شمش های نقره(کاوشگری های مارکوس دیدیوس فالکو)
لیندسی دیویس
طاهر شریعت پناهی
مارکوس ديديوس فالکو،که با پيشينهينظامي ناموفقش به رُم بازگشته و حرفهيمفتشي پيشه کرده، در زندگي خصوصي انساني لاقيد است که ديدگاههاي سياسي خاص خود را دارد و تحمل ديدن امپراتوران را ندارد، اما با ديدن دوشيزهاي پريچهره پايش به ماجراي پيچيدهاي باز ميشود و صابون قدرت به جامهاش ميخورد. فالکو، که خود راوي داستان است،در پس طنز کلامي نيشدار و بدبيني ذاتياش انساني بهراستي حقيقتجوست. در خلال اين تکاپوي توانفرسا براي کشف حقيقت، با زني آشنا ميشود که چونان ايزدبانويي سنگدل از دل اساطير کهن رومي سربرميآورد و اين لااُباليِ سرکش را رام زيبايي و خِرد خود ميسازد. اين رمان، که اولين داستان از مجموعهي رازگشاييهاي مارکوس ديديوس فالکوست، در سال 1989جايزهيبهترين رمان اول باشگاه نويسندگان انگليس را براي ليندسي ديويس به ارمغان آورد. ليندسي ديويس قلمي قوي و واژگاني سرشاردارد و با اشرافي خيرهکننده ماجراي رازآلود خود را در دنيايي کهن به ظرافت به تصوير ميکشد، پنداري خود در رُم زيسته است.
شوپنهاور
نويسنده:جوليان يانگ
مترجم: حسن اميری آرا
آرتور شوپنهاور (1788-1860) یکی از بزرگترین نویسندگان و فیلسوفان آلمانی قرن نوزدهم بود. آثار او بر چهرههای مختلفی مانند واگنر، فروید و نیچه تأثیر گذاشت. او که بیشتر به عنوان یک بدبین شناخته می شود، یکی از معدود فیلسوفانی بود که ویتگنشتاین خوانده و مورد تحسین قرار گرفته است. در این مقدمه جامع، جولیان یانگ تمام جنبه های اصلی فلسفه شوپنهاور را پوشش می دهد. او با مروری بر زندگی و آثار شوپنهاور، جنبههای اصلی متافیزیک او را معرفی میکند که برای درک کلیت آثارش اساسی است: ایدهآلیسم فلسفی و بدهی او به فلسفه کانت. تلاش او برای پاسخ به این سوال که جهان چیست; گزارش او از علم؛ و به ویژه ایده او که "اراده" جوهر همه چیز است. یولیان یانگ سپس زیباییشناسی شوپنهاور را که جایگاهی مرکزی در فلسفه او دارد، معرفی و ارزیابی میکند. او به دقت نظریات شوپنهاور در مورد نبوغ هنری و موسیقی عالی را بررسی می کند، قبل از ارزیابی اخلاق شفقت او، استدلال های او برای بدبینی و روایت او از "رستگاری". در فصل پایانی، او میراث شوپنهاور و تأثیر او بر اندیشه نیچه و ویتگنشتاین را مورد توجه قرار می دهد و این را به نقطه شروع ایده آل برای کسانی تبدیل می کند که برای اولین بار به شوپنهاور می آیند.
شیطان ذهن
نويسنده: دكتر لی بئر
مترجم: مريم تقديسی
کتاب «شیطان ذهن» اثر دکتر لی بئر، روانپزشک و استاد دانشگاه هاروارد، به موضوع اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) و چگونگی تأثیر این بیماری بر ذهن و زندگی افراد مبتلا میپردازد. بئر در این کتاب بهطور ویژه به توصیف ماهیت وسواس و نحوهی بروز افکار ناخواسته، تکراری و آزاردهندهای که ذهن بیماران را به خود مشغول میکند، پرداخته و آنها را به «شیطان» یا نیرویی خارجی که ذهن را به تسخیر خود درآورده تشبیه میکند.
این کتاب به شکلی خواندنی و علمی نوشته شده است و به جزئیات علمی و درمانی OCD پرداخته، از جمله معرفی تکنیکها و روشهای درمانی مانند درمانهای شناختی-رفتاری (CBT) و همچنین روشهای خودیاری که به بیماران کمک میکند تا بر این افکار و رفتارهای وسواسی غلبه کنند.
