نمایش همه 4 نتیجه

نمایش 9 24 36

با آخرین نفس هایم

تومان 0

   لوئیس بونوئل

   علی امینی نجفی

 بونوئل این کتاب را یک سال پیش از مرگ‌اش و در زمانی نوشت که به دلیل ضعف بدنی قادر به ساختِ فیلم و کارگردانی نبود. از ساده‌ترین و مهم‌ترین اتفاقات زنده‌گی‌اش با زبانی واضح و صریح سخن گفته، که خود به جذابیت کتاب افزوده است. «خاطرات بونوئل» اولین‌بار در سال 1371 توسط نشر «هوش و ابتکار» منتشر می‌شود و مورد استقبال قرار می‌گیرد. پس از آن اما مجوز چاپ کتاب دچار مشکل می‌گردد.

لوییس بونویل پورتولس (به اسپانیایی: Luis Buñuel Portolés) (زاده ۲۲ فوریه ۱۹۰۰ - درگذشت در ۲۹ ژوئیه ۱۹۸۳) فیلم‌ساز اسپانیایی بود که در کشورهای اسپانیا، مکزیک و فرانسه به فعالیت می‌پرداخت. از جمله آثار معروف او می‌توان به سگ آندلسی، ویریدیانا،میل مبهم هوس و جذابیت پنهان بورژوازی اشاره کرد.

وقتی که بونوئل در سن ۸۳ سالگی از دنیا رفت، در آگهی ترحیم او در نیویورک تایمز از او با صفاتی همچون «تابوشکن، معلم اخلاق، و انقلابی که در جوانی رهبر جنبش سورئالیسم آوانگارد بود و برای نیم‌قرن بعدی هم کارگردانی چیره‌دست بود»، یاد شده بود. منتقد سینما، راجر ابرت، از نخستین فیلم بونوئل، تحت عنوان سگ اندلسی که در دوران سینمای صامت ساخته شده بود، به صورت «مشهورترین فیلم کوتاهی که تا به حال ساخته شده» یاد می‌کند و آخرین فیلم او که ۴۸ سال بعد ساخته شد، برنده جایزه بهترین کارگردان از طرف هیئت ملی نقد و بررسی فیلم و اجتماع ملی منتقدین سینما شد. اکتاویو پاز، نویسنده مکزیکی، آثار بونوئل را «پیوند تصور فیلمی با تصور شعری که یک واقعیت جدید از نوع ویرانگر و فروپاشانه ایجاد کرده» توصیف کرده است.

بونوئل که اغلب با جنبش سورئالیسم دهه ۱۹۲۰ میلادی هم‌پیوند بود، از همان دهه تا دهه ۱۹۷۰ میلادی به ساخت فیلم مشغول بود. آثار او در دو قاره، سه زبان و تقریباً در تمام ژانرها از جمله فیلم تجربی، فیلم مستند، ملودرام، طنز، موزیکال، شهوانی، کمدی،رمانتیک، درام لباسی، فانتزی، جنایی، ماجرایی و وسترن هستند. با وجود این گوناگونی، فیلم‌ساز جان هیوستون بر این باور بود که، علی‌رغم این گوناگونی در ژانر، هر یک از فیلم‌های بونوئل آن چنان شاخص است که فوراً می‌توان آن را تشخیص داد، یا، بر طبق گفته اینگمار برگمان، "بونوئل همیشه فیلم‌های بونوئلی می‌سازد."

شش تا از فیلم‌های بونوئل در نظرسنجی منتقدین سال ۲۰۱۲ نشریه سایت اند ساند تحت عنوان «۲۵۰ فیلم برتر همه دوران‌ها» گنجانده شده است. ۱۵ تا از فیلم‌های او هم از طرف «آنها فیلم ساختند، اینطور نیست؟» در فهرست ۱۰۰۰ فیلم برتر همه اعصار گنجانده شده است که باعث شده پس از جان فورد که ۱۶ فیلم در این فهرست دارد، در رتبه دوم قرار بگیرد. بونوئل در فهرست ۲۵۰ کارگردان برتر از همین نشریه، در رده ۱۴ قرار دارد.

عشق در روزگار وبا

تومان 1,200,000

گابريل گارسيا ماركز

ترجمه: كاوه ميرعباسی

نگاه ناخدا به سمت فرمينا داثا چرخيد و بر پلک هايش نخستين بارقه‌های يخچه‌های زمستانی را تشخيص داد. سپس فلورنتينو آريثا را برانداز كرد، با سلطه خلل‌ناپذيرش بر خويش و عشق تهورآميزش، و ترديدی دير هنگام گريبانش را گرفت كه باعث هراسش شد: آنچه حد و مرز نمی شناسد زندگی است نه مرگ. ازش پرسيد: "خب، جنابعالی خيال می كنيد تا کی می توانيم اين رفت و برگشت مرده شور برده را ادامه بدهيم؟ " فلورنتينو آريثا پاسخ را از پنجاه و سه سال و هفت ماه و يازده روز پيش - به اضافه شب‌هايشان - آماده در آستين داشت. گفت: "تمام عمر". «عشق در روزگار وبا» روايت بيش از نيم قرن شيدايی است كه تاماس پينچون درباره‌اش با وجد می گويد: "واقعا محشر است...".

عشق و دیگر هیچ

تومان 0

الكساندرا كلانتای

ترجمه: مهدی غبرایی

اين كتاب شامل يك رمانك و دو داستان كوتاه است كه هر سه را بانوي نويسنده، تنها عضو كميته‌ي مركزي حزب كمونيست در زمان انقلاب بلشويكي، بعدها در تبعيد نوشته است. داستان اصلي، بلندترين و مهم‌ترين داستان در زماني كمي پس از انقلاب 1905 روسيه مي‌گذرد و تا زمان انقلاب 1917 ادامه دارد. صدها پناهنده و آواره‌ي فعال سياسي در سراسر جهان به ويژه در پاريس، پراكنده مي‌شوند و عليه رژيم تزاري مبارزه مي‌كنند و در اين ميان ماجراهاي عاشقانه‌اي بين بعضي‌شان درمي‌گيرد كه معروف‌ترينشان ماجراي عشقي لنين و يكي از اعضاي سياسي برجسته، به نام اينسا است. اين داستان به قدري پرشور است كه در بخشي يادآور مادام‌بواري است و از زبان راوي زن داستان بيان مي‌شود.

الکساندرا میخای‌لوونا کولونتای (زاده ۱۸۷۲ - درگذشته ۱۹۵۲) انقلابی بلشویک، مبارز حقوق زنان و سیاست‌مدار شوروی بود که بعدها به اولین سفیر زن در جهان بدل گشت.

او با کنترل اتحادیه‌های کارگری توسط حزب مخالف بود و به سندیکاگری اعتقاد داشت.

او از طرف‌داران عشق آزاد بود و از او، مطالب بسیاری در مورد مسائل زنان و دیگر مسائل اجتماعی به جا مانده‌است.

بازخوانی این مطالب در دهه‌های هفتاد و هشت، در غرب، باعث شد کولونتای را به عنوان چهره‌ای در مبارزه برای آزادی و رهایی زنان و انقلاب جنسی، بشناسند.