دورونتین
اسماعیل کاداره
ترجمه: کیارش درگاهی
«دورونتین»، که در یک قلمرو قرون وسطایی آلبانیایی اتفاق میافتد، داستان خانواده اشرافی وراناخ را در روستایی در بحبوحه پیامدهای جنگ و طاعون روایت میکند. داستان حول محور دورونتین، کوچکترین دختر خانواده، میچرخد که سه سال قبل با یک خارجی ازدواج کرده و به خانه دوردست او در بوهمیا رفته و در این مدت تمام ارتباط خود را با خانوادهاش قطع کرده است. در یک شب شوم، او به طرز مرموزی سوار بر اسب به همراه برادرش کنستانتین - که سه سال قبل فوت کرده بود - به خانه بازمیگردد و این امر منجر به افشاگری تکاندهندهای میشود که مرگ دورونتین و مادرش را در پی پریشانی ناشی از آن تسریع میکند. کاپیتان استرس، رئیس پلیس منطقه، تحقیقات رسمی در مورد این وقایع غیرقابل توضیح را آغاز میکند و یافتههای خود را در گزارشی رسمی مستند میکند که پتانسیل این پرونده را برای ایجاد ناآرامی در میان مردم برجسته میکند. همزمان با پخش شایعاتی مبنی بر مداخله ماوراءالطبیعه، که احتمالاً به سوگند باستانی کنستانتین برای محافظت از خواهرش و برآورده کردن آرزوهای مادرش حتی از ورای قبر مربوط میشود، استرس با نظریههای متناقضی، از جمله اتهامات ارتداد به رستاخیز که اسقف اعظم را به بررسی دقیق وا میدارد، دست و پنجه نرم میکند. تحقیقات او شامل بازجوییها، جستجوی مسافرخانهها و بررسی مسافران است که از لایههای فرهنگی و تاریخی عبور میکند تا مرزهای بین طبیعت و دنیای دیگر را بررسی کند. روایت از ساختاری غیرخطی بهره میبرد و چارچوب تحقیق را با فلشبکهایی به تاریخ خانواده، تصنیفهای افسانهای و راز آشکار شده در هم میآمیزد و پردهای میآفریند که فرهنگ عامه را با رویههای بوروکراتیک در هم میآمیزد. این رویکرد، تعلیقی پیرامون معمای اصلی بازگشت دورونتین ایجاد میکند و به گونهای حل میشود که بر قدرت پایدار سنتهای آلبانیایی و پیوندهای خانوادگی تأکید میکند.
رویدادهای شهر سنگی 💯
اسماعیل کاداره
ترجمه: میرجلال الدین کزازی
«رویدادهای شهر سنگی» رمانی دربارهٔ کودکی در زمان جنگ نیست؛ بلکه رمانی دربارهٔ کودکی تاریخ است. کاداره نشان میدهد که ملتها نیز مانند انسانها دوران کودکی، زخم، خاطره و بلوغ دارند.
شهر سنگی او نمادی از جهان انسانی است: جهانی که جنگها، حکومتها و ایدئولوژیها آن را تغییر میدهند، اما داستانها و خاطرات مردم در آن باقی میمانند.
«رویدادهای شهر سنگی» یکی از زیباترین آثار کاداره است، زیرا در آن تاریخ بزرگ با زندگی کوچک انسانها پیوند میخورد. این رمان نشان میدهد که برای فهم یک دورهٔ تاریخی، گاهی باید نه به کاخها و میدانهای جنگ، بلکه به یک خانه، یک کوچه و نگاه یک کودک توجه کرد.
زمستان سخت
اسماعیل کاداره
ترجمه: مهستی بحرینی
اسماعیل کاداره بزرگترین نویسندهی تاریخ آلبانی است. او که دانشآموختهی دانشگاه تیرانا و مؤسسهی گورکی مسکو است. انتشار اولین رمانش ژنرال ارتش مرده در سال 1963 شهرتی بینالمللی برای او به ارمغان آورد. برخی از رمانهای دیگر او عبارتند از: آوریل شکسته، کنسرت، هیولا، مهتاب و...
اسماعیل کاداره برندهی جایزهی ادبی من بوکر (2005) و جوایز ادبی دیگری بوده است.