«شیطان ذهن» علاوه بر ارائهی اطلاعات جامع در مورد این اختلال، تجربیات واقعی بیماران را نیز شرح میدهد و درک عمیقتری از چالشهای آنها به خواننده ارائه میکند. این کتاب منبع مفیدی برای بیماران، خانوادههای آنها و همچنین درمانگران است و کمک میکند تا با جنبههای مختلف این بیماری روانی پیچیده آشنا شوند و راههای بهبود و کنترل آن را بیاموزند.
صبحانه قهرمانان
کورت ونه گات
راضیه رحمانی
نام داستان تراوت كه در مجله بند جوراب سياه چاپ شده بود (لوده رقاص) بود و مثل خيلي از داستانهاي ديگرش درباره شكستي حزن انگيز در برقراري ارتباط بود.توالي رويدادهاي داستان اينگونه بود، موجودي فضايي به نام زاگ سوار بر بشقاب پرنده به زمين آمد تا راز درمان سرطان و چگونگي پرهيز از جنگ را براي انسان فاش كند. زاگ اين اطلاعات را از سيارهاي به نام مارگو آورد كه ساكنانش از نوعي پايكوبي و باد معده باهم ارتباط برقرار ميكنند. زاگ شباهنگام در كانتيكات فرود آمد. اما همين كه پايش را به زمين گذاشت، خانهاي را در حال سوختن ديد.به سرعت به سمت خانه رفت و براي اخطار به ساكنانش و آگاه كردنشان از خطري كه تهديدشان ميكرد شروع كرد به پايكوبي و استفاده از باد معداش. بزرگ خانواده با يك ضربه چوب گلف مغز زاگ را ريخت توي دهنش.
صومعه پارما 💯
استاندال
ترجمه: محمد نجابتی
بعد از رمان سرخ و سیاه این رمان که در سال ۱۸۳۹ نوشته شد در جایگاه دوم شاهکارهای استاندال قرار دارد.
نویسنده، در فصل اول که عنوان آن «میلان در ۱۷۹۶» است، بر مبنای اعترافهای یک ستوان فرانسوی، به نام روبر، ما را با مارکی دل دونگو ی پیر، هوادار اتریش و مرتجع ددمنش، و مخصوصاً دو زن، مارکیز جوان و خواهر مارکی، یعنی ژینا آشنا میکند. نویسنده با اشارههای سریع، تلقین میکند که قهرمان جوان داستان، «مارکی جوان» فابریس دل دونگو، ثمره رابطهٔ روبر و مارکیز است. این پس در دوره پرهیجان و پرافتخار جنگهای ناپلئون بزرگ میشود.
در قصر گریانتا در ساحل دریاچه کوم، که پدر و برادر بزرگش نماینده ارتجاع و تاریکاندیشیاند، سخت به مادر و عمه ژینای خود (که بیوه یکی از افسران ناپلئون است) دل بسته است. فابریس، در ۱۸۱۵، به شنیدن خبر بازگشت ناپلئون از جزیره الب، از خانه میگریزد تا به اتفاق وی بجنگد. پس از ماجراهای افسانهای، عصر روز نبرد واترلو، به واترلو میرسد؛ بیآنکه چیز مهمی دریابد. شاهد نبرد و بعد گرفتار سیل عقبنشینی میشود. در بازگشت چون مارکی دل دونگو او را از قصر میراند به نزد عمهاش در پارم پناه میبرد. در واقع، ژینای بسیار زیبا که بیوه ماندهاست، با نخستوزیر شاهزاده پارم، کنت موسکا، آشنایی پیدا کرده و برای حفظ ظاهر، با دوک دو سانسورینا ی پیر ازدواج کردهاست و زینت دربار حاکم ظالم و کوچک پارم است .
فابریس جوان، اکنون که راه افتخار نظامی به رویش بسته شده است، در چنین محیطی، برای معاضدت جاهپرستی عمهاش، آماده پیش گرفتن راه کشیشی میشود و معاون اسقف پیر میگردد. اما، جوانیِ آتشین او، که هدفی حقیقی ندارد، او را به عشقهای پرحادثه و آسان میکشاند ...
