قهرمانان و گورها
ارنستو ساباتو
مترجم: مصطفی مفیدی
قهوه سرد آقای نویسنده
روزبه معین
روزبه معین ، نویسنده ، رمان نویس، نمایش نامه نویس، و کارتونیست اهل ایران است. او فعالیت حرفه ای خود را با نوشتن نمایشنامه آغاز کرد و سپس به نوشتن رمان روی آورد.
اولین رمان روزبه معین به نام « قهوه سرد آقای نویسنده » در اردیبهشت 1396 منتشر شد و در جشن امضای اول آن در کمتر از دو ساعت چاپ اول کتاب به اتمام رسیدو در جشن امضای دوم، رمان معین رکورد دار صف خرید کتاب در ایران شد و مشتاقان قهوه سرد آقای نویسنده 7 ساعت در انتظار خرید کتاب ماندند.همچنین رمان قهوه سرد آقای نویسنده در بیست روز اول چاپش به طور متوسط روزانه هزار جلد فروش داشت.
روزبه معین پیش از این در سال 1394 یکی از نمایشنامه هایش را به چاپ رسانده بود.
روزبه معین متولد تهران است. بنا بر اظهاراتش نوشتن را از دوران کودکی آغاز کرده و در دوران نوجوانی به کاریکاتور و کارتون علاقهمند شده که این هنر او را به سمت خلق چهرهها و شخصیت های مختلف هدایت کرده است. به گفته خودش همواره آدم تنهایی بوده و از تنهایی لذت می برد. معین لیسانس مهندسی شیمی از دانشگاه اراک دارد، او مدعی است هنر و علم با هم تضادی ندارند و او همزمان با تحصیل در دانشگاه دوره های تئاتر و نویسندگی را نیز گذراند. فعالیت حرفه ای خود را به عنوان نویسنده با نمایشنامه نویسی آغاز کرد و در سال 1394 نمایشنامه هنگامی که باران پیانو می نوازد را به منتشر کرد. معین از سال 1392 شروع به نوشتن رمان قهوه سرد آقای نویسنده کرد و در سال 1396 آن را به چاپ رساند و خیلی سریع تبدیل به یک رمان پر فروش شد.
این کتاب به داستان زندگی یک روزنامهنگار و نویسنده میپردازد. داستان از یک خاطره از کودکی نویسنده آغاز میشود؛ زمانی که او عاشق دختری بود که 15 سال از خودش بزرگتر است. دختر هر روز برای آموزش پیانو به خانه همسایه این پسربچه که پیرزنی است میآید و پسر بچه به دلیل علاقه زیادش هر روز به سراغ دفترچه نتها میرود و نتها را جابهجا میکند.
20 سال بعد روزی مرد نویسنده به یک کنسرت میرود و در آن عشق دوران کودکی خود را میبیند. دختر قطعهای را تکنوازی میکند و آقای نویسنده متوجه میشود که این قطعه یکی از آن قطعاتی است که او در کودکی تغییر داده بوده است تا دختر دیرتر پیانو را یاد بگیرد. وقتی این آهنگ تمام میشود، نوازنده نام اثر را «وقتی پسربچه عاشق میشود» معرفی میکند و این شروع داستانهای عجیب و غریب آقای نویسنده است.
قول مادر
سالی هپ ورث
فاطمه باغستانی
«قول مادر» رمانيست تكاندهنده و تاثيرگذار از عمق قلب چهار زن، از «سالي هپ ورث» نويسنده كتاب «عشق هرگز فراموش نميكند» «آليس استنهوپ» مادر مجرديست كه با دختر نوجوانش، «زويي»، در شمال كاليفرنيا زندگي ميكند. زويي از اختلال اضطراب اجتماعي رنج ميبرد. مادرش تنها حامي و پشتيبان اوست. هويت پدر زويي هميشه براي او مبهم و پر رمز و راز بوده است. حالا آليس بيماري سختي گرفته است و بايد براي زندگي مبارزه كند. او كه تمام انگيزه زنده ماندنش به خاطر زوييست، در مسير درمان با دو زن آشنا ميشود. اين دو زن شايد غريبه باشند، اما تنها اميد آليس هستند. وقتي زويي، كيت، سونجا و آليس با يكديگر همراه ميشوند، زنجيرهاي از رويدادها به حركت درميآيد و هر چهار نفر مجبور ميشوند با عجيبترين ترسها و مرموزترين رازهاي زندگي خود مواجه شوند. «قول مادر» رماني درباره پيوندهاي ناگسستني بين مادران و دختران و از سويي بين زنان است. «اوايل ازدواج فكر ميكني همه چيز شادي، عشق و جذابيت است، اما به تدريج زندگي واقعي خودش را لابهلاي لحظههايت جا ميدهد. آن وقت است كه پليديها را نيز ميبيني.»