ژنرال ارتش مرده 💯
اسماعیل کاداره
ترجمه ی: مجید حاتم
ژنرالی ایتالیایی، بیست سال بعد از جنگ جهانی دوم، به آلبانی فرستاده شده تا جسد سربازان هموطنش را به میهن بازگرداند. کشیشی کج خلق و ستیزه جو در این راه به او می پیوندد و این دو در برف و باران، شروع به کندن مکانی روستایی در آلبانی می کنند که زمانی میدان جنگ بوده و اکنون به گورستان تبدیل شده است. آن ها با بررسی دندان های اجساد و نشان سگ ها، ارتشی از مردگان را گرد هم می آورند. ژنرال ایتالیایی پس از مدتی کار خود را تحت تأثیر ژنرال آلمانی ای می بیند که به منظور انجام دادن مأموریتی کاملا مشابه برای کشور خودش به آن جا آمده است. ژنرال ایتالیایی در بحثی فاجعه بار که در یک مراسم عروسی بالا می گیرد، باید به خاطر جنایات کشورش در حمله به آلبانی و کشتن مردم این کشور جواب پس بدهد. ژنرال ارتش مرده، رمانی فوق العاده جذاب و تأثیرگذار، و مرثیه ای برای هر جوانی است که در جنگ در کشوری خارجی کشته شده است.
اسماعیل کاداره (زاده ۲۸ ژانویه ۱۹۳۶) یکی از نویسندگان مشهور آلبانی است. او شاعر و روزنامهنگار نیز هست.
او در اوایل سالهای ۱۹۹۰ در پی فشارهای رژیم کمونیستی انور خوجه آلبانی را ترک و به فرانسه پناهنده شد. انتشار کتابهایش برای مدتها در آلبانی ممنوع بود ولی در فرانسه با استقبال روبرو شد. کاداره در سال ۱۹۹۶ به عضویت فرهنگستان علوم اخلاقی و سیاسی فرانسه درآمد و پس از آن نیز به عنوان افسر «لژیون دونور» معرفی شد. نخستین رمان او ژنرال ارتش مرده در سال ۱۹۶۱ منتشر شد و پس از آن در حدود ۲۰ رمان و چندین کتاب شعر به چاپ رساندهاست.
کنسرت در پایان زمستان
اسماعیل کاداره
ترجمه: مهین میلانی
رمان «کنسرت» اثر اسماعیل کاداره از جمله آثار سیاسی ـ فلسفی برجستهی اوست که در قالب روایتی چندلایه، به بررسی مناسبات قدرت، ایدئولوژی، ترس و فروپاشی روابط انسانی در جهان نظامهای تمامیتخواه میپردازد. این رمان بر بستری تاریخی و سیاسی شکل گرفته که به روابط پرتنش میان آلبانی کمونیستی و چینِ دوران مائو اشاره دارد، اما کاداره آگاهانه از روایت مستقیم تاریخی پرهیز میکند و بهجای آن، تاریخ را به صورت استعاره، فضای روانی و ساختار قدرت در متن جاری میسازد.
داستان ظاهراً با یک رویداد فرهنگی و سیاسی آغاز میشود: برگزاری یک کنسرت رسمی که قرار است نماد دوستی و اتحاد ایدئولوژیک باشد. اما این کنسرت بهتدریج به کانونی از سوءظن، رقابتهای پنهان، تفسیرهای متناقض و بازیهای امنیتی تبدیل میشود. آنچه در ظاهر جشن است، در باطن صحنهی آزمایش وفاداریها، سنجش میزان اطاعت و زمینهای برای تولید ترس است. از همینجا عنوان رمان معنایی کنایی پیدا میکند: کنسرت نه تجلی هارمونی، بلکه نمایش سازمانیافتهی ناهماهنگی، سوءتفاهم و انضباط اجباری است.
یکی از مهمترین ویژگیهای رمان، شیوهی روایت چندپاره و زاویهدیدهای متغیر آن است. کاداره بهجای تمرکز بر یک قهرمان واحد، مجموعهای از شخصیتها را وارد صحنه میکند: مأموران حزبی، دیپلماتها، هنرمندان، مترجمان و ناظران پنهان. هرکدام از این صداها بخشی از واقعیت را بازتاب میدهند، اما هیچکدام به کل حقیقت دسترسی ندارند. نتیجه، جهانی است که در آن معنا دائماً لغزان است و هر کنش ساده میتواند به نشانهای سیاسی و تهدیدی امنیتی تعبیر شود. این ساختار روایی خود بازتاب منطق حکومتهای تمامیتخواه است: جهانی که در آن تفسیر رسمی همواره بر تجربهی فردی غلبه دارد.