طمع
فیلیس ای.تیکل
نسترن ظهیری
در مجموعه پیش رو در باب هفت گناه کبیره که به همت کتابخانه عمومی نیویورک و انتشارات دانشگاه آکسفورد انتشار یافته است سعی شده تا در قالب مجلدهای مجزا و از چشمانداز جهان امروز، بهویژه سنت فرهنگی مغربزمین، از هر یک از این گناهان در گذشته و امروز و بهویژه در سنت مسیحی پرداخته شود.
در این راه سعی شده تا با به کارگیری زبانهای مختلف (جِد و طنز)، وضعیت اسفبار، انسدادها و وضعیت متناقض حاصل از ارتکاب این گناهان در جهان امروز به تصویر کشیده شود. با توجه به اینکه برخی گناهان در برگیرنده گناهان دیگری هستند و بر اساس منابع دینی واژگان مشابهی برای ارجاع به یک مفهوم مشترک به کار برده میشود، این فهرست گناهان کبیره به ترتیبی که امروز میشناسیم رتبهبندی شدند:
تکبر، طمع، بیبندو باری، حسد، شکمبارگی، غضب و تنپروری.
جان ویلسون، ویراستار کتابها و فرهنگ در ارتباط با این کتاب میگوید:
«شکل و شمایل این کتاب گولتان نزند. این کتاب یک فنجان اسپرسوی غلیظِ غلیظ است، کتابی کوچک که شما را ضربهفنی میکند. فیلیس اِی. تیکل میگوید طمع گناهی است که بهسادگی آن را در وجود دیگران میبینیم اما بهندرت خودمان را مبتلا به آن میدانیم ــ و قدرت طمع در همین نهفته است. کتابی که هر صفحهاش اظهاراتی گیرا دارد و مؤدبانه تلنگر میزند ــ اگر دلیلی برای مخالفت پیدا نکنید، حتماً کتاب را با دقت نخواندهاید ــ و میطلبد که یکجا قورتش دهید.»
ظهور ژاپن مدرن (نگاهی به مشروطه ژاپنی)
ویلیام جی بیزلی
شهریار خواجیان
شهریار خواجیان درباره انگیزه خود از انتخاب کتاب «ظهور ژاپن مدرن» برای ترجمه به خبرنگار ایبنا گفت: بنده زمانی این کتاب را به دست گرفتم که در ژاپن سونامی (سال 2011 میلادی) اتفاق افتاده بود و یک حالت کنجکاوی باعث شد که سراغ این اثر بروم. با خودم فکر میکردم که انقلاب میجی در ژاپن نیمه دوم قرن نوزدهم آغاز شد در حالی که ما در کشورمان اصلاحات امیرکبیر را داشتیم، آنها بعد از ما شروع به اصلاحات کردند با این حال ژاپن از ایران پیش افتاد و قدم به دنیای صنعتی گذاشت و ما عقب ماندیم.
وی افزود: راهیابی ژاپن به دنیای مدرن در بخشهای اولیه کتاب آمده است. در واقع كتاب مروری به تاريخ 150 ساله ژاپن دارد كه چگونه در كمتر از يك نسل از جامعهای پسافئودالی به سوی کشوری صنعتی پیش رفت.
سرزمین ژاپن از چهار جزیره هوکایدو، هونشو، شیکوکو و کیونشو تشکیل شده که تا نیمه قرن نوزدهم میلادی کشوری ناشناخته بود که عمدتاً زیر سایة سنگین تاریخی و تمدنی همسایه بزرگ خود، چین به سر میبرد و کمتر نامی از آن در تاریخ روابط شرق و غرب از عهد باستان، سدههای میانه و حتی عصر جدید تا نیمه قرن نوزدهم برده شده بود.
اینکه چگونه ژاپن در کمتر از پنج دهه توانست به یک قدرت بزرگ آسیایی تبدیل شود و حتی در آغاز قرن بیستم (سال 1904) روسیه را که یک امپراتوری قدرتمند اروپایی بود در نبردی برق آسا شکست دهد و پس از چند دهه عملاً به یک قدرت صنعتی و نظامی قارهای و حتی بین قارهای تبدیل شود و سپس به دنبال 150 سال اصلاحات و ضد اصلاحات نظامی گری و جنگ و اشغال نظامی در پایان قرن بیستم خود را تا سطح یک قدرت بزرگ اقتصادی در جهان ارتقا دهد موضوعی است که کتاب حاضر به بررسی و واکاوی آن میپردازد. در این کتاب نشان داده میشود که ژاپن چگونه در کمتر از یک نسل از جامعة پسافئودالی به اشکال آغازین تولید صنعتی گام گذاشت، تجربهای دردناک برای ژاپنیها که ناچار از پشت سر گذاشتن سنت و آسیایی گری و رفتن به سوی تجدد و غرب گرایی شدند.