قوهای وحشی
یانگ چانگ
ترجمه: ابوالفضل ناصری
برنده جایزه ی NCR در سال ۱۹۹۲
این کتاب ـ مربوط به حوادث اخیر چین و دنیای ناشناخته این سرزمین است که نویسنده زندگی چهار نسل از خانواده خود را در فاصله زمانی 1876تا زمان انتشار کتاب, بازگو میکند. هر چند نویسنده زندگی خانواده خود را محور اصلی داستان قرار داده اما سرگذشت این افراد در بطن جامعه و اوضاع سیاسی روز روایت شده است. فصل اول کتاب در واقع شرحی است از زمینههای اجتماعی و فرهنگی انقلاب کمونیستی چین، اما در فصلهای بعدی اقتدار نظام توتالیتری مائو زندگی مردم را سخت تحت تاثیر قرار میدهد و سایه سهمگین دولت بر تمامی شئون زندگی آشکار میشود به گونهای که تا خلوتترین زوایای زندگی خصوصی مردم رسوخ میکند. بدین ترتیب قوهای وحشی حکایت زندگی انسانهایی است که عشق میورزند، فعالیت میکنند و رنج میکشند، اما ناخرسندی و حسرت، فضای زندگیشان را غبارآلود کرده است ...
قوی سیاه سبز
ديويد ميچل
ترجمه: آرش خوشصفا
«تو اهل كجايي؟» «اومم... قوي سياه سبز.» آنقدر عصبي شده بودم كه حتي دارزن هم رفته بود جايي قايم شود. شايد بيمعنا به نظر برسد اما خب گاهي اوقات واقعا چنين چيزي اتفاق ميافتد. «چي چي؟» «يه روستاست. توي وورسسترشاير.» «وورسسترشاير؟ اون وسط مسطهاست؟» «آره. كسلكنندهترين جائه، به همين خاطره كه هيشكي هيچي دربارهش نشنيده. بلكبرن، شماله، نه؟» «آره. شماله. حالا اين قوي سياه سبز واسه قوهاي سياهش معروفه يا سبزش؟» «نه،» چه ميتوانستم بگويم كه واقعا او را تحت تاثير قرار بدهد؟ «اونجا حتي قوي سفيدم نداره.» «يعني توي قوي سياه سبز اصلا قو نيست؟» «آره. اين خودش يه جور جوك محليه.»
کابوسهای حضرات والامقام
برتراند راسل
ترجمه: محمود رافع
داري تند ميروي دوست من! تو منكر آن هستي كه عدم وجود، وجود دارد؟ اما هميني كه وجودش را انكار ميكني چيست؟ اگر عدم وجود، هيچ است، هر گزارهاي درباره آن بيمعنا خواهد بود. پس گزاره تو كه ميگويد عدم وجود، وجود ندارد نيز شامل همين حكم ميشود. نگران اينام كه تو به اندازه كافي، به تحليل منطقي جملات توجه نكرده باشي، حال آن كه اين نوع تحليل را بايد از همان زماني كه كودك بودهاي به تو ميآموختهاند. اصلا آيا ميداني هر جمله بيمعنا خواهد بود؟ پس وقتي با اين حرارات و عصبيت فرياد ميكشي و ادعا ميكني كه شيطان - كه ناموجود است - وجود ندارد، عملا داري گفته خود را نقض ميكني...
کاراوال ۱
استفنی گاربر
مترجم: محمدصالح نورانی زاده
رماني براي نوجوانان و جوانان كه در سال 2017 جز پرفروش ها قرار گرفت.