در سطحی عمیقتر، «کنسرت» رمانی است دربارهی زبان و سوءاستفاده از زبان. شعارها، گزارشها، سخنرانیها و حتی گفتوگوهای عادی، همگی تحت سیطرهی واژگانیاند که بیش از آنکه برای ارتباط به کار روند، ابزار کنترل و مهندسی واقعیت هستند. کاداره نشان میدهد چگونه زبان ایدئولوژیک میتواند حقیقت را نه فقط پنهان، بلکه بازتولید کند؛ یعنی آنچه گفته میشود، بهتدریج جای آنچه واقعاً رخ داده را میگیرد. در چنین فضایی، حافظهی جمعی نیز به میدان نبرد تبدیل میشود و گذشته مدام بازنویسی میگردد.
از منظر روانشناختی، رمان تصویری دقیق از انسانِ زیسته در ترس ارائه میدهد؛ انسانی که به خودسانسوری خو گرفته و حتی در خلوت ذهن نیز از قضاوت قدرت هراس دارد. بسیاری از شخصیتها نه قربانیان مستقیم خشونت، بلکه قربانیان انتظار خشونتاند. همین انتظار دائمی، زندگی روزمره را به میدان مین بدل میکند. کاداره با ظرافت نشان میدهد که چگونه ترس، نه فقط رفتار، بلکه تخیل انسان را نیز استعمار میکند؛ فرد پیشاپیش بدترین تفسیر را از اعمال خود و دیگران میپذیرد تا شاید از خطر در امان بماند.
در بعد فلسفی، «کنسرت» به مسئلهی رابطهی فرد و تاریخ میپردازد. شخصیتها اغلب احساس میکنند در رویدادهایی گرفتار شدهاند که از کنترل آنها بیرون است و تنها میتوانند نقشهای از پیش تعیینشده را بازی کنند. تاریخ در این رمان نیرویی کور و بیچهره نیست، بلکه محصول تصمیمهای سیاسی است که از طریق ساختارهای اداری و امنیتی به زندگی خصوصی نفوذ میکند. از این منظر، کاداره به سنت رمانهایی تعلق دارد که نه فقط استبداد، بلکه منطق بوروکراتیک آن را نیز به نقد میکشند؛ منطقی که در آن مسئولیت فردی در شبکهای از فرمانها و گزارشها حل میشود.
نکتهی مهم دیگر، طنز تلخ و هجو پنهانی است که در سراسر رمان جریان دارد. بسیاری از صحنهها در عین هراسانگیز بودن، رنگی از پوچی و مضحکه دارند؛ مقاماتی که از یک حرکت سادهی هنری تفسیرهای ایدئولوژیک عظیم استخراج میکنند، یا گزارشهایی که با جدیت تمام، بیمعناترین جزئیات را به تهدیدی بزرگ تبدیل میکنند. این طنز، رمان را از تبدیل شدن به بیانیهای صرفاً سیاسی نجات میدهد و آن را به اثری ادبی با لایههای چندگانه بدل میسازد.
از نظر جایگاه در کارنامهی کاداره، «کنسرت» ادامهی همان دغدغههایی است که در بسیاری از آثار او دیده میشود: نقد قدرت مطلقه، بررسی اسطورههای سیاسی، و نمایش تأثیر تاریخ بر روان فردی. با این تفاوت که در این رمان، تمرکز از اسطورهها و تمثیلهای باستانی بیشتر به سوی سازوکارهای مدرن قدرت میرود؛ بهسوی دستگاههای حزبی، روابط دیپلماتیک و نمایشهای رسمی که در ظاهر فرهنگیاند اما در باطن کاملاً سیاسی.
در جمعبندی میتوان گفت «کنسرت» رمانی است دربارهی نمایشی بودن سیاست و سیاسی شدن نمایش. اثری که نشان میدهد چگونه حتی هنر، موسیقی و آیینهای فرهنگی میتوانند به ابزار انضباط ایدئولوژیک تبدیل شوند و چگونه در چنین جهانی، حقیقت نه در خود رویداد، بلکه در تفسیر رسمی آن ساخته میشود. این رمان بیش از آنکه فقط روایتگر دورهای خاص از تاریخ باشد، تصویری کلی از منطق نظامهایی ارائه میدهد که با ترس، زبان و نمایش، واقعیت را مهندسی میکنند؛ و از همین رو، خوانش آن محدود به یک زمان و مکان خاص نمیماند و همچنان معنایی جهانشمول و هشداردهنده دارد.