عروس فریبکار
مارگارت اتوود
شهین آسایش
زينيا زن بينظيري است؛ اما اين بينظيري به سود رز، كرز و توني نيست؛ زناني كه دلنشينترين بهانههاي هستي خود را بر سر آشنايي با اين زن باهوش و زيبا ميگذارند. حاصل اعتماد اين سه زن به زينيا، زني كه بيقيدانه بدانديش است و دلفريبانه زيبا، زخم مشتركي است كه با مرگ زينيا تسكيني ناچيز يافته است. و اكنون زينيا هر چند گذشته است اما ناگهان ظاهر شده، شايد براي آن كه همچنان ويراني به بار آورد.
عزازیل
یوسف زیدان
ترجمه: فریبا حزباوی
رمان «عزازیل» اثر یوسف زیدان، نویسنده و پژوهشگر مصری، در سال ۲۰۰۸ منتشر شد و در همان سال جایزه بوکر عربی (جایزه بینالمللی رمان عربی) را از آن خود کرد. این اثر که هم در میان منتقدان ادبی و هم در میان نهادهای دینی جنجالهای فراوانی برانگیخت، بهویژه در مصر و در میان کلیسای قبطی با واکنشهای تندی روبهرو شد.
رمان به شکل مجموعهای از طومارها یا نسخههای خطی روایت میشود که راوی آن، هیپا، راهبی مصری در قرن پنجم میلادی است. هیپا این طومارها را مینویسد تا کشمکشهای درونی، تردیدهای ایمانی و تجربیات زیستهاش را ثبت کند. این شیوهی روایی که در قالب اعترافات نوشتاری یک راهب شکل گرفته، به داستان حس و بویی اسنادی و شبهتاریخی میبخشد، هرچند بسیاری از شخصیتها و رخدادهای فرعی ساخته و پرداختهی ذهن نویسندهاند.
در قلب رمان، کشمکشی همیشگی میان ایمان و شک جریان دارد. هیپا در طول روایت مدام میان باور راسخ مذهبی و پرسشهای عقلانی در نوسان است، و شخصیت عزازیل که همچون صدای وسوسه یا شیطان با او به گفتوگو مینشیند، در واقع نمادی از دوگانگی درونی انسان میان عقل و ایمان است. این گفتوگوهای درونی، محور اصلی تحول روانی و فکری راوی را شکل میدهند.
زیدان در این رمان به رویدادهای واقعی تاریخی نیز میپردازد، از جمله قتل فجیع هیپاتیا، فیلسوف و ریاضیدان زن اسکندرانی، به دست جمعیتی مسیحی متعصب، و همچنین مناقشات کلامی شورای افسس در سال ۴۳۱ میلادی میان نسطوریان و طرفداران کوریلوس اسکندرانی. از خلال این رخدادها، نویسنده تصویری تیره و پرتنش از دورانی ترسیم میکند که اختلافنظرهای الهیاتی به خشونت، کشتار و سرکوب میانجامد.
یکی از جنجالیترین وجوه رمان، شیوهی به تصویر کشیدن برخی از رهبران کلیسای اولیه است که گاه به قدرتطلبی، خشونت و ریاکاری متهم شدهاند. همین جنبه بود که خشم و اعتراض شدید کلیسای قبطی مصر و بخشی از جامعه قبطی را برانگیخت؛ آنان رمان را اهانتی به مقدسات دینی و تحریفی از تاریخ مسیحیت اولیه دانستند. در برابر این انتقادها، زیدان همواره تأکید کرده که رمانش نقدی بر خشونتی است که به نام دین - هر دینی - اعمال میشود، نه حملهای به آیین یا مذهب خاصی.
در کنار این لایههای تاریخی و الهیاتی، رمان بعد عاطفی و جسمانی نیز دارد. هیپا در طول داستان درگیر روابطی عاطفی و جسمانی با دو زن، اکتاویا و مارتا، میشود که این پیوندها با نذر رهبانیتش در تضادی آشکار قرار میگیرند. این تقابل، بازتاب دیگری از همان کشمکش بنیادین میان روح و جسم، امر آسمانی و امر زمینی است که در سراسر رمان جریان دارد.