آنچه راجع به كاراوال شنيدهايد حق واقعي مطلب را ادا نميكند. قضيه فراتر از بازي يا نمايش است. نزديكترين چيزي به جادو است كه در اين دنيا خواهيد يافت... اسكارلت هرگز جزيره كوچك محل زندگياش را ترك نكرده است. او به همراه تلا، خواهر محبوب و كوچكترش و پدر قدرتمند و بيرحمشان زندگي ميكند. پدر اسكارلت ترتيب ازدواج او را ميدهد و اسكارلت روياي ديدارش از كاراوال را بر باد رفته ميبيند. همان نمايشي كه سالي يك بار اجرا ميشود و تماشاگران هم در آن مشاركت ميكنند. اما امسال دعوتنامهاي كه اسكارلت مدتها به انتظار آمدنش روياپردازي كرده است، بالاخره از راه ميرسد. تلا با كمك ملواني مرموز، اسكارلت را يواشكي براي ديدن كاراوال راهي ميكند اما به محض رسيدن، اسطوره، مغز متفكر و گرداننده كاراوال، تلا را ميربايد. مشخص ميشود كاراوال امسال حول محور تلا برگزار ميشود و هركس زودتر پيدايش كند، برنده است. به اسكارلت گفتهاند كه هر اتفاقي حين برگزاري كاراوال ميافتد، چيزي جز نمايشي تمامعيار نيست...
کارخانه مطلقسازی
كارل چاپك
ترجمه: حسن قائميان
کارل چاپک نمایشنامه نویس و داستاننویس اهل چکسلواکی در سال ۱۸۹۰ بدنیا آمد. نویسندگی را هنگام تحصیل در دانشگاهای سوربن و پراگ آغاز نمود کار مستقل وی با نوشتن داستان مصلوب آغاز گردید در سال ۱۹۲۰ اولین نمایشنامه اش بنام راه زن انتشار یافت.
وی طی دوره جنگ جهانی اول به روزنامه نگاری پرداخت و پی از جنگ از معاشران صمیمی توماش مازاریک بود. انتشار اولین نمایشنامه به نام «روباتهای عمومی روسوم» سبب شهرت جهانی او شد این نمایشنامه در هجو و انتقاد از تمدن ماشینی است که به زعم وی میلیونها انسان را از کار برکنار خواهد کرد
واژهٔ روبات را او در کتاب کارخانه رباتسازی روسوم (.R.U.R) معرفی کرد و مفهوم آن را تبیین کرد. البته مستنداتی مبنی بر نام گذاری کلمه ربات از جزف برادر کارل نیز وجود دارد
وی با همکاری برادر نقاشش بنام یوزف چاپک دو اثر «گودالهای نورانی» و «باغ کراکونوشا» را منتشر کرد. همچنین در سال ۱۹۲۳ با برادرش «راز ماکروپولوس» را نوشت وی زندیگنامه گونهای مفصل از مارزایک نیز نوشته است.
وی در سال ۱۹۳۸ درگذشت.
«کارخانه مطلق سازی» و «داستانهای جن و پری» نیز از آثار این نمایشنامه نویس است. هر دو کتاب به فارسی ترجمه شده است.
كارخانه مطلقسازي در زمره آثار كلاسيك علمي تخيلي است، كه روايتگر اختراع دستگاهي است كه ماده را تجزيه ميكند و آن را به نيرويي فناناپذير در هستي تبديل ميكند. در اثر تجزيه ماده «مطلق» آزاد ميشود؛ نيرويي فوق بشري، ابدي و زوالناپذير كه در دنياي اقتصادي و اخلاقي و انساني پيامدهايي اعم از ناخوشيهاي دروني و شورش و عصيان به بار ميآورد و منجر به بزرگترين جنگها ميگردد.
کارگردانی به سبک تارانتینو (رازهای بصری داستانگویی پر مخاطره)
كريستوفر كنورتی
ترجمه: عطيه اخوان طهرانی
آيا می خواهيد فيلمتان با خشونت و مخاطره همراه باشد؟ از استاد تنش و هيجان بياموزيد. از حقههای نامحسوس تارانتينو برای ايجاد درگيری استفاده كنيد تا سبک خاص خود را تقويت كنيد. گفتگوها را زنده نگاه داريد و غوغا به پا كنيد. بودجهتان هر چقدر باشد، با تركيببندی و حركات دوربينی كه در اين كتاب توضيح داده شده است، هيجان را در كار خود افزايش دهيد. يک مطالعه كوتاه و اثرگذار تلنگرش را به شما ميزند، وقت تلف نمی كند و به سرعت به مثال بعدی می رود. اگر دنبال اين هستيد كه توانایی های داستانگویی سينمایی خود را افزايش دهيد، اين كتاب شروعی محشر برای اين منظور است. خواندن كارگردانی به سبک تارانتينو مانند اين است كه در كافی شاپی با خود كوئنتين به گفتگو بنشينی... بدون شمشير، بدون خون و بدون تكههای بدن نينجاها، اينجا و آنجا روی زمين...
