نیز کاوشی در تأثیر جنبش رمانتیسم بر ادبیات روسیه، مورد توجه قرار گرفته است.
میخائیل یوریِویچ لرمانتف (۱۸۱۴–۱۸۴۱) نویسنده، شاعر و نقاش برجستهٔ روس و از چهرههای اصلی جنبش رمانتیسم روسی بود. او را گاه «شاعر قفقاز» مینامند و پس از مرگ الکساندر پوشکین در سال ۱۸۳۷، مهمترین شاعر روسیه و برجستهترین نمایندهٔ رمانتیسم روسی به شمار میآید. تأثیر او بر ادبیات روسیه تا امروز همچنان پابرجاست؛ نه تنها از رهگذر اشعارش، بلکه از طریق آثار منثورش که پایهگذار سنت رمان روانشناختی روسی شدند.