داستان در بستر واقعیِ افول امپراتوری روم و شکلگیری تدریجی الهیات مسیحی رخ میدهد، دورانی که هنوز مرزهای عقیدتی مربوط به طبیعت مسیح بهطور قطعی تثبیت نشده بود. زیدان که خود پژوهشگر و متخصص نسخههای خطی و تاریخ اندیشهی اسلامی-مسیحی است، از دانش تخصصیاش برای بازسازی دقیق و باورپذیر فضای آن دوران بهره گرفته است.
نثر زیدان در این اثر آمیزهای است از زبانی کهن و شاعرانه با تحلیلی روانشناختی و مدرن از کشمکشهای درونی انسان، آمیزهای که تنش میان گذشتهی تاریخی و دغدغههای معاصر همچون تعصب، خشونت مذهبی و آزادی اندیشه را برجسته میسازد. از اینرو، «عزازیل» را میتوان هم رمانی تاریخی و هم تأملی فلسفی دربارهی سرشت دوگانهی ایمان و شک در وجود انسان دانست.
غرور
مایکل اریک دایسون
مهین خالصی
در مجموعه پیش رو در باب هفت گناه کبیره که به همت کتابخانه عمومی نیویورک و انتشارات دانشگاه آکسفورد انتشار یافته است سعی شده تا در قالب مجلدهای مجزا و از چشمانداز جهان امروز، بهویژه سنت فرهنگی مغربزمین، از هر یک از این گناهان در گذشته و امروز و بهویژه در سنت مسیحی پرداخته شود.
در این راه سعی شده تا با به کارگیری زبانهای مختلف (جِد و طنز)، وضعیت اسفبار، انسدادها و وضعیت متناقض حاصل از ارتکاب این گناهان در جهان امروز به تصویر کشیده شود. با توجه به اینکه برخی گناهان در برگیرنده گناهان دیگری هستند و بر اساس منابع دینی واژگان مشابهی برای ارجاع به یک مفهوم مشترک به کار برده میشود، این فهرست گناهان کبیره به ترتیبی که امروز میشناسیم رتبهبندی شدند:
تکبر، طمع، بیبندو باری، حسد، شکمبارگی، غضب و تنپروری.
از میان همه گناهان کبیره، به احتمال قوی غرور است که این بحث دامن می زند که آیا اصلاً باید آن را گناه به حساب آورد یا خیر. در واقع بدون حس غرور انسان نمیتواند در زمینه فعالیت خویش به برتری دست یابد یا به تلاش برای رسیدن به آن ادامه دهد.
غرور خوب است یا بد؟ بستگی به این دارد که تصورمان از غرور چه باشد، به چه منابع و تاریخی استناد کنیم، آن را در کدام زمینههای اجتماعی و سیاسی بررسی کنیم، مذهبی باشیم یا غیرمذهبی، و چه تصوری از رذیلت و فضیلت داشته باشیم.
غضب
رابرت ای . اف تورمن
مهین خالصی
در مجموعه پیش رو در باب هفت گناه کبیره که به همت کتابخانه عمومی نیویورک و انتشارات دانشگاه آکسفورد انتشار یافته است سعی شده تا در قالب مجلدهای مجزا و از چشمانداز جهان امروز، بهویژه سنت فرهنگی مغربزمین، از هر یک از این گناهان در گذشته و امروز و بهویژه در سنت مسیحی پرداخته شود.
در این راه سعی شده تا با به کارگیری زبانهای مختلف (جِد و طنز)، وضعیت اسفبار، انسدادها و وضعیت متناقض حاصل از ارتکاب این گناهان در جهان امروز به تصویر کشیده شود. با توجه به اینکه برخی گناهان در برگیرنده گناهان دیگری هستند و بر اساس منابع دینی واژگان مشابهی برای ارجاع به یک مفهوم مشترک به کار برده میشود، این فهرست گناهان کبیره به ترتیبی که امروز میشناسیم رتبهبندی شدند:
تکبر، طمع، بیبندو باری، حسد، شکمبارگی، غضب و تنپروری.