کارمن و چند داستان دیگر
پروسپر مریمه
ترجمه: محمود گودرزی
کارمن (1845) اثر پروسپر مریمه رمان اصلی است که الهام گرفته از اپرای کلاسیک بیزه است.
داستان فراموش نشدنی کارمن، کولی عاشق، کاریزماتیک و غیراخلاقی که دون خوزه، مردی ناامید را جادو کرده و از نظر عاطفی به وسواسی غم انگیز تبدیل می کند، نسل ها را با شور و اشتیاق و شدت نفسانی خود مجذوب خود کرده است.
"کارمن" مشهورترین اثر "پروسپه مریمه" نویسنده و تاریخدان فرانسوی قرن نوزده به شمار می رود که آن را طی سفری به اسپانیا از زبان یک کنتس شنید. داستانی که او نقل کرد درباره یک دختر کولی اسپانیایی و معشوق حسودی بود که پس از پی بردن به خیانت دختر، او را می کشد. اما داستانی که مریمه بازنویسی کرد با آنچه شنیده بود تفاوت هایی دارد. در داستان او کارمن، دختر کولی نقش محوری داشته و زنی فریبنده و بسیار جذاب بوده که مردان را به کمک زیبایی و رقص خود به دام آورده و آنها را مانند بردگان خود به دنبال می کشد...
در جهان هنر بسیار اتفاق افتاده که بر اساس یک قصه آثار مختلف نمایشی پدید آمده است، اما شاید شاخص ترین نمونه که در اوج قرار میگیرد تنها یک قصه باشد: کارمن همین قصه کوتاه الهام بخش و جان مایه خلق آثار فراوانی در تئاتر، نمایش عروسکی، موسیقی، اپرا، باله و سینما بوده است که به علت ساختار قوی موضوع و شخصیت های قصه اصلی توانسته اند جایگاه ویژه ای را در این هنرها برای خود کسب کند. حاصل تمام این تولیدات خاطره ای است که در ذهن ها مانده است، و یک نام: کارمن.
کارنامه سپنج (۲ جلدی)
محمود دولت آبادی
“کارنامه سپنج” مجموعه آثار پانزده سال اول داستان نویسی محمود دولت آبادی (تقریباً بین سال های 1341 تا 1357) است. در این آثار شاهد تجربه های اولیۀ داستان نویسی دولت آبادی در مسیری پانزده ساله هستید. قلم سحار او با استادی لایه های مختلف اجتماعی را در برابر چشم خواننده قرار می دهد و دغدغه ها، عشق ها، درگیری ها و فهم های این مردان و زنان را بر می نماید.
کارنامه سپنج فرصتی برای بازخوانی آثار نویسنده ای است که بی اغراق امروز در قلۀ داستان نویسی فارسی قرار دارد و آثارش جزء جدایی ناپذیر ادبیات داستانی معاصر ماست.
این داستان ها که در قالب یک مجموعه دوجلدی ارائه شده اند، عبارتند از : سفر، بیابانی و هجرت ، از خم چنبر ، گلدسته ها و سایه ها ، ادبار و آیینه ، آوسنه بابا سبحان، با شبیرو ، عقیل عقیل ، دیدار با بلوچ ، روز و شب یوسف، گاواربان
کاسپار
پتر هاندكه
مترجم: علياصغر حداد
کاسپار نمایشنامهای پستمدرن است ملهم از سرگذشت مرموز کاسپار هاوزر، پسری آلمانی که با سرووضعی غیرعادی در شهر پیدا میشود و از نامهای که در دست دارد چنین بر میآید که از بدو تولد در مکانی تنگ و تاریک نگهداری میشده است. اشخاص مختلفی به تعلیم و تربیت او گمارده میشوند، اما آنها بیش از آنکه به او کمک کنند، به سلامت جسمی و روحی او لطمه میزنند.
هاندکه در نمایشنامههای خود به مقولهی زبان میپردازد. از نظر او زبان نهتنها حامل اندیشه، احساسات و تجربیات فردی است، بلکه مجموعهای است از یک سسلهقواعد که ساختار درونی آن از لحاظ کیفی در شکلگیری تصورات و دریافتها و محسوسات ما مؤثر است. او تأکید میکند که در جوامع صنعتی، که فرد خود را آزاد و رها از قیدوبند بکننکنهای حاکمانه میانگارد، این خطر بسیار است که رسانههای همگانی با سوءاستفاده از زبان چنان به افکار عمومی شکل دهند که فرد ایدئولوژی حاکم را ایدئولوژی خود تلقی کند.
--
نمایشنامهی کاسپار بر آن نیست که نشان دهد قضیهی کاسپار هاوزر واقعاً چگونه است یا واقعاً چگونه بوده. بلکه میخواهد نشان دهد که قضیهی یک آدمی چه ممکن است باشد. این نمایشنامه نشان میدهد که چگونه میتوان کسی را با حرفزدن به حرفزدن واداشت. ازاینرو این نمایش را «شکنجهی گفتاری» هم میتوان نامید. پیشنهاد میشود که باری تجسم این شکنجه در بالای دهنهی صحنه نوعی چشم جادویی نصب شود که همهی تماشاگران بتوانند آن را به خوبی ببینند. البته وجود این چشم نباید موجب شود که تماشاگران از تعقیب وقایع روی صحنه باز بمانند. علمکرد این چشم آن است که با پلکزدنهای عصبی خود مشخص کند که تلقین به قهرمان نمایش هر بار با چه حدتی صورت گرفته است. هرچه قهرمان نمایش نسبت به این تلقین از خود مقاومت بیشتری نشان میدهد، تلقین با حدت بیشتری صورت میگیرد و در نتیجه شدت پلکزدنهای چشم جادویی نیز افزوده میشود...
بریدهای از پیشگفتار نویسنده بر نمایشنامهی کاسپار
کافه پیانو
فرهاد جعفری
«کافه پیانو» ، داستانِ آدمیست که برای خودش کافهای زده تا بتواند همه مهریه زنش را جور کند و در نهایت آسودگی و آرامش بتواند کنار پنجره کافهاش بنشیند و خیابان را ببیند و سیگاری بگیراند، یا پیپ خوشدستش را روشن کند و بوی خوش توتون را در هوا پراکنده کند و حواسش به درختها و پرندهها باشد و اگر خیال میکنید که این کافهچی آدم بدیست، سخت اشتباه میکنید، چون یکی از خوبترین آدمهاییست که تا حالا در دنیای داستانی سروکلهاش پیدا شده و چرا یک نویسنده نهچندان موفق، یک سردبیرِ سابقِ نشریهای ورشکستشده، یک پدر مهربان و یک همسر غرغروی سیگار بدست که علاقه بیحدی به «ناتور دشت» و «جی. دی. سالینجر» دارد .
توضیحات: این کتاب اولین بار در سال ۱۳۸۶ توسط نشر سرچشمه چاپ شدهاست. این کتاب که اولین نوشتهٔ فرهاد جعفری است به صوریکه در تابستان 1388 به چاپ 25 ام رسید. داستان به صورت اول شخص روایت میشود. اکثر شخصیتهای داستان واقعی هستند مانند راوی که خود نویسنده میباشد، گلگیسو دختر نویسنده و همایون دوست نویسنده. و به همین صورت بیشتر اتفاقاتی که در کتاب میافتد منشا حقیقی دارند. هر فصل کتاب مشتمل بر روایت اتفاقاتی است که در بازهٔ زمانی کوتاهی (در حد یکروز) برای راوی اتفاق میافتند. زمان داستان به صورت خطی پیش نمیرود ولی داستان در فاصله زمانی بین جدا شدن راوی از همسرش و تهیه مبلغ مهریه اتفاق میافتد.
درباره نویسنده:
فرهاد جعفری (متولد ۸ شهریور ۱۳۴۴، شوسف از شهرستان نهبندان در استان خراسان جنوبی ) روزنامهنگار و نویسنده ایرانی است. وی فارغالتحصیل رشته حقوق قضایی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد است. فرهاد جعفری قبل از موفقیت کتاب اولش کافه پیانو، مدیر مسئول و سردبیر مجله یک هفتم بودهاست که نشر آن متوقف شدهاست. او به این موضوع در کتاب خود نیز اشاره میکند. از دیگر فعالیتهای مطبوعاتی او میتوان به نوشتن برای سایت خبری گویانیوز و همچنین تدوین بخش «وبگرد» برای روزآنلاین اشاره کرد.