غول مدفون
نام نویسنده : کازوئو ایشی گورو
نام مترجم : سهیل سمی
قهرمانهای داستان کتاب غول مدفون «اکسل» و «بیئتریس»، زوج کهنسالی هستند که برای پیدا کردن پسر گمشدهشان راهی سفر میشوند. این سفر در بریتانیای قدیم رخ میدهد. زمانی که ساکسونها و برایتونها پس از جنگی خانمانسوز در صلحی شکننده زندگی میکنند. صلحی که حاصل توافق یک فراموشی است. یک فراموشی همهگیر که به شکل مه در کل سرزمین پخش شده است. این مه به خاطر نفس یک اژدهاست و خاطره جنگ، عشق و نفرت و خونخواهی را از یاد مردم برده. «اکسل» و «بیئتریس» در طول سفرشان با آدمهای جدیدی روبرو میشوند. یک جنگجوی جوان ساکسون را میبینند که دنبال مادرش میگردد و نیز افراد دیگر که در داستان به تفصیل آمده. غول مدفون همان رازی است که آرام آرام گشوده و به نتیجه نامنتظرهای ختم میشود. در آخر، هیبت غول به کل جلوی چشمان خواننده قرار میگیرد و اینجاست که مخاطب عظمت آن را درک میکند و میفهمد اصلاً و برای چه این غول در ابتدای داستان دفن شده است. شیوه بازگویی این راز، اوج هنر نویسنده در خلق جهانی شناور است و در نهایت خواننده با پرسش اصلی روبرو میشود: آیا باید گذشته را فراموش کرد تا به آرامش رسید؟ در رمان «ایشی گورو» عشق بر همه چیز چیره میشود الا مرگ.
روزنامه «گاردین» این رمان را به عنوان مهمترین رمان سال ٢٠١٥ انتخاب کرده است. «موراکامی» نویسنده و منتقد معروف ژاپنی درباره «ایشیگورو» میگوید: «هر یک از کارهای این نویسنده جدید است و هر بار که کتابی تازه از او به چاپ میرسد با عجله خودم را به کتابفروشی میرسانم.»
در داخل حفره موقعیت و حالت پیکر و اژدها هیچ تغییری نکرده بود اگر هم حواس حیوان با نزدیک شدن بیگانه ها به او هشدار داده بوذ و به خصوص غریبه ای که به داخل حفره می رفت هیچ واکنشی که گویای هوشیاری کوئریسگ باشد دیده نمیشد آیا حال مهره های پشت حیوان بود که شدید تر از قبل بالا و پایین می رفت؟آیا در باز و بسته شدن آن چشم با روکش عجیبش هوشیاری جدیدی محسوس بود؟اکسل مطمئن نبود اما همانطور که به آن موجود خیره شده بود به فکرش رسید که آن بوته ولیک تنها موجود زنده دیگر در حفره برای آن موجود منشا آرامش بسیار شده بود و حتی حال در ذهنش به سمت آن بوته دست دراز میکرد اکسل متوجه شد که این تصور خیالی بیش نیست اما هرچه بیشتر نگاه میکرد آن تصور به نظرش واقعی تر می آمد چطور آن بوته تک آنجا روییده بود؟آیا کار خود مرلین نبود تا آن موجود همراهی داشته باشد؟
فرار کن، خرگوش
جان آپدایک
ترجمه: سهیل سمی
«روایتی تیز، آزارنده و عمیق از فقدان و جستوجو؛ نوشتهشده با نثری سرشار از احساس، اما همواره مهارشده و تحت کنترلی بیخدشه.» — روزنامه کانزاس سیتی استار
رمان «فرار کن خرگوش» اثری است که جان آپدایک را بهعنوان یکی از مهمترین رماننویسان آمریکا—در نسل خود و حتی در هر نسل دیگری—بر سر زبانها انداخت.
قهرمان داستان، هری «خرگوش» اَنگستروم، بسکتبالیست سابق دوران دبیرستان است که ناگهان و از سر هیجان لحظهای، همسر و پسر خردسالش را ترک میکند. او بیستوششساله است؛ مردی-کودکی گرفتار میان کشمکش غریزه و اندیشه، فردیت و اجتماع، لذتجویی و وظیفه خانوادگی—و حتی، به معنایی عمیقتر، میان سنگدلی انسانی و رحمت الهی.
گرچه فرار او از خانه مسیری پرپیچوخم و گاه پر از طفرهرفتن و گریز است، اما همچنان باور دارد که قدم در راهی درست گذاشته است؛ راهی نامرئی که بهسوی رستگاری شخصیاش میرود، راستخط و استوار، همچون لبهٔ یک خطکش.