کالو کائین
كارين بويه
سعيد مقدم
کارین ماریا بوی (۲۶ اکتبر ۱۹۰۰ — ۲۴ آوریل ۱۹۴۰) شاعر، رماننویس و نویسنده داستان کوتاه سوئدی بود. او به عنوان یکی از شاعران برجسته ادبیات نوگرایی سوئد شناخته میشود.
زندگی
سالهای آغازین
کارین بوی در سال ۱۹۰۰ میلادی در یوتبری متولد شد. در ۱۹۰۹ همراه با خانوادهاش بهاستکهلم رفت. در ۱۹۲۰ به مدت یک سال به مرکز تربیت معلمی رفت و شرایط تدریس در سطح ابتدایی را کسب کرد. در ۱۹۲۲ نخستین کتاب شعر خود را به نام «ابرها» منتشر کرد. در ۱۹۲۳ وارد دانشگاه اوپسالا شد و به آموختن زبان یونانی، زبانهای اسکاندیناویایی و ادبیات پرداخت. بوی تحصیلات خود را در سال ۱۹۲۸ در دانشگاه استکهلم به پایان رساند. پس از آن مدتی به تدریس در مدارس پرداخت. در سال ۱۹۲۷ به جمع ویراستاران مجله سوئدیکلارته پیوست. تعدادی از شناختهشدهترین شعرهایش در همین مجله به چاپ رسیدند. در سال ۱۹۲۹ با یکی از ویراستاران کلارته به نام لیف بیورک ازدواج کرد که آن دو در سال ۱۹۳۲ از یکدیگر جدا شدند.
سالهای پایانی و مرگ
بوی در سال ۱۹۳۱ به جمع ویراستاران مجله آوانگارد اسپکتروم که نقش مهمی در معرفی نوگرایی در سوئد داشت، پیوست. او چند مقاله مهم را در آن مجله به چاپ رساند و همچنین ترجمه سرزمین بیحاصل تی اس الیوت را نیز در سال ۱۹۳۲ منتشر ساخت. همکاری او بااسپکتروم در سال ۱۹۳۲، زمانی که برای مدتی به برلین رفت، قطع گردید. پس از بازگشت از برلین به سوئد، تصمیم گرفت که بر روی نوشتن تمرکز کند. نخستین رمان او در سال ۱۹۳۱ منتشر شده بود. در طول نه سال بعد چهار رمان دیگر نیز منتشر ساخت. بوی در ۱۹۳۵ چهارمین کتاب شعر خود را منتشر ساخت او همچنین دو جلد داستان کوتاه در سالهای ۱۹۳۴ و ۱۹۴۰ منتشر کرد.
بوی در آوریل ۱۹۴۱ (در زمان جنگ جهانی دوم) با خوردن قرص خوابآور خودکشی کرد. آخرین کتاب شعرش، «هفت گناه مرگبار» در ۱۹۴۱ و پس از مرگ او منتشر گردید. این کتاب نشان دهندهٔ تکامل دید و سبک او از رؤیاهای دختری از طبقه متوسط و پذیرش مشتاقانه زندگی یک رادیکالی جوان به تصاویر جسورانهتر، چشمندازهای گستردهتر و احساس نسبت به مسائل انسانها بود. از رمانهای دیگر او هستند: «بحران»(۱۹۳۴) که بیان کنندهٔ کشمکش او در پذیرش همجنسگراییش است و «کالوکاین» (۱۹۴۰) که ظلم طاقت فرسای جامعهای تمامیتخواه را در آینده توصیف میکند.
کتاب اشباح (مجموعه داستان)
| نويسنده | لافكاديو هرن |
| مترجم | مريم حسيننژاد |
در زمانهاي قديم، مرد ثروتمندي به نام «اينامورايا گنسوك» در بخشي از كشور ژاپن به نام «تامبا» زندگي ميكرد. گنسوك دختر بسياز زيبا و باهوشي به نام «اونسو» داشت كه او را براي تحصيل به مدرسهاي در شهر فرستاده بود؛ اما به خاطر ضعيف بودن سطح علمي شهر مجاور روستاشان، او را به «كيوتو» فرستاد. مدتي گذشت و اوسونو با يكي از خويشاوندان پدرش به نام «ناگارايا» ازدواج كرد و صاحب پسري شدند. اوسونو چهار سال پس از ازدواجش مريض شد و مرد. نخستين شب بعد از خاكسپاري، پسرش نزد پدر آمد و گفت: «مادر برگشته و در اتاق خواب است».
پاتریک لافکادیو هرن (۲۷ جون ۱۸۵۰ - ۲۶ سپتامبر ۱۹۰۴)، که همچنین با نام ژاپنی کویزومی یاکومو نیز شناخته میشود، نویسندهای بینالمللی است که بهترین اثرش درباره ژاپن میباشد. مجموعه آثار او درباره داستانهای ارواح و افسانههای ژاپنی جزء بهترینها به شمار میآید. در ایالات متحده آمریکا هرن به خاطر نوشتن کتابی در مورد شهر نئواورلئان و اقامت ده سالهاش در آنجا مشهور است.
بر اساس داستانهای ژاپنی فولکلوری اين نويسنده فيلم مشهور كوايدان ساخته شده است.
کتاب دزد
ماركوس زوساک
مترجم: مرضيه خسروی
زوساک این کتاب را در سال ۲۰۰۵ میلادی با نام «The Book Thief» نوشته و منتشر کرده است. «دزد کتاب توانست» در سال انتشار به پرفروشترین رمان استرالیا تبدیل شود.
نویسنده در این رمان چند ماجرای پیوسته را نقل میکند.
راوی این کتاب «مرگ» است و نگاه او به زندگی دختری به نام ایزابل قبل و همزمان با جنگ دوم جهانی در آلمان نازی. سرپرستی ایزابل که برادرش را از دست داده و مادر کمونیستش به اردوگاه کار اجباری فرستاده شده به خانوادهای در نزدیک شهر مونیخ سپرده میشود. در خیابانی که نامش «بهشت» است.
او با یکی از همسایگانش که همسن خود اوست طرح دوستی میریزد و این دوستی در طول چند سال، وجهی رمانتیک به خود میگیرد. ایزابل خود را در خانه جدید با خواندن کتابهایی که میدزد سرگرم نگه میدارد. جنگ جهانی دوم آغاز میشود و خانوادهای که سرپرستی ایزابل را به عهده دارد، به یک یهودی پناه میدهد.
مارکوس زوساک در سال ۱۹۷۵ میلادی در سیدنی متولد شد و تا به امروز ۶ رمان منتشر کرده است. برخی از رمانهای این نویسنده در میان آثار پرفروش زبان انگلیسی بودهاند و توجه منتقدان و جوایز ادبی را به خود جلب کردهاند.
کتاب سایهها (رمان تاریخی درباره رازآمیزترین فرعون مصر)
نیک دریک
ترجمه: جواد سیداشرف
توت عنخ آمون، پسر آخناتون، امپراتوری را به ارث برده است که به نظر می رسد در اوج قدرت و شکوه بین المللی است. اما پادشاه جوان، فقط هجده ساله، با دسیسه ها و توطئه های سیاسی و شخصی دربار مواجه می شود، جایی که پدرخوانده اش آی و ژنرال هورمهب درگیر مبارزه ای تلخ برای برتری هستند. توت عنخ آمون باید امپراتوری را از آستانه فاجعه و مخالفتی که حکومت پدرش آخناتون دو سرزمین مصر را به سوی آن هدایت کرد، برگرداند و ثبات و اقتدار سلسله معروف خود را مجدداً تأیید کند.
راهوتپ، کارآگاه ارشد بخش تبس، نگرانیهای خاص خود را دارد - دخترانش در دنیای متغیری از خطر و بیثباتی بزرگ میشوند، در حالی که در خیابانهای تبس همه چیز در حال فروپاشی است. فقر و مخالفت به کابوسی از خشونت در میآیند، طلا و فساد قدرت مطلق به نظر میرسند، و دنیای زیر سایه شهر خود شاهد اعمال مرموز وحشیانه تکان دهنده است.
با این حال، هنگامی که او یک دعوت مرموز به سالن های مخفی کاخ سلطنتی دریافت می کند، نمی تواند رد کند. آنچه او در آنجا پیدا می کند، و تلاشی که در آن آغاز می کند، زندگی او را تغییر می دهد، و هر چیزی را که فکر می کرد به آن اعتقاد داشت، و هر چیزی را که دوست دارد، به خطر می اندازد.